/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
Back

کانن کتاب‌مقدس/قسمت اول

 


 
نویسنده: جاش مَک‌داوِل
ترجمه: آرمان رُشدی
 

چه مرجعی تصمیم گرفت کدام کتاب‌ها جزو کتاب‌مقدس باشند؟

این سؤال که چگونه تصمیم گرفته شد که چه کتاب‌هایی جزو کتاب‌مقدس باشند، به «مسئلۀ کانُن‌» موسوم است‌. یک شخص موشکاف می‌خواهد بداند چه شد که این کتاب‌های به خصوص جزو کتاب‌مقدس قرار گرفتند، و نه کتاب‌های دیگر.

 

۱-‏‏‏‏‏ ب: معنی کانُن‌

واژه «کانُن‌» (Canon) از کلمۀ یونانی برای "نِی" گرفته شده است (در انگلیسی cane، در عبری ganeh، و در یونانی kanon). در گذشته از نی برای اندازه‌گیری چیزها استفاده می‌شد و به‌تدریج این واژه معنای «معیار» را به خود گرفت‌.

اُریجِن‌، از پدران برجستۀ کلیسا در قرن سوم‌، واژۀ Canon یا معیار را برای اشاره به «آنچه که ما آن را "اصل ایمان" می‌نامیم یعنی آنچه که توسط آن امور را سنجیده و ارزیابی می‌کنیم به کار گرفت‌. بعدها این واژه معنای "فهرست" یا "مرجع" را به خود گرفت. (Bruce, BP, 95) در ارتباط با کتاب‌مقدس‌، Canon (یا کتاب‌های رسمی یا قانونی‌) به معنای «فهرستی است از کتاب‌ها که رسماً مورد پذیرش قرار گرفته‌اند.» (Earle, HWGOB, 31)

 

این نکته شایان توجه است که کلیسا کتب مقدس کانُنی را پدید نیاورد و مشخص نساخت که کدام کتاب‌ها می‌توانند جزو کتاب‌مقدس یا کلام الهام‌شدۀ خدا باشند. در واقع کلیسا این موضوع را تصدیق نمود یا بهتر است بگوییم کشف کرد که چه کتاب‌هایی از بدو نگارششان الهامی بوده‌اند. به عبارت دیگر «اگر کتابی کلام خداست‌، نه به این دلیل است که از سوی قوم خدا پذیرفته شده‌، بلکه به این دلیل که کلام خداست از سوی قوم خدا پذیرفته شده است‌. این سخن بدین معناست که مرجعیت الاهی یک کتاب نه از قوم خدا، بلکه از خود خدا می‌آید. قوم خدا صرفاً تصدیق‌کنندۀ مرجعیت الاهی‌ای است که خدا به کتاب‌مقدس بخشیده است.» (Geisler/Nix, GIB, 210) 

۲-‏‏‏‏‏ ب: ملاک‌های کاننی بودنِ یک کتاب‌

از زمان نگارش تاریخ کتاب‌مقدس و نیز تاریخ کلیسا، می‌توانیم لااقل پنج اصل را تشخیص دهیم که بر فرآیند تشخیص و گردآوری کتاب‌هایی که حقیقتاً از سوی خدا الهام شده‌اند، حاکم بوده‌اند. گایسلِر و نیکس این اصول را به شرح ذیل معرفی می‌کنند: (Geisler/Nix, GIB, 223-‏‏‏‏‏231)

آیا کتاب توسط نبی خدا نوشته شده است‌؟ «اگر توسط شخصی که از سوی خدا سخن می‌گفته است نوشته شده باشد، پس کلام خدا محسوب می‌شود.»

آیا اعمال خدا نویسنده کتاب را تأیید می‌کردند؟ معجزات اغلب باعث تمایز انبیای حقیقی از انبیای دروغین می‌شد. «به موسی قدرتی معجزه‌آسا داده شده بود تا دعوت خود را از سوی خدا ثابت گرداند (خروج ۴:‏۱-‏‏‏‏‏۹). ایلیا توسط عملی ماورای طبیعی بر انبیای دروغین بَعْل ظفر یافت (اول پادشاهان باب ۱۸). عیسی «مردی بود که خدا با معجزات و عجایب و آیاتی که به‌دست او در میان شما ظاهر ساخت، بر حقانیتش گواهی داد» (اعمال ۲:‏۲۲). معجزه عملی از سوی خداست که کلامی را که از سوی نبی خدا به قوم خدا داده شده است تأیید می‌کند و نشانه‌ای است که موعظه او را به اثبات می‌رساند. در واقع معجزه پیام او را تصدیق می‌نماید.»

