/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
Back

"بینوایان"

روزبه نجّارنژاد

 

"بینوایان"
کارگردان: تام هوپر
فیلمنامه: ویلیام نیکلسون بر اساس کتاب بینوایان اثر ویکتور هوگو
موسیقی: کلاود میشل شونبرگ
بازیگران: هیو جکمن، راسل کرو، آن هاتاویروزبه نجارنژاد
 
 
کتاب برجستۀ بینوایان (LesMiserables) شاهکار هنری ویکتور هوگو به تشریح بی‌‌عدالتی‌‌های اجتماعی و فقر و فلاکت مردم فرانسه که منجر به سرنگونی ناپلون سوم و انقلاب فرانسه گردید می‌‌پردازد. ویکتور هوگو که به‌‌راستی یکی از مفاخر ادبیات اروپا و جامعه‌‌شناس فرانسوی است، با شخصیت‌‌پردازی بسیار قوی توانست چهره اقشار مختلف جامعه را به نمایش بگذارد و شخصیت‌‌های خلق شده که در واقع هر یک شاهکاری است که توسط این نویسنده چیره‌‌دست به تصویر کشیده شده، نمایانگر قشرهای گوناگون جامعه فرانسه در قرن نوزدهم می‌‌باشد. ژان والژان شخصیت اصلی رمان بینوایان است که هوگو آن را در سال ۱۸۶۲ نوشت. داستان از این قرار است که ژان والژان پس از دزدی یک تکه نان برای رفع گرسنگی بچه‌‌های خواهرش در زمان رکود اقتصادی تغییر مسیر می‌‌دهد و تبدیل به آدم نیکوکاری می‌‌شود. در این حین بازرس سمج و سخت‌‌گیری به نام ژاور در تعقیب اوست. پس از آشنایی والژان با اسقف موریل که شمعدانی‌‌های او را می دزدد و اسقف او را بخشیده و ادعا می‌‌کند که وی خود آنها را به والژان داده است، تغییری عظیم در والژان ایجاد می‌‌شود و این جرقه‌‌ای برای تبدیل والژان به بهترین مرد روزگار خود می‌‌شود.

با اینکه این داستان بارها بر پردۀ سینماهای جهان به نمایش در آمده است ولی این فیلم موزیکال به کارگردانی "تام هوپر" و آهنگسازی "کلاود میشل شونبرگ" روایتی است متفاوت از این داستان آشنا. این فیلم با بازی‌‌های قدرتمند "هیو جاکمن" در نقش والژان، "راسل کرو" در نقش ژاور و بازی تحسین‌‌برانگیز "آن هاتاوی" در نقش فانتین تصویری متفاوت از این رمان را به نمایش گذاشت. استفاده از موسیقی و خواندن همزمان خوانندگان در حین فیلمبرداری، به ارزش هنری این اثر افزوده است. با اینکه استفاده از موسیقی در این فیلم یکی از نقاط قوت این کار می‌‌باشد، ولی به نظر تنی چند از منتقدین، این امر از باورپذیری شخصیت‌‌های این کار کاسته و از آنجایی که یکی از مهمترین نقاط قوت این اثر پرداختن به شخصیت‌‌های این داستان توسط ویکتور هوگو بوده، این کار باعث شده تا باورپذیری این بازیگران در نگاه مخاطب کمتر شود.

کلاود میشل شونبرگ آهنگساز برجستۀ معاصر که در کارنامه خود TonyAward را برای بهترین کتاب موزیکال و AcademyAward را برای بهترین آهنگسازی دارد با استفاده از موسیقی اپرا و در اختیار داشتن بازیگرانی که خوانندگان حرفه‌‌ای نیستند به خلق فضایی پرداخته که مخاطب، خود را درآن غریبه حس نمی‌‌کند و در حالی که آن داستان برایش آشنا است تازگی‌‌هایی را می‌‌بیند که او را جذب کرده و با وجود دانستن داستان باز هم به سالن‌‌های سینما می‌‌کشاند. 

