/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
Back

آیین مذهبی

حسام مرتضوی
 
  (The Rite)
 
کارگردان: میکاییل هافستروم
نویسنده فیلمنامه: مایکل پترونی بر اساس کتابی از مت باگیلو
محصول ۲۰۱۱ آمریکا
فیلم آیین مذهبی ساخته “میکاییل هافستروم” فیلمنامهنویس و کارگردان سوئدی است که پیش از این فیلمهایی  همچون “۱۴۰۸” و “وی مثل وندتا” را کارگردانی کرده است. نویسندۀ فیلمنامه، مایکل پترونی است که آن را براساس کتابی از  مت باگیلو به نگارش درآورده است. این فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است. یک خبرنگار آمریکایی و ساکن رُم برای نگارش کتابی در حال تحقیق در مورد تسخیر انسانها توسط ارواح شریر بوده است. او که در این مورد هیچ اطلاعی نداشته در سمیناری مربوط به آزادی از ارواح شریر و دیوها شرکت میکند که واتیکان آن را تدارک دیده بوده است. باگیلو که چندان به اجرای اعمال مذهبی بهعنوان یک کاتولیک واقعی پایبند نبوده و تنها بهعنوان یک محقق قدم به این سمینار گذاشته با کشیشی به نام "گری توماس" آشنا میشود. این کشیش توسط اسقف شهر سنحوزه در کالیفرنیای آمریکا مأموریت یافته تا برای خدمت شفا و آزادسازی در آمریکا مهارت و آموزشهای لازم را کسب کند. ماگیلو متوجه میشود که کشیش توماس شخص شکاکی است که نسبت به دروسی که فرا میگیرد باور چندانی ندارد. فیلم "آیین مذهبی" در حقیقت تجربۀ شکوفایی ایمانِ کشیش گری توماس است که با تغییراتی چند بهصورت فیلم به پردۀ سینماهای جهان راه یافته است.
 
داستان فیلم
فیلم با نشان دادن پسر کشیشی به نام «مایکل نواک» آغاز میگردد که به کار تدفین و مراسم تشییع اشتغال دارد. او در نخستین صحنههای حضورش در فیلم، به نقش یک مجری مراسم کفن و دفن مشغول شست و شوی جسدی است که نشانههای شیطانی بر بدنش دارد و زنجیری مرموز نیز بر دستانش بسته شده که در آن توتمهایی با شکل و شمایل شیطانی بهچشم میخورد. مایکل اگر چه به سایر دروس علمی علاقه دارد ولی ناچار است به تحصیل الاهیات مسیحی بپردازد تا بدین وسیله خود را از شغلی که در انتظار اوست، یعنی تدفین و تشییع مردگان، نجات دهد! زیرا در سنت خانوادگی مایکل دو شغل بیشتر وجود ندارد، یا باید کشیش شد و یا به حرفه کفن و دفن مردگان روی آورد! با این مقدمه فیلم به ما نشان میدهد که او هیچگاه قلباً به امور مذهبی علاقه ندارد و خدا بدان صورت در زندگی روزمره و اعتقادات او دارای حضور ملموسی نیست.
پس از طی مدت زمانی در یک کالج الاهیات، مایکل بنا به پیشنهاد استادش پدر متیو که از شک و تردیدهای او آگاه است تشویق میشود که به واتیکان رفته تا در یک سری کلاسهای آموزش آزاد سازی از ارواح شریر (Exorcism) شرکت کند، چرا که گفته میشود بر اساس آخرین آمار، بیش از نیم میلیون نفر اسیر ارواح شریر هستند. پدر متیو بدین وسیله میخواهد ایمان مایکل به باورهای مذهبی را نیز زنده کند. اما مایکل که انسان بیاعتقادی است به وجود خدا، شیطان و یا ارواح شریری که افراد نگونبختی را تسخیر میکنند باور ندارد. اما پیشنهاد استادش را میپذیرد و راهی ایتالیا میشود. مایکل از سوی پدر خاویر، استاد کلاسهای واتیکان که او نیز به شک و تردیدهای مایکل پی برده است به شخصی کاملاً خبره و استاد در آزادسازی به نام پدر لوکاس(با بازی آنتونی هاپکینز) معرفی میشود که مشتریان دائمی دارد. مایکل باید با پدر لوکاس در تجربیات آزادسازی همکاری کند. پدر لوکاس که تحت پوشش کلیسای کاتولیک خدمت نمیکند با دیگر کشیشان متفاوت است و اصول و روشهای خاص خود را در مورد آزادی افرادی که اسیر ارواح شریر هستند بهکار میبرد.
 
