/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
Back

تأملات روحانی/۳۴

گزیده‌هایی از هنری مارتین

برای من خداوند پدری است كه آغوش گرم و پرمحبت او همیشه در انتظار من است. بدون این آغوش، از شلاق سرما و عریانی خواهم مرد.

حتی آن هنگام كه به بالاترین دستاوردهای زندگی‌ام رسیدم، آنها را در برابر عظمت شاگردی عیسی غباری بیش ندیدم.

ترس از خدا و نه ترس از انسان لنگر وجودمان را محكم نگاه می‌دارد تا در روز داوری به بخشش الهی یقین داشته باشیم.

چقدر زیباست كه گاه آرامشمان را در برابر سیل انتقادات با سكوت حفظ كنیم تا آن‌كه بخواهیم متقابلاً دست به حمله بزنیم و از خود دفاع كنیم.

من برای خود دشمنی خطرناك‌تر از غرور نمی‌شناسم. اگر تنها رحمت الهی مرا از آتش دوزخ نجات داده است، چگونه می‌توانم به دستاویزی غیر از فیض الهی متمسك شوم.

با محبت می‌توان دریافت چه وقت سخن گفت و چه هنگام خاموش ماند. با محبت می‌توان دیگران را فهمید. براستی كه محبت كلید شناخت است.

زندگی مسیحی بسان صعودی است دشوار، همچون بالارفتن از تپه‌ای پرشیب و لغزنده. اما امید به رسیدن به قله، خستگی سفر را از جان بدر می‌كند و صعود را به آرامی میسر می‌سازد.

هیچ هدفی زیباتر از خدمت به خداوند و هیچ عملی شیرین‌تر از دعا برای فرزندان او وجود ندارد.

هر عملی در زندگی یا به بنای كلیسای خدا می‌انجامد و یا آن را تضعیف می‌كند.
راه ورود به آسمان تنگ و دشوار است اما هرگز از یاد نبریم كه مسیح خود این راه را پیمود و می‌خواهد آن را بار دیگر با ما بپیماید.

اگر مطابق معیارهای الهی زندگی كنیم گاه والاترین ارزشهای‌مان چه حقیر جلوه می‌نمایند. آن هنگام درمی‌یابیم كه خودشیفتگی واهی‌مان و جاه‌طلبی پایان ناپذیرمان بس بی‌مقدار است.

خدمت به معنای مددرسانی به شادی و منفعت دیگران است نه غرق شدن در جهان خواسته‌های شخصی.

راز شادزیستن در به‌دست آوردن نیست زیرا كه پایانی را برای خواسته‌هایمان نمی‌توان متصور شد. آنگاه كه از شهوت خواستن دست بشوییم، شادی را درخواهیم یافت.

به هنگام رویارویی با مسائل و مشكلات همیشه نمی‌توان انتظار داشت كه آنها از سر راه ما برداشته شوند. شاید هدف خدا آن است كه به‌جای تغییر مشكلات، به تغییر شخصیت‌ ما در بطن مشكلات بپردازد.

 

مأوای آرامش

با تو از عمق‌های وجود خود سخن می‌گویم

ای هستی مطلق و ای آرامگاه آرامش؛

ای که از فراقت آرامش نیز چون طوفانی زخم خورده از تیر هجر است.

ای گمشدۀ من، ای که در جستجوی من یافت شدی؛

ای عشق پنهان من، ای پاسخ بی‌نیاز نیازهای من؛

ای که از فراقت، یا عدم حس حضورت درمانده‌ام،

و در تلاطم ناآرامی‌های درونم همچون مرغی در قفس

یا که شمعی رو به زوالم که آرام و بی‌صدا در خود می‌سوزم.

می‌دانم که تیغ و مرهم در دست تو است؛

ای عارف شاه‌نشین، ای که تنهایی از حضورت می‌گریزد،

بیا و نزول کن، بیا و اعماق این دل را نظاره کن،

بیا و ویرانه را ببین، ای کاخ‌نشین کوخ دوست!

بیا و سریر خود را بر این عمارت ویران بگذار،

بیا که بی‌تو معماران در بنای این دیر خراب

جهد بی‌فایده می‌کنند و ملازمان تلاش بی‌ثمر!

بیا و ببین که این فریاد از عمق دردها است،

از وجودی دردمند و نادم و ناآرام،

که هیچ حضوری برای او پاسخ نیست.

ای خدا سخن بگو، نزول فرما، تسخیر کن این آشیانه را،

گرم کن این دل سرما زدۀ محزون را،

آرام کن این روح سرگردان و زخم خورده را،

بیرون کن تاریکی فراق را،

سیراب کن این زمین تشنه را!

نادر فرد

 

روح‌القدس

روح‌القدس از آسمان آتش بپا کن

تبدیلمان گردان و از عصیان جدا کن

باران آخر را تو بر جان کلیسا

جاری بساز و پر ز عیسای خدا کن

آری خداوندا، دگر طاقت نداریم

روح‌القدس را ای پدر همراه ما کن

روح‌القدس آیات خود را شعله‌ور کن

در نام عیسی درد و غم‌ها را دوا کن

اینک کلیسایت دگر بیدار گردان

روح‌القدس با فیض خود ما را صدا کن

روح‌القدس، آه ای شراب آسمانی

با عشق عیسی تشنگان را آشنا کن

در جان ما از آسمان آتش بپا کن

ما را تو با خود روح عیسی همنوا کن.

کیوان


ارزیابی این مقاله ٣ from ٤٩ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ١ ٢ ٣ ٤ ٥  

نظرات ارسالی در مورد مقاله



برای این مقاله پیامی ارسال نشده است .




 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۱۵ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En