 

شخصیت‌‌پردازی‌‌های برجسته

شخصیت‌‌ اصلی فیلم بینوایان کسی جز ژان والژان نیست. شخصیت مسلط او بر داستان یک مثال بی‌‌بدیل و دقیق از وضعیت جامعه فرانسه در قرن نوزدهم میلادی است. ژان والژان قربانی بزرگ فقر آن روزهای فرانسه است که در ادامه هنگامی که به قدرت می‌‌رسد، تلاش زیادی برای سعادت همشهری‌‌هایش و همچنین دخترخواندۀ خود کوزت انجام می‌‌دهد. ژاور شخصیتی نظامی و بی‌‌نهایت سخت‌‌گیر است. پدرش نیز پیش از او عهده‌‌دار همین وظیفه بوده و حالا وی به‌‌سختی به دنبال یافتن ژان والژان و محکومیت اوست. برای ژاور فرقی نمی‌‌کند که والژان اکنون چه می‌‌کند، او فقط به دنبال اجرای عدالت است و به جز آن به چیز دیگری نمی‌‌اندیشد. در این میان روایت داستان ما را به‌‌سوی اسقفی می‌‌برد که در تغییر بنیادی والژان نقش کلیدی دارد. کسی که والژان را با واژه بخشیده شدن مواجه می‌‌کند و این بخشش زندگی او را وارد چالشی جدی می‌‌گرداند. فانتین دختری است که به دلیل ارتباط نامشروع و متعاقباً به دنیا آوردن فرزندی، دستگیر شده و البته وضعیت جسمانی او اصلاً امیدوارکننده نیست. والژان با مشاهده این وضعیت به‌‌سرعت وارد عمل می‌‌شود تا به وضعیت فانتین رسیدگی کند اما در عوض فانتین از او می‌‌خواهد تا در نبود او، از دخترش کوزت حفاظت کند. فانتین سمبل قشری از جامعه است که در زیر فشارهای مختلف جامعه مورد سوءاستفاده قرار می‌‌گیرد .

 

خدایی که فرصت دوباره‌‌ای می‌‌بخشد

بینوایان از خدایی روایت می‌‌کند که می‌‌بخشد و فرصت دوباره‌‌ای به مخلوقاتش تقدیم می‌‌کند. این فرصت دوباره در حقیقت فیضی است که بنیاد انسان را تغییر می‌‌دهد. آیندۀ انسانی که بخشش را باور می‌‌کند به‌‌طور کامل دگرگون می‌‌شود و شکلی تازه به خود می‌‌گیرد. بینوایان ژان والژانی را معرفی می‌‌کند که سالهای زندان و تنبیه تغییرش نداد و او پس از بیرون آمدن از زندان مجبور به بازگشت به زندگی قبلی خود ‌‌شد. این عمل، یک چالش بزرگ برای مخاطب امروز است. آیا قانون و شریعت انسان را عوض می‌‌کند یا فقط جریمه‌‌ای است برای انسان گناهکار؟

ژان والژان با جامعه‌‌ای مواجه بود که او را برای گذشته خطاکارش مورد سرزنش قرار می‌‌داد. جامعه‌‌ای که حتی به او بعد از گذراندن محکومیتش فرصت بازگشت نمی‌‌داد و چاره‌‌ای برای او باقی نمی‌‌گذاشت جز بازگشت به زندگی قبلی. تا اینکه والژان بعد از دزدی از کلیسا با اسقفی مواجه شد که نه تنها او را محکوم نکرد، بلکه با بخششی که حق او نبود به او فرصتی دوباره برای عوض شدن داد. وقتی مأموران والژان را با ظروف دزدیده شده از کلیسا دستگیر می‌‌کنند و به کلیسا بر می‌‌گردانند پدر روحانی ظروف به سرقت رفته را هدیه‌‌ای اعلام می‌‌کند که به والژان بخشیده شده است. این بخشش، والژان را با چالشی درونی مواجه می‌‌کند که او کیست؟ آیا لیاقت این بخشش را دارد؟ آیا می‌‌تواند این بخشش را برای زندگی خود بپذیرد؟ فیض و بخشش زندگی او را عوض می‌‌کند و تصمیم می‌‌گیرد تا آینده‌‌ای تازه را برای خود رقم بزند، آینده‌‌ای آزاد شده از گذشته. آینده‌‌ای که حتی با اسمی نو شروع می‌‌شود. در کلام خدا ما بارها شاهد آن هستیم که خدا با عوض کردن نام انسان‌‌ها شخصیت و آینده آنها را عوض می‌‌کند. کیفایی که پطرس نامیده می‌‌شود، یعقوبی که اسراییل می‌‌گردد، ابرامی که ابراهیم می‌‌شود و والژانی که مادلن نامیده می‌‌شود. نکته جالب و مهم این داستان اینجاست که والژان این فیض و فرصت دوباره را برای خود می‌‌پذیرد و اجازه می‌‌دهد بخشش خدا زندگی و آینده او را عوض کند و شکلی تازه به آن ببخشد.

