نگاه خود را بر عیسی بدوزیم
ذهن ما میتواند از آنچه در اطرافمان میگذرد بهراحتی آشفته و پریشان شود. در میان این عدماطمینان، آرامش واقعی زمانی پیدا میشود که نگاهمان را بر عیسی بدوزیم. در این قسمت بررسی میکنیم که چگونه تمرکز بر او همهچیز را تغییر میدهد.
خوشآمدگویی و شهادت
به یکدیگر خوشآمد بگویید ودر مورد این پرسشها مشارکت کنید:
- این هفته، چه چیزی بیش از همه ذهن شما را مشغول کرده است؟
شهادت دلگرمکنندهای از ایمانداران را میتوانید از طریق این ویدیو مشاهده نمایید.
چند دقیقه را باهم در دعا بگذرانید:
- یک یا دو نفر برای کار خدا در این روزها شکرگزاری کنید. همچنین یک نفر برای مشارکت امروز دعا کند.
پرستش
با پرستش زیر خدا را بستایید
اگر کسی از اعضای گروه شما سازی مینوازد از متن سرودها همراه با آکورد که در زیر قرار دارد استفاده کنید تا پرستش زنده داشته باشید.
برگهٔ آکورد https://www.kalameh.com/node/6929?type=Minor&?chord=B
برگهٔ آکوردبرگهٔ آکورد https://www.kalameh.com/node/6933?type=Minor&?chord=D
کلام خدا
چند نفر از اعضا، آیات زیر را بلند بخوانند.
چشمان خود را به سوی کوهها برمیافرازم؛ یاریِ من از کجا میرسد؟ یاری من از سوی خداوند است که آسمان و زمین را آفرید.
چشمان خود را به سوی کوهها برمیافرازم؛ یاریِ من از کجا میرسد؟ یاری من از سوی خداوند است که آسمان و زمین را آفرید.
آن روز چون غروب فرا رسید، عیسی به شاگردان خود گفت: «به آن سوی دریا برویم.» آنها جمعیت را ترک گفتند و عیسی را در همان قایقی که بود، با خود بردند. چند قایق دیگر نیز او را همراهی میکرد. ناگاه تندبادی شدید برخاست. امواج چنان به قایق برمیخورد که نزدیک بود از آب پر شود. امّا عیسی در عقب قایق، سر بر بالشی نهاده و خفته بود. شاگردان او را بیدار کردند و گفتند: «استاد، تو را باکی نیست که غرق شویم؟» عیسی برخاست و باد را نهیب زد و به دریا فرمود: «ساکت شو! آرام باش!» آنگاه باد فرو نشست و آرامش کامل حکمفرما شد. سپس به شاگردان خود گفت: «چرا اینچنین ترسانید؟ آیا هنوز ایمان ندارید؟» آنها بسیار هراسان شده، به یکدیگر میگفتند: «این کیست که حتی باد و دریا هم از او فرمان میبرند!»
آن روز چون غروب فرا رسید، عیسی به شاگردان خود گفت: «به آن سوی دریا برویم.» آنها جمعیت را ترک گفتند و عیسی را در همان قایقی که بود، با خود بردند. چند قایق دیگر نیز او را همراهی میکرد. ناگاه تندبادی شدید برخاست. امواج چنان به قایق برمیخورد که نزدیک بود از آب پر شود. امّا عیسی در عقب قایق، سر بر بالشی نهاده و خفته بود. شاگردان او را بیدار کردند و گفتند: «استاد، تو را باکی نیست که غرق شویم؟» عیسی برخاست و باد را نهیب زد و به دریا فرمود: «ساکت شو! آرام باش!» آنگاه باد فرو نشست و آرامش کامل حکمفرما شد. سپس به شاگردان خود گفت: «چرا اینچنین ترسانید؟ آیا هنوز ایمان ندارید؟» آنها بسیار هراسان شده، به یکدیگر میگفتند: «این کیست که حتی باد و دریا هم از او فرمان میبرند!»
