/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
Back

من مسیح را دیده‌‌ام

 


من مسیح را دیده‌‌ام
 در میان چهارچوب سیاهی قفس
من مسیح را دیده‌‌ام
در میان نبود آه و نفس
من مسیح را دیده‌‌ام
در نوای گریه، دختری زحمت کشیده
در نگاه مادری هم درددیده
من مسیح را دیده‌‌ام
من همان برگم که باران دیده‌‌ام
در میان سوز سرما
من مسیح را دیده‌‌ام
گر کسی از حال من آگه نشد
در میان خواب‌‌هایم
من مسیح را دیده‌‌ام
گر به زیر چشم خود
خط به خط چین دیده‌‌ام
در میان مشکلاتم
من مسیح را دیده‌‌ام
جلجتا دیشب به چشمم تپه‌‌ای هموار بود
مردمان بیدار شوید
من مسیح را دیده‌‌ام
 
 
منم ابا
 که زیبا فرزندم را دوست می‌‌دارم
تو بگشا گوش دل، مسیحایت با تو می‌‌گوید
ترا در بیکران دنیای نامردان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را، آشتی کن با مسیح خویش
تو غیر از من چه می‌‌جویی
تو با هر کس به غیر از من چه می‌‌گویی
تو باز کن آن در قلبت
مهمان‌‌نوازی را خوب می‌‌دانم
تو دعوت کن مرا با اشکت
من خدایی خوب می‌‌دانم
تویی والاترین مهمان افکارم
سیروس
 

ارزیابی این مقاله ٢.٧ from ٦ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ١ ٢ ٣ ٤ ٥  

نظرات ارسالی در مورد مقاله



برای این مقاله پیامی ارسال نشده است .




 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۱۵ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En