مایکلِ شکاک با وجود حضور در این کلاسها اساساً اعتقادی به آن ندارد، درست مانند دختر خبرنگاری به نام آنجلینا که اصلاً برای تهیه مقاله در باره آزادسازی از ارواح شریر به واتیکان آمده است. این شک و تردید حتی در مراسم تکاندهندۀ آزادسازی توسط پدر لوکاس، مایکل را رها نمیکند. او دختر بارداری به نام روزاریا را که از پدرش حامله شده و توسط شیطان تسخیر گردیده یک بیمار روانی قلمداد می‌‌کند که به خاطر سقط بچه نامشروعش، میخهای درشتی خورده که در هنگام اجرای مراسم آنها را بالا میآورد. اما فیلم با نمایش دادن واقعیتهای انکارناپذیری که جای شک و شبههای باقی نمیگذارد ادامه پیدا میکند و همه و همه مایکل و اعتقاداتش را بطور جدّی به چالش میکشد و شک و تردیدهایش را بهشدت مورد حمله قرار میدهند. ایمانی که در مایکل هیچ جایی برای خودنمایی نداشت در طول فیلم امکان بروز پیدا میکند و به چنان ایمان و باوری تبدیل میشود که مایکل مراسم آزادسازیِ خودِ پدر لوکاس را که توسط روح شریر مورد حمله قرار گرفته است بهعهده میگیرد. در صحنههای مهیج پایانی فیلم، مایکل با اعتقاد و ایمانی کامل به وجود شیطان، ارواح شریر و خدایی که در غلبه بر آنها قادر است، پدر لوکاس را آزاد میسازد. با اینکه آیین مذهبی پیامهای روحانی زیادی را در قالب فیلم عرضه میکند ولی به شخصه سه پیام روحانی از این فیلم دریافت نمودم که در مورد هر یک به اختصار صحبت میکنم.
 
شیطان را باید جدی گرفت
سازندگان فیلم آیین مذهبی در بخشهایی از فیلم به آمار قابل توجه از افرادی که در اسارت ارواح شریر بهسر میبرند اشاره میکنند. تأکید بر واقعی بودن ماجراهای فیلم، اشاره به پدر لوکاس که در حدود دو هزار بار مراسم آزادسازی را به انجام رسانده است و در خارج از شهر فلورانس به تدریس مشغول است، نشان دادن اعمال آزادسازی توسط پدر لوکاس و صحبتها و سؤالاتی که در این میان مطرح میگردند همه نشان از این دارند که سازندگان فیلم بر واقعی بودن شریر و نیروهای مخرب آن تاکید دارند و حتی خطرناک بودن آنها را مد نظر دارند. در صحنههایی از فیلم میبینیم که نیروی شریری که شخصی را تسخیر نموده قادر است به خود شخص و دیگران آسیب برساند و همچنین لازم است افرادی که این مراسم را انجام میدهند مسح لازم و همچنین اطلاعات و مهارت کافی در این کار داشته و از ایمان بالایی برخوردار باشند. یکی از گفتههای جالب پدر لوکاس قدرت و میدان عمل شریر را بهصورت جدّی بیان میکند. او خطاب به مایکل میگوید: «باور نداشتن به شریر نیز قادر نیست تو را در مقابل حملۀ او محافظت نماید».
دنیای امروز با تمام وسایل رفاه و امنیتی که بهظاهر برای انسانها مهیا نموده این عقیده را نیز ترویج داده است که جای هیچ نگرانی نیست و دشمنی روحانی انسان را تهدید نمیکند. حملهای در کار نیست و بهقول معروف شهر در امن و امان است! همه چیز در خدمت این است که وجود خدا و نیروهای شرارت را نادیده بگیرد و آن را ساخته و پرداخته ذهن انسانهای مذهبی و متعصب فرض کند. اما همانطور که پدر لوکاس در فیلم به مایکل میگوید باور نداشتن به شیطان و نیروهایش هیچکس را در برابر او محافظت نمیکند. نیروهای شریر انسانها را تسخیر میکنند تا مقاصد شوم خود را پیاده مینمایند. این نیروها مسیحیان را نیز مورد حمله قرار میدهند زیرا میدانند که آنان از پادشاهی تاریکی به پادشاهی نور و روشنایی منتقل شدهاند. ما بهعنوان ایمانداران نباید شیطان را نادیده بگیریم زیرا بر طبق کلام خدا که مرجع ایمان ما است، نیروهای شریر واقعی، بسیار مرموز و پیچیده هستند و نباید از حیلهها و نقشههای شوم آنان غافل شد. پولس رسول در باب ششم از رساله به افسسیان با اعتراف به اینکه نیروهای شرارت واقعی هستند و خطرناک، ایمانداران را آگاه میکند که باید با اسلحههای روحانی که خدا فراهم میکند در برابرشان ایستادگی نمایند.
 
