/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
Back

"حس ششم"

مریم دانشور

 

به‌یاد دارم در دوران کودکی از اینکه در اتاقی تاریک تنها باشم می‌ترسیدم و تا سال‌ها از ترس وجود ارواح و افراد ناشناخته در پشت پنجره رو به دیوار می‌خوابیدم و سرم را زیر پتو پنهان می‌کردم. اما با ورود به سن نوجوانی دریافتم که نه تنها من بلکه سایر کودکان هم درگیر چنین ترس‌هایی هستند و حتی بعدها فهمیدم که بعضی از بزرگسالان نیز هنوز با ترس‌های مشابهی دست و پنجه نرم می‌کنند.

فیلم حس ششم (The Sixth Sense) که توسط نایت شیامالان (M. Night Shyamalan) نوشته و کارگردانی شد و در سال ۱۹۹۹ به اکران درآمد پسربچه‌ای را به تصویر می‌کشد که می‌تواند ارواح مرده‌ها را ببیند اما به‌دلیل اقتضای سنش از در میان گذاشتن این راز با دیگران امتناع می‌ورزد و با این مشکل به تنهایی دست ‌به گریبان است. مالکوم کرو (Malcolm Crow) دکتر روانشناسی که نقش آن را بروس ویلیس (Bruce Willis) بازی می‌کند در تلاش است پرده از اسرار کول (Cole) بردارد و به‌نوعی با این کودک ارتباط برقرار کند.

 
 

اما آیا هدف فیلم تنها به این خلاصه می‌شود که دو ساعت بر روی صندلی بنشینیم و تحت‌تأثیر موسیقی زیبا و هیجان‌انگیز و صحنه‌های تکان‌دهنده که حاصل هنرنمایی "بروس ویلیس" و "هلی جوئل اسمت" می‌باشد از ترس و وحشتی که در دوران کودکی برایمان عذاب‌آور بود لذت ببریم؟

یکی از منتقدین می‌گوید: «وقتی برای اولین بار این فیلم را می‌دیدم نمی‌دانستم چه انتظاری باید داشته باشم. فکر می‌کردم بعد از یک روز پرکار بد نیست که یک فیلم خوش‌ساخت وحشتناک و هیجانی ببینم (چون که خیلی تعریف آن را شنیده بودم). اما مدت کوتاهی از شروع فیلم نگذشته بود که دریافتم اهدافی که این فیلم به‌دنبال دارد خیلی فراتر از این است که بینندگان را بترساند و آنها را مدتی سرگرم کند.»

گرچه فیلم "حس ششم" از این امتیاز نیز مستثنا نیست اما در تلاش است به نوعی توجه ببیننده را به این نکته جلب کند که چطور می‌توان با ترس‌هایی که در زندگی با آنها درگیر هستیم روبرو شویم.

 
 

کارگردان فیلم، نایت شیامالان می‌گوید: «"حس ششم" بر مبنای ترس انسان‌های واقعی، بچه‌های واقعی و بزرگسالان واقعی ساخته شده است. ترس از دست دادن، ترس از ناشناخته‌ها، ترس از داشتن توانایی و قدرتی که کمک می‌کند با آنچه که در پشت پرده قرار دارد روبرو شد و در آخر ترس از ندانستن احساسات درونی‌مان و واقعیات.»

واضح است که بیشترین تأکید کارگردان بر روی ایجاد ارتباط است. می‌بینیم که مالکوم تنها راه آزادی از ترسی که کول با آن دست به گریبان است را ایجاد ارتباط با ارواحی می‌داند که مدام در سر راه پسربچه قرار می‌گیرند.

 
 

نایت شیامالان در فیلم از صحنه‌های سمبولیک زیادی استفاده کرده که بایستی با ذره‌بین هنرمندان به آنها نگاه کرد. یکی از این صحنه‌های سمبولیک استفاده از در و پنجره است. او معتقد است که ارتباط نادرست همانند در و پنجره‌ای عمل می‌کند که ما را از رابطۀ عاشقانه و صمیمی که بدان نیازمندیم جدا می‌سازد.

داستان این فیلم به نوعی به زندگی هر یک از ما نیز بر می‌گردد. خوب است در زمانی که این فیلم را مجدداً یا برای اولین بار تماشا می‌کنید از خود بپرسید چه چیزهایی در زندگی من موجب ترس و نگرانی شده است. و آیا برای من هم جای امیدی هست.

در یکی از صحنه‌های فیلم کول (قهرمان فیلم) را می‌بینیم که برای فرار از ارواح مرده به دنبال جای امنی می‌گردد و پی می‌برد که تنها در کلیسا می‌تواند احساس امنیت ‌کند.

دوستان عزیز این نه تنها تجربه قهرمان فیلم است بلکه تجربه هزاران انسان دردمند و هراسانی است که با پناه بردن در آغوش گرم مسیح احساس امنیت را بدست آورده‌اند.

 
 

همچنین کارگردان فیلم ناخواسته به ما درس دیگری نیز می‌آموزد. ما نمی‌توانیم تنها به جنگ با ترس‌هایمان برویم. ما به یک دوست، به کسی که ما را باور کند و حاضر باشد تا آخرین لحظه در کنارمان بایستند نیاز داریم.

امروز مسیح پشت در قلب‌مان ایستاده تا ما را از ترس‌ها و نگرانی‌هایمان آزاد سازد و با ما ارتباط برقرار کند تا ما نیز بتوانیم وسیله‌ای باشیم برای کمک به انسان‌های دیگری که به‌نوعی با مشکلات دست‌ و پنجه نرم می‌کنند.

  

ارزیابی این مقاله ٣.١ from ٦٢ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ١ ٢ ٣ ٤ ٥  

نظرات ارسالی در مورد مقاله

فرستندۀ این روی خط ٥:٢٢:٣٧ ٩/١٩/٢٠٠٦

Haley Joel Osment





 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۱۵ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En