موسیو مادلن یا همان ژان واژان سابق نماد انسانی است که زیر بار شریعت شانه‌‌هایش خم شده است. کارگردان با هنرمندی زیاد در ابتدای فیلم صحنه‌‌ای را به تصویر می‌‌کشد که گروهی از زندانیان در حال کشیدن کشتی بسیار سنگینی هستند. کسانی که به علت جرایم مختلف در آن زمان برای گذراندن دوران محکومیت خود به زندان آمده بودند و حال بار سنگین گذشته کوله‌‌باری تازه را در زندگی کنونی آنها بر دوششان می‌‌گذارد. اتفاقی که نه فقط امروز زندگی آنها را تهدید می‌‌کرد بلکه آینده آنها را نیز رقم می‌‌زد. شاید والژان یکی از کسانی بود که فرصت بخشیده شدن را داشت. پدر روحانی تنها کسی بود که بدون اینکه از گذشتۀ والژان بپرسد او را پذیرفت و به او فرصت داد. و با اینکه والژان در مقابل اعتماد او خیانت کرد باز او را بخشید و دوباره به او فرصت داد و این فرصت زندگی ژان والژان را عوض کرد. خدای ما خدایی است که به همۀ ما فرصت دوباره‌‌ای عطا می‌‌کند.

 

قانون، ناموفق در تغییر شخصیت

در مقابل ژان والژان شاهد شخصیتی متفاوت در فیلم نیز هستیم. بازرس ژاور که سخت اعتقاد دارد انسان‌‌ها باید تاوان گناهان خود را بپردازند. از نگاه او جرم عقوبتی دارد که باید به هر قیمتی پرداخته شود. گذشته به هیچ وجه قابل جبران نیست و تنها یک چیز او را آرام می‌‌کند و آن این است که گناه، مزد خود را دریافت کند. حتی در صحنه‌‌ای از فیلم ژاور در حال دعا و صحبت کردن با خداست و در این مکالمه به خدا می‌‌گوید که متعهدانه برای تنبیه کردن والژان ایستاده و تا او را به کیفر گناهانش نرساند آرام نخواهد گرفت.

در حقیقت ژاور سمبل قانون و شریعتی است که حکم محکومیت انسان را در دستان خود دارد. انسان در مقابل آن حکم همیشه محکوم است و از نگاه شریعت گذشته هرگز پاک نخواهد شد مگر آنکه جریمه گناه پرداخته شود. ژاور حتی شاهد عوض شدن والژان است و او را فردی مفید برای جامعه می‌‌داند، ولی کماکان از نگاه او والژان به‌‌خاطر گذشته خود محکوم است. والژان با دو نگاه متفاوت به خود روبروست. پدر روحانی در کلیسا که بدون توجه به گذشته‌‌اش او را می‌‌پذیرد و حتی در مقابل گناه امروز از خود گذشت و فیض نشان می‌‌دهد و ژاور که از نگاه او گناهکار و مستحق تنبیه است، حتی اگر تبدیل به شخص دیگری شده باشد.

