/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
Back

جدایی نادر از سیمین

حسام مرتضوی
 


نخستین حضور حرفه‌‌ای اصغر فرهادی در سینما نوشتن فیلمنامۀ فیلم "ارتفاع پست" ساخته ابراهیم حاتمی‌‌کیا در سال ۱۳۸۰ بود. فیلم‌‌های "رقص در غبار"، "شهر زیبا"، "چهارشنبه سوری"، "دربارۀ الی" و "جدایی نادر از سیمین" ساخته‌‌های بعدی او هستند. بدون شک فرهادی در ساخت آثار سینمایی‌‌اش روندی رو به رشد داشته است. با نگاهی به فیلم‌‌های قبلی او به‌‌وضوح می‌‌توان دید که فرهادی در پرداخت شخصیت‌‌ها، مهارت در کارگردانی و فیلمنامه‌‌نویسی‌‌‌‌ و گرفتن بازی‌‌های فوق‌‌العاده طبیعی از بازیگرانش بسیار درخشان عمل کرده است. اغراق نیست اگر بگوییم که فیلم‌‌های او مخاطب را نه به نمایش فیلم بلکه به تماشای زندگی دعوت می‌‌کند. شخصیت‌‌های فیلم‌‌هایش بسیار قابل درک، آشنا و دوست‌‌داشتنی‌‌اند. آنها نه سیاه هستند و نه سفید. خاکستری‌‌اند، به رنگ رایج زمانه ما هستند.
درباره جدایی نادر از سیمین هر چه گوییم شاید کفایت این مقاله را نکند. این فیلم که به‌‌خاطر سخنان ساختارشکنانۀ کارگردان فیلم از نگاه وزارت ارشاد ایران طعم تلخ توقیف را نیز اندک زمانی تجربه کرد در هر جشنواره جهانی که پا نهاد توانست جایزه‌‌ای را نصیب خود کند. در کارنامه این فیلم حدود ۵۰ جایزه از فستیوال‌‌های جهانی و داخلی وجود دارد. کسب جایزه منتقدان فیلم آمریکا (گلدن گلوب) و جایزه بهترین فیلم خارجی در معتبرترین جشنواره جهان یعنی اسکار افتخاراتی بود که تا به‌‌حال در تاریخ سینمای ایران سابقه نداشت.
 

شرحی کوتاه از فیلم

سیمین همراه همسرش نادر و دخترش ترمه قصد مهاجرت از ایران را دارند، اما نادر به‌‌خاطر بیماری آلزایمر پدرش، حاضر به ترک او نیست. این مسأله باعث اختلاف آنها و درخواست طلاق به دادگاه می‌‌شود. دادگاه دادخواست آنها را رد می‌‌کند. سیمین به خانۀ پدری می‌‌رود و ترمه نزد پدر می‌‌ماند به امید این‌‌ که سیمین تحت فشار عاطفی قرار گرفته، به خانه بازگردد. نادر از عهدۀ مراقبت پدرش برنمی‌‌آید، بنابراین پرستاری به‌‌نام راضیه استخدام می‌‌کند. راضیه که باردار است این کار را بدون اطلاع همسرش پذیرفته تا قرض طلبکاران را بپردازد. یک روز نادر به خانه می‌‌آید و می‌‌بیند پدرش طناب‌‌پیچ شده روی زمین افتاده است. در همین زمان راضیه و دخترش سر می‌‌رسند و نزاعی بین نادر و راضیه درمی‌‌گیرد و نادر راضیه را از خانه بیرون می‌‌کند. در ادامه فیلم راضیه ادعا می‌‌کند که او باردار بوده و بر اثر برخورد به پله‌‌ها بچه‌‌اش سقط شده است. پای شوهر او نیز به میان کشیده می‌‌شود. کار به شکایت و دادگاه کشیده می‌‌شود تا اینکه راضیه اعتراف می‌‌کند که سقط جنینش به‌‌خاطر تصادف با ماشین بوده است و نه به‌‌خاطر درگیری با نادر. فیلم با تکمیل موضوع طلاق بین نادر و سیمین و انتخاب ترمه در دادگاه برای ماندن نزد پدر یا مادر به پایان می‌‌رسد.