جنگ شک و ایمان
به شک و تردیدها و چالشهای ایمانی چگونه باید نگریست؟ آیا این مفاهیم برای ایمان ما مخربند یا سودمند؟
شایسته نیست وجود شک و شبهههایی را در وجود خود محکوم کنیم و یا آن را انکار نماییم. زیرا هر یک از ما در مقاطعی از زندگی ایمانی خود با این شکها دست و پنجه نرم میکنیم. فرار نیز راه حل قابل قبول و پسندیدهای نیست. باید ایستاد و با شکها جنگید تا به اطمینان دست یافت. شکهایی سازنده وجود دارند که انسان را بهسوی یقین و اطمینان سوق میدهند. باید از این نوع شکها استقبال کرد، ولی باید برای آن کاری انجام داد. شکی که منفعل و بیحرکت است انسان را به جایی نمیرساند. باید برای رسیدن به یقینی که پشت آن است تلاشی را آغاز نمود. در فیلم آیین مذهبی وضعیت مایکل از کسی که به همه چیز شکاک است فراتر رفته زیرا او اعتقادی به خدا، شریر، و موضوعات مرتبط با آنها ندارد. فیلم نشان میدهد که هدف او از کشیش شدن نیز فرار از شغل پدریاش یعنی مردهشویی و کفن و دفن مردگان است. اما با هر انگیزهای نیز باشد مایکل در مسیر مبارزهای قرار میگیرد که بین شکها و ایمانی که میتواند شکوفا شود، درمیگیرد. ولی آیا شایسته است که برای زنده شدن ایمان به خدا و شکوفایی آن به جلسههایی برویم که در آن آزادسازی از ارواح شریر صورت میگیرد؟ البته چنین توصیهای ممکن است همیشه به نتایج خوبی منتهی نشود اما باید بپذیریم که خدا از طریقهای مختلفی برای بیدار کردن ایمان انسانها استفاده میکند. در مورد مایکل انتخاب او مبنی بر رفتن به سمیناری در واتیکان راهی را باز میکند که خدا از طریق چنین جلساتی شک و تردیدهای او را به یقین تبدیل کند و ایمانش را احیاء نماید. ممکن است نقشۀ خدا برای دیگران بسیار متفاوت از این باشد.
خدای زنده انتخابها، انگیزهها و هدفهای ما را بر حسب اراده نیکوی خود تغییر میدهد و از آن ثمراتی نیکو پدید میآورد. خدا قادر است از بدی نیکویی حاصل کند. ما در طول فیلم به گذشته مایکل پی میبریم که چه بحرانهایی را پشت سرگذاشته که در عدم اعتقاد او به خدا نقش داشته است. فلاشبکهای فیلم نشاندهندۀ این است که مرگ مادر در خردسالی ضربه محکمی به ایمان به خدایی که منبع حیات است و نه مرگ، وارد نموده است. خدا از پدر لوکاس استفاده میکند تا بخش تاریک ایمان مایکل را به او نشان دهد. او بیخدا نبوده است بلکه عارضۀ مرگ مادر یکی از ضربه‌‌های سنگینی بوده که به ایمان اولیۀ او وارد آورده و آن را از رشد و نمو بازداشته است. حتی پدر لوکاس نیز از چالشهای ایمان بینصیب نمانده و او نیز در جنگ شک و ایمان لغزشهایی از خود نشان میدهد. ایمان او نیز در حین دوستی و همکاری با مایکل جوان تقویت میگردد و به جایگاهی رفیعتر از سابق صعود میکند.
 
