از حفظ یک مزمور تا لمس حضور خدا
مشارکت هفتگی

از حفظ یک مزمور تا لمس حضور خدا

دیروز
شهادت صوتی 0:00 / 0:00

زمانی که نوجوان بودم، اولین قسمتی که از کلام خدا حفظ کردم، مزمور بیست‌وسه بود. سال‌هاست که از اون روز می‌گذره و مزمور بیست‌وسه تو فصل‌های مختلف زندگی بهم قوت قلب داده. تو بیابان‌ها، سختی‌ها و چالش‌های زندگی، مثل یه نهری بوده برای بیابان جانم و همچنین تو روزهای خوب، مثل یک سرود شیرین شکرگزاری بوده.

می‌خوام امروز راجع به تجربه هستی با شما حرف بزنم. هستی که از روزهای سختی تو زندگیش می‌گذشته، توی یکی از جلسات مشارکت هفتگی که پیغام راجع به مزمور بیست‌وسه بوده، و این مزمور مثل یک نوری بوده که توی تاریکی، راه‌های زندگی هستی روشن می‌شه. او جان تازه می‌گیره، امید تازه از خدا دریافت می‌کنه و تصمیم می‌گیره که این مزمور رو حفظ کنه.

همسر هستی که فردی سال‌خورده هست و متأسفانه سال‌هاست که دچار بیماری اعتیاده، یک روزی که هستی توی خونه مشغول خوندن و حفظ کردن مزمور بیست‌وسه بوده، همسرش یک سؤالی ازش می‌پرسه که حسابی اونو به وجد می‌آره. سؤال همسرش این بوده: «می‌شه من هم این مزمور رو حفظ کنم؟»

و این سؤال بسیار برای هستی دلنشین و امیدبخش بوده. می‌خوام از شما دعوت کنم تا با هم برای همسر هستی دعا کنیم تا خداوند قلبش رو لمس کنه و او رو شفای تازه بده و زندگیش رو کاملاً دگرگون کنه و در آخر، شاهد این‌که کلام خدا چطور و به چه روش‌های زیبایی این‌چنین توی دل‌ها ریشه می‌کنه و همچنین امید می‌بخشه، اشتیاقی تازه برای شناخت خدا ایجاد می‌کنه، واقعاً و حقیقتاً موجب تشویق و دلگرمیه.

لینک کپی شد