زوال ارزش‌‌های بشری

موفقیت جدایی نادر از سیمین در کشورهای مختلف نشان‌‌دهنده این است که فیلم در ارائه پیام‌‌هایش و ارتباط با جوامع و فرهنگ‌‌های مختلف بشری موفق عمل کرده است. چرا که اخلاقیات و ارزش‌‌های بشری در همه جوامع و فرهنگ‌‌ها مشترک‌‌اند. این فیلم به‌‌دلیل پرداختن به عواطف، احساسات و معضلات عاطفی انسان‌‌ها و مفاهیمی جهان‌‌شمول همچون حقیقت، دروغ، پنهان‌‌کاری، منفعت‌‌طلبی و قضاوت به زیباترین شکل ممکن توانست در دنیا موفق شود. فیلم پیام واحدی ندارد و فرهادی نیز در مصاحبه‌‌اش آن را تصدیق می‌‌کند: «در فیلم تم‌‌های مختلفی وجود دارد که هر تماشاگر بنا بر زاویه دید خودش با آنها همراه می‌‌شود. فیلم دست تماشاگر را باز می‌‌گذارد تا دغدغه‌‌اش را دنبال کند و چیزی را به او تحمیل نمی‌‌کند».
بر طبق گفته خود سازنده می‌‌توان پیام‌‌های مختلفی از فیلم دریافت کرد که بدون شک یکی از آنها پرداخت کارگردان به مسئله اخلاقیات در جامعه است. اخلاقیاتی که در قالب عناصری همچون دروغ، بی‌‌اعتمادی، قضاوت عجولانه، پنهان‌‌کاری، خودخواهی و منفعت‌‌جویی در معرض دید تماشاگر قرار می‌‌گیرد. فرهادی فضای بی‌‌اعتمادی خلق کرده که در آن حتی مقوله‌‌های غیرقابل قبولی همچون دروغ، پنهان‌‌کاری و خودخواهی موجه جلوه می‌‌کنند و این خطری است که امروز تمامی جوامع بشری را تهدید می‌‌کند. زوال ارزش‌‌های بشری مختص به فرهنگی خاص نیست و تمامی طبقات جامعه را در بر می‌‌گیرد. مذهبی و غیرمذهبی، جوان و پیر، تحصیلکرده و عامی، متعصب و روشنفکر هر کدام برای رسیدن به اهداف خود دروغ می‌‌گویند و در زیر پا گذاردن ارزش‌‌های اخلاقی می‌‌لغزند. به‌‌عبارتی کُل بشریت نظاره‌‌گر زوال و فروپاشی این ارزش‌‌هاست و نمی‌‌تواند این سقوط را کُند کند و آن را از چنین سراشیبی هولناکی نجات بخشد. هر کدام از شخصیت‌‌های فیلم جدایی به نوعی دروغ می‌‌گویند و با پنهان نمودنِ حقیقت نفع خویش را می‌‌جویند و نه دیگری را. به‌‌عبارتی تمامی این افراد به نوعی قربانی‌‌اند. کارگردان فیلم شخصیت‌‌هایش را در برابر عنصر دروغ و پنهان‌‌کاری تسلیم می‌‌کند و فضایی را به تماشاگر نشان می‌‌دهد که آکنده از بی‌‌اعتمادی و حقیقت‌‌خواهی است. 
 

ناراستی با نیّت خوب

کارگردان فیلم با پرداخت قوی شخصیت‌‌هایش داستان خود را روایت می‌‌کند. به این خاطر، شناخت این شخصیت‌‌ها برای درک فیلم مهم و اساسی‌‌اند. فرهادی نیز به حق از لحاظ شخصیت‌‌پردازی فوق‌‌العاده قوی عمل کرده است. آشنایی با شخصیت‌‌های فیلم که به مرور زمان خود را آشکار و برهنه می‌‌کنند به‌‌صورتی است که همدردی تماشاگر را با خود همراه می‌‌کند. جالب است که در هر یک از صحنه‌‌ها مجبوریم حق را به همان شخصی‌‌ دهیم که شاهد روایتش هستیم. همۀ ما به‌‌عنوان داور بازیگران را قضاوت می‌‌کنیم ولی نتیجه این می‌‌شود که همه شخصیت‌‌های فیلم حق دارند کار خود را حتی اگر ضد اخلاقی نیز باشد به نوعی توجیه کنند که بتوان آن را به‌‌راحتی پذیرفت. حقیقت نزد هیچ کدام از آنان نیست. همه به‌‌نوعی برای زیر پا گذاردن اصول و ارزش‌‌های والای بشری بهانه‌‌ای پیدا می‌‌کنند و برای فرار از شرایطی که در آن هستند حقیقت را زیر پا می‌‌گذارند.
فیلم‌‌های زیادی هستند که در نکوهش ضد اخلاقیات ساخته می‌‌شوند و در اغلب آنها دروغگویان و تبهکاران افراد پلیدی معرفی می‌‌شوند که برای دستیابی به خواسته‌‌های شوم خود همه اصول اخلاقی را بیرحمانه زیر پا می‌‌گذارند. ما به‌‌عنوان تماشاگران محکوم‌‌شان می‌‌کنیم و خواهان این هستیم که در چنگال قانون اسیر شوند. در جدایی نادر از سیمین شخصیت‌‌ها پلید و شرور نیستند ولی از این قابلیت برخوردارند که در حد استانداردهای خود حقیقت را فدا کنند. در اینجا تماشاگر دروغ و پنهانکاری شخصیت‌‌های داستان را تا حدودی کم‌‌خطر و موجه می‌‌بیند. فرهادی خود در مصاحبه‌‌اش چنین گفته است: «ما از دروغگویی آدم‌‌های فیلم بدمان نمی‌‌آید چون نیّت آنها را درک می‌‌کنیم. آدم‌‌های فیلم در مقایسه با آدم‌‌های واقعی جامعه ما کمتر دروغ می‌‌گویند. آنها به‌‌راحتی دروغ نمی‌‌گویند و از دروغگویی خود رنج می‌‌برند». این خود یک طریق برخورد با فدا کردن ارزش‌‌های بشری به‌‌خاطر منافع شخصی است. طوری فدا کنیم که خرابی کمتری به بار آورد. به‌‌گونه‌‌ای توجیه کنیم که قابل پذیرش باشد و بدانیم که خود قربانی هستیم و سیستم، ما را به سمت ضد ارزش‌‌ها سوق می‌‌دهد. چاره‌‌ای نداریم جز انتخاب تاریکی! اما آیا این نوع برخورد، برخورد درستی است؟
 