آیا پیام موجود در یک کتاب حقیقت را در مورد خدا می‌گوید؟ «خدا نمی‌تواند با خودش در تناقض باشد (دوم قُرِنتیان ۱:‏۱۷-‏‏‏‏‏۱۸) و نیز نمی‌تواند آنچه را که نادرست است اعلام نماید (عِبرانیان ۶:‏۱۸). با این اوصاف هیچ کتابی که ادعاهایی نادرست می‌کند نمی‌تواند کلام خدا باشد ... به دلایلی چون دلایل فوق‌، پدران کلیسا این رویه را در پیش گرفتند که اگر در مورد کتابی از این لحاظ شک و تردید وجود دارد، باید آن را از زمره کتاب‌های رسمی خارج ساخت‌.» این رویه «اعتبار تشخیص آنها را در مورد کتاب‌های کانُنی‌» تقویت نمود.

آیا قدرت خدا از ورای پیام یک کتاب دیده می‌شود؟ «پدران کلیسا بر این باور بودند که کلام خدا “زنده و مقتدر” است (عِبرانیان ۴:‏۱۲) در نتیجه باید قدرتی دگرگون‌کننده در بنای اشخاص (دوم تیموتائوس ۳:‏۱۷) و در بشارت (اول پطرس ۱:‏۲۳) داشته باشد. اگر پیام کتابی نمی‌توانست هدفی را که در آن بیان شده بود محقق سازد، اگر قدرت نداشت که زندگی کسی را تغییر دهد، آنگاه آشکار بود که خدا در ورای پیام آن قرار ندارد.» (Geisler, GIB, 228) حضور قدرت دگرگون‌کنندۀ خدا نشانه‌ای قدرتمند بود که نشان می‌داد کتاب مورد بحث مهر تأیید را بر خود دارد.

آیا آن کتاب توسط قوم خدا پذیرفته شده است‌؟ «پولس رسول به تِسالونیکیان می‌نویسد: “نیز ما خدا را پیوسته شکر می‌گوییم که شما به‌هنگام پذیرفتن کلام خدا، که از ما شنیدید، آن را نه چون سخنان انسان، بلکه چون کلام خدا پذیرفتید ...” (اول تِسالونیکیان ۲:‏۱۳). هر بحثی که در مورد جای گرفتن کتابی جزو کتاب‌های کانُنی جریان داشته باشد، کسانی که نبی‌ای را که کتابی را نوشته می‌شناسند در بهترین جایگاه برای قضاوت در مورد اعتبار نبوتی آن کتاب قرار دارند. بنابراین علی‌رغم بحث‌های متأخرتر در مورد اینکه آیا برخی کتاب‌ها می‌توانند جزو کتاب‌های کانُنی محسوب شوند یا نه‌، دلیل قطعی در این مورد همانا پذیرش اولیه این کتاب‌ها از سوی ایماندارانی بوده که در زمان نگارش آن می‌زیسته‌اند.» (Geisler, GIB, 229) وقتی کتابی به مثابه کلام خدا از سوی قوم خدا دریافت می‌شد، مطالب آن جمع‌آوری می‌گشت، خوانده می‌شد و از سوی قوم خدا مورد استفاده قرار می‌گرفت، و جزو کتاب‌های کانُنی محسوب می‌شد. این فرآیند اغلب در خود کتاب‌مقدس به چشم می‌خورد. یک نمونه آن هنگامی است که پطرس رسول نوشته‌های پولس رسول را همسنگ با کتب مقدس عهدعتیق می‌داند و تعلق آن را به مجموعه کتب مقدس تصدیق می‌کند (دوم پطرس ۳:‏۱۶).

