/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
Back

زندگی در خانوادۀ جدید

آرمان رشدی
 

در بحث‌هایی که تا به‌حال داشتیم‌، متذکر شدیم که طبیعت انسان در اثر گناه تباه شده و به همین دلیل او نمی‌تواند کاری برای نجات و رستگاری خود انجام دهد. لازم است که خدا ابتکار عمل را به‌دست گیرد و نجات او را تدارک ببیند. به‌همین منظور، خدا پسر یگانۀ خود عیسی مسیح را به این جهان فرستاد تا با مرگ خود بر صلیب نجات او را فراهم آورد. انسان باید با ایمان و توبه‌، به‌سوی خدا بازگشت کند. اگر چنین کند، تولد تازه می‌یابد و عادل شمرده می‌شود و عضو خانوادۀ خدا می‌گردد. در این شماره‌، به بحث در باره این موضوع‌ها خواهیم پرداخت که شخصی که اینچنین تولد تازه می‌یابد، چگونه باید رفتار کند، زندگی‌اش چگونه باید باشد، و خدا چه انتظاراتی از او دارد. این مسائل را در قالب تمثیل و حکایت مرد نیکوکاری بررسی خواهیم کرد که کودک بی‌سرپرستی را به فرزندی قبول می‌کند.

خانواده‌ای جدید

نجات ما مانند حکایت مرد نیکوکاری است که به قصد کمک به کودکان یتیم و بی‌سرپرست به کوچه‌ها می‌رود؛ به چند نفر از آنان بر می‌خورد و به آنها می‌گوید که اگر حاضر باشند اصول و مقررات خانۀ او را رعایت کنند، می‌توانند فرزندخواندۀ او شوند. کسی باور نمی‌کند و به او می‌خندند؛ اما پسربچه‌ای با سادگی کودکانه‌ای گفتۀ مرد نیکوکار را می‌پذیرد و با او روانۀ خانه‌اش می‌شود. فردای آن روز، آن مرد دست پسربچه را می‌گیرد و به اداره ثبت احوال می‌رود و اقدامات قانونی برای انتقال نام او به شناسنامه خودش و دریافت شناسنامه‌ای جدید برای او را آغاز می‌کند. آن پسربچه قانوناً فرزند آن مرد نیکوکار می‌گردد؛ او از زندگی در کوچه‌ها به خانواده‌ای شریف و اصیل منتقل شده است‌. همه اعضای خانواده و خویشان مرد نیکوکار، او را به‌عنوان فرزند و عضو جدید خانواده می‌پذیرند. او از تمام حقوق و امتیازات قانونی خانواده جدید برخوردار است‌؛ تمام امکانات رفاهی آن خانواده‌، چه از نظر فردی و چه از نظر اجتماعی‌، شامل حال او نیز می‌گردد. اما نه فقط این‌، بلکه او از حمایت‌، محبت‌، و توجه اعضای این خانواده نیز بهره‌مند می‌گردد.

اما همۀ اینها، مواهب و امتیازاتی است که از بالا یعنی از طرف خانواده نصیب او می‌گردد. اگر چنین موهبت و اقبالی به او روی آورده‌، مطلقاً به‌علت شایستگی و استحقاق و استعدادهای ذاتی او نبوده‌، بلکه فقط و فقط در اثر لطف و محبت بی‌قید و شرط آن مرد نیکوکار بوده است‌. او برای دریافت این "رستگاری‌" هیچ عملی که سزاوار چنین موهبت و محبتی باشد، انجام نداده و نمی‌تواند هم انجام دهد. به‌عبارت دیگر، تا به این مرحله‌، آن پسربچه‌، جز پذیرش دعوت و پیشنهاد مرد نیکوکار، عمل دیگری نمی‌توانست انجام دهد. تا به این مرحله‌، ابتکار عمل فقط در دست آن مرد بود. اما از اینجا به بعد است که انتظار می‌رود آن پسر نیز که اکنون فرزند و عضو این خانواده شده‌، به بعضی از وظایف عمل کند، وظایفی که برای هر عضو خانواده طبیعی و واجب است‌. این فرزند جدید در آغاز راه قرار دارد، در آغاز راهی طولانی از آموختن و رشد.

اصولِ زندگی در خانوادۀ جدید

خانوادۀ جدید اصولی خاص برای زندگی دارد؛ انتظار مرد نیکوکار این است که فرزندان جدید خانواده‌، این اصول را بیاموزند و به آنها عمل کنند. این شرطی بود که مرد نیکوکار از آغاز برای پذیرش ایشان گذاشته بود. برخورداری از مقام فرزندخواندگی مستلزم رعایت این اصول است‌. فرزند جدید نمی‌تواند بگوید که من فلان یا فلان اصل و مقررات را نمی‌پذیرم یا نمی‌پسندم یا مطابق با فرهنگ و طرز فکر و سلیقۀ من نیست‌. پذیرش دعوت مرد نیکوکار به معنی پذیرش این شرط بود، یعنی عمل کردن به اصول و مقررات خانوادۀ جدید. هرگونه بهانه برای تخطی و گریز از این اصول‌، به‌منزله نادیده انگاشتن شرط اولیه می‌باشد.