امید به آینده؟

فیلم جدایی نادر از سیمین حتی نسل آینده را نیز قربانی سیستمی می‌‌کند که حاضر است ضد اخلاقیات را برگزیند. این را می‌‌توان در نگاه به شخصیت دختر نوجوان (ترمه) یافت که می‌‌تواند نماینده نسل آینده باشد. او نوجوان است، پُر از انرژی و عنصر پویای فیلم. او باید تصمیمی بگیرد. او باید موضعش را مشخص کند که نزد پدر بماند یا مادر؟ اما چگونه؟ در ابتدا به‌‌نظر می‌‌رسد مبنای تصمیم‌‌گیری و تعیین موضعش برای گزینش پدر یا مادر، "حقیقت" است اما خود او نیز در موقعیتی قرار می‌‌گیرد که ناچار می‌‌شود بر حقیقت چشم فرو بندد. ترمه در دفتر بازپرس زیرکانه با انکار حقیقت به نفع پدرش تسلیم دروغ می‌‌شود. اما به‌‌راستی انتخاب ترمه در فصل پایانی فیلم چه خواهد بود؟ فرهادی پایان فیلم را باز گذاشته است. ایستادن ترمه در مقابل دوربین نشان‌‌دهنده این است که در اینجا همۀ تماشاگران فیلم می‌‌توانند انتخاب او را مورد قضاوت قرار دهند. ترمه چه انتخابی می‌‌کند؟ رأی ما چیست؟ باید گفت که مهم انتخاب ما و یا ترمه نیست. زیرا در جایی که حقیقت و دروغ در هم می‌‌آمیزند، داوری و انتخاب درست نیز نابود می‌‌گردد. زیرا انتخاب و قضاوت صحیح و عادلانه تنها در پرتو راستی و حقیقت شکل می‌‌گیرد. به‌‌قول یکی از منتقدان، «ترمه در پایان به یک نتیجه رسیده است و آن اینکه "حقیقت مطلق" جایی برای عرض اندام و عینیت ندارد.»
 