داستان تعقیب کردن ژاور از شهری به شهر دیگر روایت این نکته است که شریعت و داوری آن، هرگز انسان را رها نمی‌‌کند و همیشه در تعقیب اوست. انسان از نظر شریعت محکوم است. محکومیتی که او را در هر شرایط و هر کجا تعقیب می‌‌کند. والژان ترسان از ژاور، چاره‌‌ای جز فرار ندارد. انسان گناهکار در مقابل شریعت چاره‌‌ای جز فرار ندارد. اما فرار هم چاره کار نیست. 

 

خدایی که انسانها را به کار می‌‌برد (زیستن برای دیگری)

در این میان فانتین که نقش او را  آن هاتاوی بازی می‌‌کند و در نگاه بسیاری از منتقدان یکی از بهترین بازی‌‌های خود را در این فیلم به نمایش گذاشته، نمایندۀ قشری از جامعه است که دستخوش بی‌‌عدالتی‌‌هاست. ملودی بسیار زیبایی که برای مکالمات فانتین انتخاب شده و همچنین اجرای تأثیرگذار او کمک می‌‌کند تا بیننده به‌‌راحتی بتواند درد او را درک کرده و با او هم ذات‌‌پنداری کند. فیلم صحنه‌‌ای بسیار تکان‌‌دهنده را نشان می‌‌دهد که در آن این زن تنها که کار و منبع درآمد خود را به‌‌خاطر گذشته از دست داده وارد محلی می‌‌شود که همه چیز خود را می‌‌بازد. کارگردان به زیبایی صحنه‌‌هایی را خلق می‌‌کند و در آن نشان می‌‌دهد که چگونه دنیای شرارت‌‌بار همه چیز فانتین را از او می‌‌گیرد. حتی یک دندان سالم که در دهان او بود از دهانش بیرون کشیده می‌‌شود. اینک او زنی است که همه چیز خود را از دست داده و حاضر به همبستر شدن با مردی است که جز به فکر ارضای امیال شهوانی خود نیست. در بطن چنین صحنه‌‌های دردناکی، از ژان والژان که از زندگی جدیدی برخوردار گشته، چه کاری ساخته است؟ وظیفۀ او در قبال جامعه‌‌اش چیست؟ اگر خدا ما را با محبت خود تغییر می‌‌دهد ما نیز باید در دستان خدا وسیله‌‌ای باشیم برای تغییر در جامعه. عیسای مسیح چه زیبا فرمود که «شما نمک و نور جهان هستید.» ژان والژان برای کمک به فانتین پا به صحنۀ اجتماع تاریک و ظلمانی می‌‌گذارد. اما زمان زیادی باقی نیست چون فانتین زندگی را بدرود می‌‌گوید و در آخرین لحظات دختر خود را به دست والژان می‌‌سپارد.

ژان والژان که هنوز خود را مدیون بخششی می‌‌داند که زندگی او را عوض کرده برای نجات "کوزت" دختر فانتین اقدام می‌‌کند و او را به بهای گرانی از دست زن و شوهری که او را نگه می‌‌داشتند و از او بیگاری می‌‌کشیدند آزاد می‌‌سازد. از اینجا به بعد زندگی والژان وارد مرحله جدیدی می‌‌شود. زیستن برای دیگری. والژان که اینک در نظر ژاور هویت واقعی‌‌اش برملا شده برای انجام قولی که به فانتین مادر کوزت داده مجبور می‌‌شود با مخفی نگه داشتن هویت خود و فرار از دست ژاور پای عهد خود بایستد. در ادامه این فیلم و روایت استادانه ویکتور هوگو، تصاویری زیبا و پر احساس خلق می‌‌شود که مخاطب خود را با داستان زیبای زندگی انسان در پس تمام تلخی‌‌ها و شیرینی‌‌ها مواجه می‌‌گرداند. تلاش برای آزادی، عاشق شدن و بهایی که انسان برای خواسته‌‌اش می‌‌پردازد.

