/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
Back

خدا آمد!

من نیز همچون تو اسیر بودم!

من نیز همچون تو غریب بودم!

در آشفته بازار هیاهوها!

در این بشکسته امواج و تلاطم‌ها!

در این مرداب بی‌مهتاب‌ها!

در این سرداب بی‌ایده‌ها!

من نیز همچون تو اسیر بودم!

که ناگاه مژده‌ای آمد....

سروشی،

دست غیبی،

هاتفی آمد، ندا در داد: ای زمین‌ها! ای گرفتاران!

ای غریبان در این آشفته بازار هیاهوها

ای اسیران در بند تلاطم‌ها

همینک آسمان بشکفت و دریا در خروش آمد

و دُر آمد و دُر آمد

مسیح آمد، مسیح آمد

خدا آمد.

 

 

عباس یاوری‌زاده


ارزیابی این مقاله ٢.٩ from ٤٩ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ١ ٢ ٣ ٤ ٥  

نظرات ارسالی در مورد مقاله

فرستندۀ این روی خط ٢٣:٤٠:٢٩ ٣/٢٨/٢٠٠٦

نويسنده احساس خوبي را بنادارد تا منتقل کند اما به نظر مي رسد که تلاش دارد تا با جمع بستن اسامي و افعال آن را ادا کند! تزکيبي از شعر نو و شعر کلاسيک است و قاعدتا اين دو هرگز با هم ترکيب تخواهند شد!





 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۱۵ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En