پای‌‌بندی به اخلاقیات و ارزش‌‌های بشری

اصغر فرهای در مصاحبه‌‌اش در مورد جدایی نادر از سیمین چنین می‌‌گوید: «فیلم آکنده از دروغ نیست چرا که فیلم فضایی شرافتمندانه دارد که در این فضا دروغ‌‌ها به چشم می‌‌آید. اگر این همه شرافتمندی نبود، این دروغ‌‌ها به چشم نمی‌‌آمد. بنابراین فیلم بستر سفیدی است که لکه‌‌ها در آن دیده می‌‌شود.» جدایی نادر از سیمین به روابط آدم‌‌های امروزی که خودخواهی را بر دگرخواهی و دروغ به‌‌ظاهر مصلحت‌‌آمیز را بر راستی ترجیح می‌‌دهند پرتویی افکنده و آن را کاملاً عریان به تصویر کشیده است اما در نهایت آنچه به بیننده القا می‌‌شود، نه حس بیزاری از ناراستی، که دیدن شرایط دشوار راستگویی و احساس ناخودآگاه تمایل به دروغ مصلحت‌‌آمیز است. فیلم از عجز و ناتوانی انسان در ایستادگی بر حقیقت و راستی حکایت دارد و اینکه نمی‌‌توان در مسائل انسانی مقصر واقعی را پیدا کرد.
به‌‌قول اصغر فرهادی لکه‌‌ها در این فیلم به چشم می‌‌آید و آلودگی‌‌ها برملا می‌‌گردد ولی راه درمان چیست؟ چگونه می‌‌توان به اصول و ارزش‌‌های اخلاقی وفادار ماند؟ چه قدرتی می‌‌تواند به کمک نسلی بیاید که در حال مشاهدۀ زوال ارزش‌‌هاست؟ اگر همه چیز توجیه‌‌پذیر باشد و تلاش کنیم که کمتر دروغ بگوییم و نیّت خوب دروغگویان را درک کنیم آیا جامعه به‌‌سوی بهبودی پیش خواهد رفت؟ برای مبارزه با این ضد ارزش‌‌ها چه قدم‌‌هایی باید برداشت؟ راه حل چیست؟ ممکن است مسیحیان در شرایط متفاوت زندگی نسبت به ارزش‌‌های بشری و اخلاقیات واکنش‌‌های متفاوتی از خود نشان دهند، ولی آنچه ایمان مسیحی و کلام خدا در مورد چنین مفاهیم بنیادینی تعلیم می‌‌دهد مجوزی برای رفتن به‌‌سوی ضد ارزش‌‌ها صادر نمی‌‌کند. مسیحیت به‌‌هیچ‌‌وجه حقیقت را به تسلیم در برابر دروغ فرا نمی‌‌خواند. عیسای مسیح در برابر اتهامات مخالفانی که مدام او را به کفرگویی متهم می‌‌کردند پاسخ داد که: «حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد». مسیحی راستین حقیقت و راستی را در هر شرایطی برمی‌‌گزیند و آن را فدای شرایط خاص و بغرنج درگیر با آن نمی‌‌کند.
ممکن است ما نیز با دیگران همصدا شویم که شرایط و موقعیت‌‌های زندگی ما را به سمت ضد ارزش‌‌ها سوق می‌‌دهد و ما کنترلی بر آن نداریم، ولی این پاسخ قانع‌‌کننده‌‌ای در دادگاه الاهی نیست. ما نمی‌‌توانیم مکرراً شرایط و موقعیت‌‌های خاص و حتی انسان‌‌های دیگر را بهانه‌‌ای قرار دهیم برای توجیه ناراستی که از ما سر زده است. ما خود مسئول واکنش‌‌ها و اعمال خود هستیم. یک مسیحی باید همچون سرورش عیسای مسیح به هیچ‌‌وجه با ناراستی از درِ دوستی و رفاقت در نیاید. یک مسیحی نباید به‌‌خاطر منفعت‌‌های شخصی تصمیم بگیرد و تنها نفع خود را طالب باشد. ناراستی که ریشه در گناه دارد همیشه شوق آن دارد که بر انسان‌‌ها چیره شود. اما یک مسیحی اسلحه روحانی کامل خدا را برای جنگ با نیروهای شرارت در اختیار دارد. او تنها نیست که خود را قربانی شرایط ببیند. روح خدا تقویت‌‌کننده و مشوق است و در شرایط سخت ایستادگی و مقاومت می‌‌بخشد تا تسلیم ضد ارزش‌‌ها نشویم.
ما می‌‌توانیم همچون تماشاگران فیلم جدایی نادر از سیمین با شخصیت‌‌ها همدرد شویم و درک‌‌شان کنیم ولی نمی‌‌توانیم دروغ‌‌ها و منفعت‌‌طلبی‌‌ها را تأیید کنیم و آن را در شرایط خاص موجه بدانیم. در اصول و مبانی اخلاقیات مسیحی مرز خاکستری وجود ندارد. دروغ مصلحت‌‌آمیز و قرار گرفتن در شرایط دشوار برای استمداد از دروغ و پنهان‌‌کاری برای رسیدن به اهداف و نقشه‌‌های خود به‌‌هیچ‌‌وجه توجیه‌‌پذیر نیست.
در این ایام با تأمل بر صلیب و قیام عیسای مسیح که به‌‌خاطر گناه جهان انجام شد نگاهی به خود بیندازیم. ناراستی که ریشه در شرارت داشت باعث شد که پسر خدا به جهان آید و رنج و درد را بر خود هموار کند و در بی‌‌گناهی مطلق بمیرد. باشد که با نگاه به او ما نیز حاضر باشیم برای تسلیم نشدن در برابر گناه و ناراستی از الگوی مسیح درس بگیریم و تسلیم ضد ارزش‌‌ها نشویم.
 

ارزیابی این مقاله ٠ from ٠ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ١ ٢ ٣ ٤ ٥  

نظرات ارسالی در مورد مقاله



برای این مقاله پیامی ارسال نشده است .




 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۱۵ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En