در چنین شرایطی است که زمزمه‌‌های انقلاب در فرانسه به گوش می‌‌رسد. جنگی بین جوانان مخالف حکومت مستبد ناپلئون و ارتش مقتدر او در‌‌می‌‌گیرد و در این میان ژاور به‌‌دست انقلابیون به اسارت گرفته می‌‌شود. انقلابیون ژاور را به دست والژان می‌‌سپارند تا او را بکشد. این بهترین فرصت برای خلاص شدن از دست کسی است که با دانستن گذشتۀ او آرامش بین او و کوزت را تهدید می‌‌کند. ولی والژانی که طعم شیرین بخشیده شدن را چشیده، تصمیم می‌‌گیرد ژاور را ببخشد و به او فرصت ادامۀ زندگی بدهد.

به نظر من داستان از این قسمت به اوج خود می‌‌رسد. ژاور با چالشی جدی روبروست. او مرد قانون است و باید به وظیفه خود عمل کند. والژان خطاکار باید به مجازات خطای خود برسد و ژاور که توسط والژان بخشیده شده سر یک دو راهی مهم در زندگی خود قرار می‌‌گیرد. گذشتن از والژان یا انجام وظیفه‌‌ای که به عهده دارد؟ در صحنه‌‌ای بسیار زیبا و تاثیرگذار ژاور که در حال جنگیدن با خود می‌‌باشد تصمیم می‌‌گیرد که خود را بکشد تا قانون نتواند به دنبال والژانی برود که فیض و بخشش او را نجات داده است. در حقیقت شریعت باید می‌‌مُرد تا فیض زندگی مردم را از تعقیب و داوری گذشته آزاد کند.

کار مسیح بر روی صلیب در زندگی ما چنین اتفاق بزرگی را رقم زد. قانون فیض و محبت خدا حکم شریعت را در زندگی ما باطل ساخت و گذشته‌‌ای را که شتابان به دنبال ما بود از ما جدا کرد. کلام خدا در مزمور ۱۰۳ آیات ۸-‏‏‏‏‏‏‏۱۲ چنین می‌‌فرماید:

«خداوند، رحيم و مهربان است. ديرغضب و بسيار رئوف. کينه به دل نمی‌‌‌‌گيرد و خشم او دير نمی‌‌پايد.

ما را بر حسب گناهانمان مجازات نمی‌‌کند و طبق خطاهايمان ما را تنبيه نمی‌‌نمايد.

زيرا به اندازه‌‌ای که آسمان از زمين بلندتر است، به همان قدر محبّت پايدار خداوند بر آنانی که او را گرامی می‌‌دارند، عظيم است.

به اندازه‌‌ای که مشرق از مغرب دور است، به همان قدر گناهان ما را از ما دور می‌‌سازد.»

 

امروز شریعت خدا ما را تعقیب نمی‌‌کند تا ما را مجازات نماید. ما از بند ترس‌‌هایمان رهایی یافتیم چون در مسیح عیسی قدرت حیات‌‌بخش و فرصت‌‌دهندۀ فیض و بخشش، ما را ازشریعت و قانون داوری آن آزاد کرده است. این حقیقت تکان‌‌دهنده قلب ما را به شکرگزاری در مقابل فیض و محبت خدا وا می‌‌دارد و به ما که طعم شیرین بخشیده شدن را چشیده‌‌ایم یاد می‌‌دهد که قدرت بخشش و فرصت دادن می‌‌تواند زندگی ژان والژان‌‌های بسیاری را عوض کند. 


ارزیابی این مقاله ٤.٧ from ٣ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ١ ٢ ٣ ٤ ٥  

نظرات ارسالی در مورد مقاله

فرستندۀ این روی خط ١:٣٣:٢٦ ٥/٢٠/٢٠١٣

مقالۀ بسیار عالی‌ای بود. مقایسات و تشبیهات به‌شکلی زیبا صورت گرفتند. واقعاً جای تشکر و قدردانی دارد. خداوند برکتتان بدهد.





 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۱۵ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En