 

۳-‏‏‏‏‏ ب: کتاب‌های کاننی مسیحی (عهدجدید)

۱-‏‏‏‏‏ ج: معیار گزینش کتاب‌های کاننی عهدجدید

عامل اساسی برای گزینش یک کتاب به عنوان کتاب‌های کانُنی عهدجدید، برخورداری آن از الهام الاهی بود؛ معیار اصلی در این زمینه‌، تعلق آن به حلقه رسولان بود. گایسلِر و نیکس می‌نویسند: «در واژگان عهدجدید، کلیسا “بر بنیاد رسولان و انبیا” بنا شده است (اَفَسُسیان ۲:‏۲۰) که مسیح بدیشان وعده داد تا توسط روح‌القدس ایشان را به “جمیع راستی” هدایت کند (یوحنا ۱۶:‏۱۳). گفته می‌شود که کلیسا در اورشلیم پیوسته مشغول تعلیم گرفتن از “رسولان” بود (اعمال ۲:‏۴۲). هنگامی که واژه "رسولی" به منزله معیاری برای تشخیص این امر مورد استفاده قرار می‌گیرد که آیا کتابی جزو کتاب‌های کانُنی محسوب می‌شود یا خیر، این امر ضرورتاً بدین معنا نیست که “رسولان نویسنده آن بوده‌اند” و یا “تحت نظارت و راهنمایی رسولان” تهیه شده است‌.» (Geisler/Nix, GIB, 283)

گایسلِر و نیکس ادامه می‌دهند: «به نظر می‌رسد که بهتر است با نظر لوئیس گاسِن‌، بی‌. بی‌. وارفیلد، چارلز هاج‌، جِی‌. اِن‌. دی. کِلی‌، و بسیاری از پروتستان‌ها هم‌رأی شد که مرجعیت رسولی یک کتاب یا تأیید شدن آن از سوی رسولان‌، و نه نگارش آن از سوی رسولان‌، معیار اولیه برای گنجاندن یک کتاب در زمرۀ کتاب‌های کانُنی بوده است.» (Geisler/Nix, GIB, 283)

استونهاؤس (N. B. Stonehouse) خاطرنشان می‌سازد که مرجعیت رسولی «که در عهدجدید از آن سخن گفته می‌شود، هرگز از مرجعیت خداوند مجزا نیست‌. در نامه‌ها پیوسته این موضوع تصدیق می‌شود که در کلیسا تنها یک مرجعیت مطلق وجود دارد که همانا مرجعیت خودِ خداوند است‌. هرگاه رسولان با اقتدار و مرجعیت سخن می‌گویند، این کار را بر اساس اقتدار و مرجعیت خداوند انجام می‌دهند. برای مثال‌، هنگامی که پولس رسول از مرجعیت خود در مقام یک رسول دفاع می‌کند، ادعای خود را صرفاً و مستقیماً بر اساس رسالتی قرار می‌دهد که از خداوند یافته است (غَلاطیان فصل‌های اول و دوم‌). هنگامی که او ایجاد نظم در حیات کلیسا را بر عهده می‌گیرد، ادعا می‌کند که برای انجام این کار از اقتدار و مرجعیت خداوند برخوردار است‌، حتی اگر در این مورد کلامی مستقیماً از خداوند دریافت نکرده باشد (اول قُرِنتیان ۱۴:‏۳۷ و نیز مراجعه کنید به اول قُرِنتیان ۷:‏۱۰).» (Stonehouse, ANT, 117-‏‏‏‏‏118)

جان مورِی (J. Murray) می‌نویسد: «تنها کسی که در عهدجدید با چنان اقتدار و مرجعیتی سخن می‌گوید که سرچشمۀ آن خودش است و خودش خودش را اثبات می‌کند، خود خداوند (عیسای مسیح) است‌.» (Murray, AS, 18)

 

۲-‏‏‏‏‏ ج: کتاب‌های کاننی عهدجدید

۱-‏‏‏‏‏ د: دلیل گردآوری آنها

۱-‏‏‏‏‏ ھ: این کتاب‌ها نبوتی بودند

«نخستین دلیل برای گردآوری و حفظ کتب الهامی این بود که این کتاب‌ها نبوتی بودند. بدین معنی که چون آنها توسط یک رسول یا نبی خدا نوشته شده بودند، پس باید ارزشمند می‌بودند، و چون ارزشمند بودند باید حفظ می‌شدند. این استدلال در زمان رسولان استدلالی قوی بود زیرا مشاهده می‌کنیم که نامه‌های پولس گردآوری شده‌، در میان کلیساهای مختلف دست به دست می‌گشت (مراجعه کنید به دوم پطرس ۳:‏۱۵-‏‏‏‏‏۱۶، کولُسیان ۴:‏۱۶).» (Geisler, GIB, 227)

 

۲-‏‏‏‏‏ ھ: نیاز کلیسای اولیه‌

کلیساها نیاز داشتند دریابند چه کتاب‌هایی باید خوانده شوند و تکریم گردند، و تعالیم آنها را چگونه در محیطی خصمانه به کار گیرند. آنها با مسائل بسیاری روبه‌رو بودند که می‌بایست حل می‌شد؛ به این منظور، می‌بایست بدانند کدام کتاب‌ها می‌توانند ایشان را در این مسیر هدایت کنند.

