ابله میگوید خدایی نیست برای سالار سرایندگان. مزمور داوود.
۱ابله در دل خود میگوید: «خدایی نیست!» اینان فاسدند و کارهایشان کراهتآور است! نیکوکاری نیست!۲خداوند از آسمان بر بنی آدم مینگرد، تا ببیند آیا کسی هست که عاقلانه رفتار کند و خدا را بجوید.۳همه گمراه گشتهاند، و با هم فاسد شدهاند! نیکوکاری نیست، حتی یکی!۴آیا بدکاران را شناختی نیست؟ آنان که قوم مرا فرو میبلعند چنانکه گویی نان میخورند، و خداوند را نمیخوانند؟۵آنجا ایشان سخت ترسانند، زیرا خدا با مردمان پارسا است.۶شما تدبیرهای ستمدیدگان را باطل میسازید، اما خداوند پناه ایشان است.۷کاش که نجات برای اسرائیل از صَهیون فرا میرسید! چون خداوند سعادت گذشته را به قوم خویش بازگردانَد، یعقوب به وجد آید و اسرائیل شادی کند!
End of Psalms 14 · 7 verses (Persian NMV)
