ای ستمدیده و طوفان زده
شاعر و آهنگساز آزاده تقی پور
ای ستمدیده و طوفان زده
ای که تسلی نیافته ای
ای تو مطرود و رنجیده دل
ای که متروک و گمگشته ای
بشنو تو ندای منجیت را
که امین بر وعده اش می ماند
بشنو تو ندای منجیت را
که تو را به سوی خود میخواند
ترس و وحشت از تو رخت خواهد بست
با تو عهدی جاودان خواهم بست
روی خود را بر تو تابان سازم
در کنارت تا ابد میمانم
در عدالت استوار خواهی ماند
در امان از ظلم کَس خواهی ماند
من تو را با لعل و با فیروزه
خواهم آراست من تو را هر روزه
بانگ شادی سر ده فریاد کن
خیمه ات را به وسعت برپا کن
مژده این است من تو را خواهانم
با شفقت من تو را باز آرم
گر کوهها بلرزند اما محبت من به تو
زائل نخواهد شد