آموختنِ این اصول‌

فرزند جدید باید بکوشد این اصول را به‌دقت بیاموزد. او باید "شاگردی" کوشا باشد. اصول و مقررات این خانوادۀ الهی‌، در "کتاب‌مقدس‌" نوشته شده است‌. با مطالعه کتاب‌مقدس‌، می‌تواند این اصول را فراگیرد. فرزند جدید باید همچون شاگردی کوشا، این کتابِ اصول را مطالعه کند و بیاموزد. عدم مطالعۀ دقیق و مشتاقانۀ کتاب‌مقدس به‌معنی بی‌توجهی به تعهدی است که به این مرد نیکوکار و این پدر مهربان سپرده است‌.
او باید همچون همۀ شاگردان کوشا، انضباط و دیسیپلین داشته باشد. او باید "آموختن‌" را بالاتر از راحتی و تفریح و خوشی خود قرار دهد. او باید بر خود سخت بگیرد تا در مکتب پدر مهربانش پیشرفت کند. آموختن‌، پیشرفت‌، و دگرگون شدن‌، عمیقاً وابسته است‌ به داشتنِ انضباط‌، نظم‌، برنامه‌ریزی‌، و دیسیپلین‌. بدون آن‌، فرزند خانواده یقیناً ضرر خواهد دید.

رعایتِ این اصول‌

اما مطالعۀ "کتابِ اصولِ خانواده" کافی نیست‌. فرزند جدید باید اصول را به‌موقع اجرا بگذارد. او باید با علاقه در صدد این باشد که اصول این پدر مهربان را مشتاقانه و عاشقانه رعایت کند. عیسای مسیح فرمود:‌ «نه هر که مرا خداوند خداوند گوید داخل ملکوت آسمان گردد، بلکه آنکه اراده پدر مرا که در آسمان است به‌جا آورد» (متی ۷:‏۲۱). یعقوب نیز می‌فرماید:‌ «لکن کنندگان کلام باشید، نه فقط شنوندگان که خود را فریب می‌دهند» (یعقوب ۱:‏۲۲). فرزند جدید باید با عشق و اشتیاق اصول این خانوادۀ الهی و احکام این پدر مهربان را به‌جا آورد، نه از روی اکراه یا اجبار.

در مسیحیت‌، این حالت را اطاعت می‌خوانیم‌. فرزند جدید باید اطاعت را بیاموزد.

تلاش برای انطباق با اصول جدید

اما انطباق دادنِ خود با اصولِ خانوادۀ جدید، کار سهلی نیست‌. ترک عادت‌های گذشته کار ساده‌ای نیست‌. یک شبه نمی‌توان ره صد ساله پیمود.

همۀ ایمانداران به مسیح باید این نکته را دائماً و با هوشیاری تمام به‌خاطر داشته باشند که تغییر رفتار و اخلاق و عادت‌ها نیاز به تلاشی پیگیر و تمرینی دائمی دارد. برای اینکه تغییر کنیم و رفته رفته شبیه مسیح گردیم‌، دو کار را باید همزمان انجام دهیم‌:‌ دعایی عمیق و صادقانه برای دریافت قدرت و کمک روح‌القدس‌، و تلاش هوشیارانه و تمرین و پشتکار! روشن است که این کاری است دشوار!

بله‌، زندگی مسیحی پیکاری است دائمی‌! تلاشی است برای اعتلا. کوششی است پیگیر و آگاهانه و هوشیارانه برای دگرگونی تدریجی و پیشرونده‌. استقرار ملکوت خدا در دل ما شبیه اثری است که خمیرمایه (خمیرترش‌) روی خمیر می‌گذارد؛ باید که خمیرترش به تغار زده شود و زمان بگذرد. خمیرترش کار خود را به‌موقع انجام خواهد داد.

ایماندار نیز باید بگذارد که کلام خدا، خمیرمایه‌وار، خمیر زندگی او را دگرگون سازد. باید کلام خدا را در عمق دل خود جای دهیم تا به‌تدریج بر جهان‌بینی‌، طرز فکر، رفتار، و خلق و خوی ما اثر بگذارد و طبیعت ما را دگرگون سازد و چهرۀ مسیح را در ما نقش کند.