 

۳-‏‏‏‏‏ ھ: پدید آمدن بدعت‌ها

در حدود سال ۱۴۰ میلادی‌، مارسیون که عقاید بدعت‌آمیزی داشت‌، مجموعه‌ای از کتاب‌های کانُنی را گرد آورده‌، شروع به تبلیغ آنها نمود. کلیسا برای مبارزه با نفوذ مخرب او، می‌بایست کتاب‌های الهامی عهدجدید را گردآوری کند.

 

۴-‏‏‏‏‏ ھ: دست به دست گشتن نوشته‌های جعلی‌

بسیاری از کلیساهای شرق در جلسات خود از کتاب‌هایی استفاده می‌کردند که آشکارا جعلی بودند. این امر نیز ضرورت اتخاذ تصمیم در مورد کتاب‌های کانُنی را بیشتر ساخت‌.

 

۵-‏‏‏‏‏ ھ: فعالیت‌های بشارتی‌

«مسیحیت به سرعت در حال گسترش به کشورهای دیگر بود و نیاز به ترجمه کتاب‌مقدس به زبان‌های دیگر احساس می‌شد ... در نیمه اولِ قرن دوم‌، کتاب‌مقدس به زبان سوری و لاتین کهن ترجمه شد. اما از آنجایی که مبشران نمی‌توانستند کتاب‌مقدسی را ترجمه کنند که وجود نداشت‌، پس توجهات معطوف این موضوع گشت که چه کتاب‌هایی حقیقتاً کانُنی و مرجع می‌باشند.» (Geisler, GIB,278)

 

۶-‏‏‏‏‏ ھ: جفا و آزار

طبق فرمان دیوکلِسیان (۳۰۳ میلادی‌)، کتب مقدس مسیحیان می‌بایست نابود می‌شد. چه کسی حاضر بود برای کتابی بمیرد که ممکن بود مذهبی باشد، اما نه الزاماً مقدس و آسمانی‌؟ مسیحیان نیاز داشتند بدانند چه کتاب‌هایی حقیقتاً مقدس الهامی می‌باشند.

 

۲-‏‏‏‏‏ د: مشخص شدن کتاب‌های کاننی‌

۱-‏‏‏‏‏ ھ: آتاناسیوس اسکندریه‌

آتاناسیوس (۳۶۷ میلادی‌) ارائه‌دهندۀ نخستین فهرست از کتاب‌های عهدجدید است که دقیقاً با کتاب‌های عهدجدید موجود یکسان است‌. او این فهرست را در نامه‌ای که به مناسبت یکی از اعیاد به کلیساها می‌نویسد، ارائه می‌دهد. وی می‌نویسد: «همچنین سخن گفتن از کتاب‌های عهدجدید موضوعی ملال‌آور نیست‌. کتاب‌های عهدجدید تشکیل شده از چهار انجیل که به قلم متی‌، مرقس‌، لوقا و یوحنا نگاشته شده‌اند. پس از آنها کتاب اعمال رسولان و نامه‌ها قرار دارند (که نامه‌های عمومی نام گرفته‌اند) که هفت نامه هستند که عبارتند از نامۀ یعقوب‌، دو نامۀ پطرس‌، سه نامۀ یوحنا و پس از آنها نامۀ یهودا. علاوه بر اینها چهارده نامۀ پولس نیز هست که به این ترتیب‌اند: نامۀ اول خطاب به رومیان‌، آنگاه دو نامه به قُرِنتیان‌، پس از آن نامه به غَلاطیان‌، سپس نامه به اَفَسُسیان‌، سپس نامه به فیلیپیان‌، سپس نامه به کولُسیان‌، پس از اینها دو نامه به تِسالونیکیان و سپس نامه به عِبرانیان‌، و آنگاه دو نامه به تیموتائوس و یک نامه به تیطُس‌؛ و بالاخره آخر از همه‌، نامه به فلیمون‌. و علاوه بر همۀ اینها، مکاشفه یوحنای رسول قرار دارد.» (Athanasius, L, 552)

 