عیسی بیدرنگ شاگردان را بر آن داشت تا در همان حال که او مردم را مرخص میکرد، سوار قایق شوند و پیش از او به آن سوی دریا بروند. پس از مرخص کردنِ مردم، خود به کوه رفت تا به تنهایی دعا کند. شب فرا رسید و او آنجا تنها بود. در این هنگام، قایق از ساحل بسیار دور شده و دستخوش تلاطم امواج بود، زیرا بادِ مخالف بر آن میوزید. در پاس چهارم از شب، عیسی گامزنان بر روی آب به سوی آنان رفت. چون شاگردانْ او را در حال راه رفتن روی آب دیدند، وحشت کرده، گفتند: «شبح است»، و از ترس فریاد زدند. امّا عیسی بیدرنگ به آنها گفت: «دل قوی دارید. من هستم، مترسید!» پطرس پاسخ داد: «سرور من، اگر تویی، مرا بفرما تا روی آب نزد تو بیایم.» فرمود: «بیا!» آنگاه پطرس از قایق بیرون آمد و روی آب به سوی عیسی به راه افتاد. امّا چون باد را دید، ترسید و در حالی که در آب فرو میرفت، فریاد برآورد: «سرور من، نجاتم ده!» عیسی بیدرنگ دست خود را دراز کرد و او را گرفت و گفت: «ای کمایمان، چرا شک کردی؟» چون به قایق برآمدند، باد فرو نشست. سپس کسانی که در قایق بودند در برابر عیسی روی بر زمین نهاده، گفتند: «براستی که تو پسر خدایی!»
عیسی بیدرنگ شاگردان را بر آن داشت تا در همان حال که او مردم را مرخص میکرد، سوار قایق شوند و پیش از او به آن سوی دریا بروند. پس از مرخص کردنِ مردم، خود به کوه رفت تا به تنهایی دعا کند. شب فرا رسید و او آنجا تنها بود. در این هنگام، قایق از ساحل بسیار دور شده و دستخوش تلاطم امواج بود، زیرا بادِ مخالف بر آن میوزید. در پاس چهارم از شب، عیسی گامزنان بر روی آب به سوی آنان رفت. چون شاگردانْ او را در حال راه رفتن روی آب دیدند، وحشت کرده، گفتند: «شبح است»، و از ترس فریاد زدند. امّا عیسی بیدرنگ به آنها گفت: «دل قوی دارید. من هستم، مترسید!» پطرس پاسخ داد: «سرور من، اگر تویی، مرا بفرما تا روی آب نزد تو بیایم.» فرمود: «بیا!» آنگاه پطرس از قایق بیرون آمد و روی آب به سوی عیسی به راه افتاد. امّا چون باد را دید، ترسید و در حالی که در آب فرو میرفت، فریاد برآورد: «سرور من، نجاتم ده!» عیسی بیدرنگ دست خود را دراز کرد و او را گرفت و گفت: «ای کمایمان، چرا شک کردی؟» چون به قایق برآمدند، باد فرو نشست. سپس کسانی که در قایق بودند در برابر عیسی روی بر زمین نهاده، گفتند: «براستی که تو پسر خدایی!»
پیام این هفته
پیام زیر را با هم تماشا کنید
بحث و گفتگو:
دربارهٔ پرسشهای زیر با یکدیگر مشارکت کنید:
- چرا تمرکز بر چیزهایی که ما را منحرف میکنند اینقدر آسان است، و این موضوع چه تأثیری بر آرامش و دیدگاه ما دارد؟
- تجربهای را به اشتراک بگذارید که در میان طوفانهای زندگی، تمرکز خود را بر عیسی قرار دادید — این کار چه تأثیری بر شما داشت؟
دعا
برای این موضوعات دعا کنید:
- دعا کنید که در میان نگرانیها و ترسها، چشمانتان به عیسی دوخته بماند و قلبتان از آرامش او سرشار شود.
- دعا کنید که ایمانداران در زمانهای سخت، شاهدان زندهٔ آرامش خدا باشند و زندگیشان باعث دلگرمی و امید برای دیگران گردد.
- دعا کنید که در میان بحرانها و ناامیدیها، دلهای مردم برای دریافت امید و آرامش واقعی گشوده شود و در دل طوفان، خدا را بهعنوان پناه خود بشناسند.
تمرین کاربردی هفته
- هر روز یک «طوفان» واقعی در زندگیتان را مشخص کنید (مانند ترس، آینده، مسائل مالی، خانواده و …). هر زمان که این نگرانیها و افکار به ذهنتان میآید، آگاهانه تمرکز خود را به عیسی مسیح معطوف کنید و به یاد بیاورید که او بر هر طوفانی اقتدار دارد و همراه شماست.
- میتوانید در این هفته مزمور ۱:۱۲۱-۲ را حفظ کنید تا در مواقع نیاز آن را به یاد آورید.
- همچنین در طول هفته، یک نفر مشخص را که در «طوفان» قرار دارد انتخاب کنید و دستکم دو بار آگاهانه از طریق پیام، تماس یا دیدار با او ارتباط برقرار کنید. به نگرانیهای او گوش دهید، سپس آیهای از کتابمقدس را با او در میان بگذارید، و مهمتر از همه، همانجا یا در همان لحظه برای آرامش و حضور خدا در زندگی او دعا کنید.