جهان‌بینی نو در خانواده‌ای نو

رفتار و گفتار ما، و کلاً تمامی واکنش‌های ما در مقابل رویدادهای زندگی و رفتارهای مردم‌، از جهان‌بینی ما ناشی می‌شود. ما امور مختلف زندگی و روابط خود را با دیگران‌، از دریچۀ ادراک خاص خود از زندگی یا نگرش یا جهان‌بینی خود تعبیر و تفسیر می‌کنیم‌. اگر جهان‌بینی ما آمیخته به سوءظن و بدبینی باشد، واکنش ما نسبت به همه چیز و همه کس‌، بدبینانه و توأم با سوءظن خواهد بود؛ و اگر نسبت به زندگی و روابط‌مان با مردم‌، نگرشی امیدوارانه و مثبت و خوش‌بینانه داشته باشیم‌، رفتار و واکنشمان نیز مثبت خواهد بود. آیا خداوند ما عیسای مسیح نیز همین واقعیت را در نظر نداشت وقتی که فرمود:‌ «چراغ بدن چشم است‌. اگر چشم تو سالم باشد، تمام وجودت روشن است‌. اما اگر چشم تو سالم نباشد، تمام وجودت در تاریکی خواهد بود. پس اگر آن نوری که در تو است ظلمت باشد، آن چه ظلمت عظیمی خواهد بود» (متی ۶:‏۲۲ و ۲۳مژده‌)!

فرزند جدید، باید با جهان‌بینی این خانواده آشنا شود و آن را بر خود بگیرد. او باید طرز فکر خود را نو سازد. با طرز فکری نو و جهان‌بینی‌یی تازه‌، می‌توان رفتار و خلق و خوی جدیدی داشت‌. از اینرو است که پولس رسول در رومیان می‌فرماید:‌ «همشکل این جهان نشوید بلکه به‌وسیله تجدید افکار، وجود شما تغییر شکل یابد تا بتوانید اراده خدا را تشخیص بدهید و آنچه را که مفید و پسندیده و کامل است بشناسید» (رومیان ۱۲:‏۲ مژده‌). همچنین در افسسیان می‌فرماید:‌ «دل و ذهن شما باید کاملاً نو شود و شخصیت تازه‌ای را که در نیکی و پاکی حقیقی و به‌صورت خدا آفریده شده است‌، به خود بپوشانید» (افسسیان ۴:‏۲۳ و ۲۴ مژده‌). فرزند جدید خانواده باید اجازه بدهد کلام پدر مهربان در عمق دل او جای گیرد و جهان‌بینی او را تغییر دهد.

رفتاری نو

طرز فکر شخص را عوض کنید تا رفتارش عوض شود. جهان‌بینی جدیدی که ناشی از کلام پدر مهربان است‌، رفتاری جدید را تولید می‌کند. فرزند خانواده نباید این را از یاد ببرد که نمی‌تواند از جهان‌بینی منفی و نادرست خود، رفتاری درست و مثبت تولید کند. در اینجا است که کلام پرمغز خداوندمان را به‌یاد می‌آوریم که فرمود:‌ «یا درخت را نیکو گردانید و میوه‌اش را نیکو، یا درخت را فاسد سازید و میوه‌اش را فاسد، زیرا که درخت از میوه‌اش شناخته می‌شود... مرد نیکو از خزانه نیکوی دل خود چیزهای خوب بر می‌آورد و مرد بد از خزانه بد چیزهای بد بیرون می‌آورد» (متی ۱۲:‏۳۳ و ۳۵).

اگر ریشه درست باشد، میوه نیز درست خواهد بود. اشکال بسیاری از مسیحیان این است که کار اصلاح خود را از انتها شروع می‌کنند؛ می‌کوشند ثمره و میوه را درست کنند، در حالی که ریشۀ درخت خراب است‌. اول باید روی ریشه‌، روی خودِ درخت کار کرد؛ آنگاه میوه خودبه‌خود درست خواهد شد. با طرز فکری نو و جهان‌بینی‌یی تازه‌، می‌توان رفتار و خلق و خوی جدیدی داشت‌. اما اصلاح ریشه و درخت‌، اصلاح جهان‌بینی‌، همانطور که گفتیم‌، نیازمند کوششی مشتاقانه و زحمت و تمرین است‌. اما وقتی انجام شد، میوه‌هایی می‌آورد که باعث سربلندی و افتخار پدر مهربان خواهد شد (متی ۵:‏۱۶). باید که ثمرۀ شایستۀ توبه و تغییر جهان‌بینی را ظاهر کنیم (متی ۳:‏۸).

اینها تأملاتی بود در خصوص زندگی جدیدِ شخصی که تولد تازه یافته است‌. باشد که خداوند ما را در درک این حقایق یاری دهد. در شماره بعدی‌، نکات دیگری در همین زمینه ارائه خواهیم داد.


ارزیابی این مقاله ٣.١ from ٤٣ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ١ ٢ ٣ ٤ ٥  

نظرات ارسالی در مورد مقاله



برای این مقاله پیامی ارسال نشده است .




مقالات مربوطه :


 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۱۵ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En