پیروزی از آنِ خداست
با این وجود که فیلم حضور شیطان و نیروهای شرارت را جدّی میگیرد اما در کنار آن بر قدرت مطلقۀ آنها خط بطلان میکشد و آنها را در برابر قدرت نام و صلیب عیسای مسیح ناتوان نشان میدهد. باید دانست که خدا از شخص شکاک ناامید نمیشود. عاقبت در جنگ بین ایمان و شک، ایمان پیروز میشود و شریر را در هم میکوبد. البته نباید چنین فکر کرد که کارگردان سعی کرده برای فیلم پایان خوشی را به تصویر بکشد، بلکه واقعیت روحانی جز این نیست که سرانجام ایمان بر شکهای کشیش گری توماس غلبه میکند.
در ابتدای فیلم جملهای از پاپ ژان پل دوم  نمایش داده میشود که در آن از نبرد دائمی میکاییل فرشته اعظم و شیطان سخن بهمیان آمده است. در این فیلم شخصی به نام مایکل انتخاب شده که از کودکی با یک نقاشی از مادرش مأنوس بوده است. در این نقاشی میکاییل به شکل فرشتهای حافظ و نگهبان وی تصویر شده و پشت آن این جمله نقش بسته که «او همیشه با تو خواهد بود». بهوضوح میتوان استنباط کرد که در سکانسهای مختلف فیلم، بارها همین نقاشی است که مایکل را بهسوی ایمان و باور سوق میدهد و همراهی و حفاظت خدا را بهعنوان حقیقتی انکارناپذیر به تصویر میکشد.
فیلم به زیبایی در فلاشبکهای زندگی مایکل سرخوردگی او را از خدا در کودکی برجسته میسازد. ولی در کنار آن حضور و نقشه خدا را نیز در زندگیاش دنبال میکند و این نشاندهندۀ این حقیقت است که با وجود اینکه شریر در کودکی مایکل لبخند پیروزی سر میدهد و همچنان او را بهعنوان یک طعمه دنبال میکند ولی این خداست که در تمام مدت زندگی مایکل او را دنبال کرده و برای او نقشهای نیکو داشته است. بهخوبی میتوان دید که در هر مرحله از زندگی مایکل خدا یک قدم از شیطان جلوتر است تا ایمان مایکل را تقویت نماید و او را در مسیر اراده خود بهکار برد. در همان اعتراف پایان فیلم است که نیروی شریر بیرون رانده میشود و نقشه خدا در زندگی مایکل تحقق پیدا میکند. در درون مایکل شکاک و بیاعتقاد تغییری بنیادی بهوقوع میپیوندد. او میبیند که تنها با قدرت خداوند است که این تغییر و تحول در زندگی انسانها میسر میشود. این امتیاز تنها متعلق به مایکل نیست بلکه به خدای مایکل تعلق دارد که به او وفادار ماند و هیچگاه از او دست نکشید. همچنین یادآور کلامی است که خدا به یعقوب در کتاب پیدایش میگوید که: «تو را رها نخواهم کرد.»
در آزادسازی خودِ پدر لوکاس توسط مایکل قدرت برتر و مافوق بهوضح نمایش داده شده است و آن قدرت صلیب عیسای مسیح است که قادر است انسانهای اسیر را آزاد نماید. شیطان با تمامی قدرتش در برابر صلیب مسیح ناتوان است. ایمان به صلیب مسیح شریر را خلع سلاح مینماید و به ما این توانایی را میبخشد تا بتوانیم در برابر اسلحههای او مقاومت کنیم. فیلم همچنین یادآور این خصوصیت بیمانند خدای کتابمقدس است که اگر ما او را رد کنیم و وفاداری خود را از دست بدهیم او ما را رد نمیکند و امانت خود را از دست نخواهد داد. فیلم بهخوبی تصویرگر این حقیقت است که ما بدون او هیچ کاری نمیتوانیم انجام دهیم و تنها از طریق خداست که به پیروزی دست خواهیم یافت. پس آنچه باقی میماند جلال و شکوهی است که تنها شایستۀ خدایی است که حتی با شک و تردیدهای ما نیز میدان را خالی نمیکند، بلکه همان شک و تردیدها را مورد استفاده قرار میدهد تا از آن ایمان و یقین به بار آورد.
کشیش گری توماس که در این فیلم نقش او را مایکل جوان بازی میکند اینک در آمریکا خدمت خود را در کلیسا در کمک به آنانی که از حملات ارواح شریر رنج میبرند انجام میدهد. او در مورد پیام فیلم چنین میگوید: «پیامی که پس از تماشای فیلم باید با خود برد این است که زندگی مبتنی بر ایمان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. اگر زندگی ما انسانها بر بنیاد ایمان بنا شده باشد همیشه به نیکویی منتهی خواهد شد. شرور در این جهان وجود دارد و بسیار بزرگتر از تنها یک نیروی خبیث درمانده است. او بسیار آگاه و هوشمندانه عمل میکند، با این حال در هر نفس که میکشیم مسیح در کنار ماست تا بتوانیم بهقوت نام او حملات شرور را خنثی سازیم.»

ارزیابی این مقاله ٢ from ٢ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ١ ٢ ٣ ٤ ٥  

نظرات ارسالی در مورد مقاله



برای این مقاله پیامی ارسال نشده است .




 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۱۵ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En