۲-‏‏‏‏‏ ھ: جروم و آگوستین‌

مدت کوتاهی پس از اینکه آتاناسیوس فهرست خود را ارائه داد، جِروم و آگوستین نیز از آن دفاع کردند و کتاب‌های کانُنی عهدجدید را متشکل از بیست و هفت کتاب معرفی نمودند. (Bruce, BP, 112)

 

۳-‏‏‏‏‏ ھ: پولیکارپ و معاصرانش‌

پولیکارپ (۱۱۵ میلادی‌)، کلِمِنتِ اسکندریه (حدود ۲۰۰ پس از میلاد)، و سایر پدران اولیۀ کلیسا با بکارگیری جملۀ «همان‌گونه که در کتب مقدس مکتوب است‌»، به کتاب‌های عهدجدید اشاره کرده‌اند.

 

۴-‏‏‏‏‏ ھ: ژوستین شهید

ژوستینِ شهید (۱۰۰ تا ۱۶۵ میلادی‌) در نخستین کتاب دفاعیات خود (۱.۶۷) به مراسم عشای ربانی اشاره می‌کند و می‌نویسد: «و در روزی که یکشنبه خوانده می‌شود، اشخاص در شهرها و مکان‌های مختلف در مکانی گرد هم می‌آیند و تا آنجا که وقت اجازه می‌دهد، خاطرات رسولان یا نوشته‌های انبیا را می‌خوانند. آنگاه هنگامی که خواندن این نوشته‌ها به پایان رسید، پیشوای جماعت اندرزهایی به حاضران می‌دهد و از آنها دعوت می‌کند تا از نکات خوبی که بیان شده‌، سرمشق بگیرند.»

وی در کتاب "گفتگو با تریفو" (صفحات ۴۹، ۱۰۳، ۱۰۵، ۱۰۷) هنگامی که از اناجیل نقل قول می‌کند، اصطلاح "مکتوب است" را به کار می‌برد. هم او و هم تریفو باید از این موضوع آگاه بوده باشند که "مکتوب است" به چه چیز اشاره دارد و این نوع اشاره به اناجیل نشانه این است که آنها به الهامی بودن‌شان باور داشتند.

 

۵-‏‏‏‏‏ ھ: ایرِنیوس‌

اِف‌. اِف‌. بروس در مورد اهمیت ایرِنیوس (۱۸۰ میلادی‌) می‌نویسد:

«اهمیت ایرِنیوس به سبب نزدیکی وی به دوران رسولان و ارتباطات گسترده وی با همۀ کلیساها می‌باشد. وی در آسیای صغیر و زیر نظر پولیکارپ که شاگرد یوحنا بود، تربیت یافت و در سال ۱۸۰ میلادی اسقف شهر لیون در گُل (فرانسۀ امروزی‌) گردید. او در اثبات این موضوع که چهار انجیل و اعمال رسولان‌، رومیان‌، اول و دوم قُرِنتیان‌، غَلاطیان‌، اَفَسُسیان‌، فیلیپیان‌، کولُسیان‌، اول و دوم تِسالونیکیان‌، اول و دوم تیموتائوس و تیطُس‌، اول پطرس و اول یوحنا و مکاشفه‌، جزو کتاب‌های کانُنی هستند، مطالب بسیاری نگاشته است‌. از نامۀ او تحت عنوان "بر ضد بدعت‌ها" (III, ii, 8)، آشکار می‌شود که در حدود سال ۱۸۰ میلادی فکر اناجیل چهارگانه در جهان مسیحی به عنوان اصلی بدیهی پذیرفته شده بود. و همان‌گونه که چهار جهت اصلی (که ما بر هر یک نامی نهاده‌ایم‌) و یا چهار باد اصلی وجود دارند، وجود چهار انجیل نیز بدیهی انگاشته می‌شد.» (Bruce, BP, 109)

 

۶-‏‏‏‏‏ ھ: ایگناتیوس‌

ایگناتیوس (۵۰ تا ۱۱۵ میلادی‌) می‌نویسد: «من نمی‌خواهم شما را همانند پطرس و پولس مخاطب قرار دهم‌، زیرا آنان رسول بودند.» (Trall. 3. 3)

 

۷-‏‏‏‏‏ ھ: شوراهای کلیسایی‌

اِف‌. اِف‌. بروس می‌نویسد: «هنگامی که بالاخره شورایی کلیسایی‌، یعنی شورای هیپو، در سال ۳۹۳ میلادی فهرست بیست و هفت کتاب عهدجدید را تهیه کرد، مرجعیتی را به این کتاب‌ها اعطا نکرد که تا کنون از آن برخوردار نبودند، بلکه صرفاً کانُنی بودنِ آنها را تثبیت کرد. بیانیۀ شورای هیپو، چهار سال بعد توسط سومین شورای کارتاژ از نو اعلام شد.» (Bruce, BP, 113)

 

پس از این تاریخ‌، هرگز مرجعیت این بیست و هفت کتابِ پذیرفته شده توسط کلیساهای کاتولیک‌، پروتستان و ارتدکس شرق به شکل جدی زیر سؤال نرفته است‌.

 

۳-‏‏‏‏‏ د: طبقه‌بندی کتاب‌های کاننی‌

کتاب‌های کانُنی عهدجدید به ترتیب ذیل طبقه‌بندی شده‌اند:

 

۳-‏‏‏‏‏ ج: کتاب‌های آپوکریفای (مشکوک‌الاصل‌) عهدجدید

۱-‏‏‏‏‏ د: فهرست کتاب‌های آپوکریفا

 

نامۀ بَرنابای کاذب (۷۰-‏‏‏‏‏۷۹ میلادی‌)

نامه به قُرِنتیان (حدود ۹۶ میلادی‌)

موعظه کهن یا به اصطلاح نامۀ کلِمِنت (حدود ۱۲۰-‏‏‏‏‏۱۴۰ میلادی‌)

شبان هِرماس (حدود ۱۱۵-‏‏‏‏‏۱۴۰ میلادی‌)

دیداکه‌، تعلیم دوازده [رسول] (حدود ۱۰۰-‏‏‏‏‏۱۲۰ میلادی‌)

مکاشفه پطرس (حدود ۱۵۰ میلادی‌)

اعمال پولس و تِکلا (۱۷۰ میلادی‌)

نامه به لائودکیان (احتمالاً قرن چهارم‌)

انجیل به روایت عِبرانیان (۶۵-‏‏‏‏‏۱۰۰ میلادی‌)

نامۀ پولیکارپ به فیلیپیان (حدود ۱۰۸ میلادی‌)

هفت نامۀ ایگناتیوس (حدود ۱۰۰ میلادی‌)

این فهرست فقط بخشی از نوشته‌های غیرکانُنی است. (Geisler, GIB, 297-‏‏‏‏‏316)

 

۲-‏‏‏‏‏ د: علت رد کتاب‌های آپوکریفا

گایسلِر و نیکس دلایلی را که مانع از قرار گرفتن این کتاب‌ها جزو کتاب‌های کانُنی شدند، چنین جمع‌بندی می‌کنند: «(۱) هر یک از این کتاب‌ها فقط مدتی کوتاه و صرفاً در محدوده مکانی مشخصی از مقبولیت برخوردار شدند. (۲) این کتاب‌ها به زحمت جزو کتاب‌های نیمه‌کانُنی محسوب می‌شدند و به کتاب‌های کانُنی دیگر اضافه نشده و در فهرست کتاب‌های کانُنی هم حتی نامی از آنها برده نشده است‌. (۳) در هیچ‌یک از فهرست‌های معتبر مربوط به کتاب‌های کانُنی یا در هیچ‌یک از شوراهای کلیسایی از این کتاب‌ها به‌عنوان کتاب‌های الهامی عهدجدید نام برده نشده است‌. (۴) پذیرش محدودِ این کتاب‌ها نیز به این علت بوده که این کتاب‌ها خود را به اموری مرتبط ساخته‌اند که در کتب کانُنی آمده است (برای مثال‌، کتاب آپوکریفای لائودکیان به کولُسیان ۴:‏۱۶ اشاره دارد)، یا به شکلی خود را به حلقۀ رسولان و وقایع مرتبط و مورد تأیید آنها مربوط می‌ساختند (برای مثال کتاب اعمال پولس‌). هنگامی که نادرستی این ادعاها آشکار گشت‌، دیگر تردید زیادی در مورد عدم تعلق این کتاب‌ها به کتاب‌های کانُنی باقی نماند.» (Geisler, GIB, 317)

 


ارزیابی این مقاله ٣ from ٦ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ١ ٢ ٣ ٤ ٥  

نظرات ارسالی در مورد مقاله



برای این مقاله پیامی ارسال نشده است .




 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۱۵ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En