/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
Back

وقتی آسمان در سکوت است

نادر فرد

 

 

 وقتی آسمان در سکوت است
نویسنده: رونالد دان
مترجم: لئونارد کشیشیان
انتشارات ایلام
شابک ‏۴-‏‏‏‏‏‏‏‏۹۴-‏‏‏‏‏‏‏‏‏۹۰۶۲۵۶‏-‏‏‏‏‏‏‏‏۱-‏‏‏‏‏‏‏‏۹۷۸
بها: ۷۵‏/۴ پوند
  
خدای اسرائیل، این نجات‌دهنده، خدایی است که گاهی خود را پنهان می‌سازد، اما هرگز غایب نیست. او خود را در تاریکی پنهان می‌سازد، اما هرگز در جایی دوردست پنهان نمی‌شود.
(متیو هنری)
 
احساس شما را در این مورد نمی‌دانم ولی بعضی وقت‌ها به هنگام مطالعۀ برخی کتاب‌ها دائم آرزو می‌کنم که هرچه زودتر به صفحۀ آخر برسم، و تازه بعد از آن همه صرف وقت و انرژی تنها چیزی که از آن کتاب به یادم می‌ماند عنوان آن است. ولی در مورد “وقتی آسمان در سکوت است” موضوع کاملاً برعکس بود! در مورد این کتاب فقط یک نگرانی داشتم و آن این که مبادا به صفحۀ آخر برسم! رونالد دان، (۱۹۳۷-‏‏‏‏‏‏‏‏‏۲۰۰۱) نویسندۀ کتاب، که شبانی باتجربه و سرشناس بود، در این اثر از تجربه‌ای سخن می‌گوید که بی‌شک همۀ ما مسیحیان به نحوی با آن دست و پنجه نرم کرده‌ایم (اگر دچار آن نشده‌اید لطفاً صبور باشید)، یعنی تجربۀ رنج! دان، در فصل سوم، قلب کتاب را می‌شکافد و پیام آن را به روشنی بیان می‌کند:
«من این کتاب را برای دفاع از خودم می‌نویسم. اکنون که فکرش را می‌کنم اغلب موعظه‌های من در این چند سال اخیر برای دفاع از خودم بوده است -‏‏‏‏‏‏‏‏ موعظه‌هایی برای پاسخ دادن به سؤالات خودم، برای دفاع از خودم در مقابل حملۀ حقایقی که با هم در ستیزند؛ برای دفاع در مقابل تناقضِ بین باورها و تجربیات واقعی زندگی.
شاید شما منظور مرا درک می‌کنید. من در مورد مواقعی صحبت می‌کنم که شما صحنه را به تمام و کمال آراسته‌اید و همۀ پوشش‌ها و پرده‌ها را کنار زده‌اید و می‌دانید به چه چیز ایمان دارید و همۀ آن چیزهایی که به آن ایمان دارید برای شما منطقی و بامعنی محسوب می‌شوند. اما ناگهان صدا‌های ناهنجار به گوش می‌رسند و شما با واقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شوید که به همان اندازۀ باورهای‌تان حقیقت دارند، اما با آنها در تضادند. در این مواقع اگر بخواهید ایمان و باورهای خود را حفظ کنید باید به نوعی این ایده‌های متضاد اما در عین حال مُسَلَّم و غیر قابل تردید را با هم آشتی دهید و اختلاف میان این دو را برطرف کنید. بنا به گفته‌ای، در این مواقع امنیت هستی‌شناختی ما مورد تهدید قرار می‌گیرد.»
راستش را بخواهید حیفم آمد مطلب فوق را دقیقاً همان‌طور که هست برای‌تان نقل قول نکنم. دان در سفر زندگی با چالشی روبه‌رو می‌شود که همۀ ایمانداران را تهدید می‌کند: اینکه چطور باید روی تاریک زندگی را درک و تفسیر کرد؟ چگونه باید با آن مقابله کرد (و یا کنار آمد)؟ او در فصل چهارم می‌گوید:
«متأسفانه رویکرد ما به زندگی مسیحی [راحت‌طلبانه] است. ما شدیداً می‌خواهیم باور کنیم که امکان دارد که با فشار دادن یک دکمه از شرّ مشکلات خود خلاص شویم.»
 به‌یاد دارم که یکی از اساتید ما سال‌ها پیش می‌گفت: «حقیقت به پرنده‌ای می‌ماند که دو بال دارد.» آیا تاکنون پرنده‌ای را دیده‌اید که فقط یک بال داشته باشد؟ حقیقت «ایمان» نیز به پرنده‌ای می‌ماند که دو بال دارد، یا سکه‌ای که دو رو دارد. برخی مواقع تجربیات دردناک زندگی آنقدر ما را به رنج و عذاب می‌اندازند که گویی آرزو می‌کنیم ای کاش پرندۀ ایمان فقط یک بال می‌داشت، اما این فقط آرزویی بیش نیست و از حقیقت بسیار دور است. شخصی می‌گفت: «مسیحیت از تجارب زندگی ما رنج‌زدایی نمی‌کند، بلکه بدان معنا می‌بخشد.» به قول سی. اس. لوئیس: «رنج تیشه خداست که بدان ما را می‌تراشد و شکلی مطلوب نظر خود به ما می‌بخشد.» و این دقیقاً همان چیزی است که برای دان اتفاق افتاد. پسر بزرگ دان که مبتلا به افسردگی شدید بود بالاخره به زندگی خود خاتمه داد و دنیایی از درد و رنجِ بی‌پاسخ برای دان و همسرش باقی گذاشت. دان که سال‌ها انجیل را وعظ کرده و برای شفای مسیحیان دعا کرده بود، اکنون درمانده و عاجز همچون ایوب در خاک و خاکستر نشسته بود و صدایی از آسمان نمی‌شنید ...
دان نیز مثل هر انسان دیگر در پی راه و چاره‌ای آنی و قطعی بود. او می‌گوید: « این نوع انتظار به من اجازه نمی‌دهد تا به‌طور تدریجی و قدم به قدم رشد کنم. این نوع انتظار تحمل چنین چیزی را ندارد و نمی‌تواند صبر کند و اِصرار می‌کند که من باید همین الآن، آن هم فوری و به‌طور کامل عوض شوم. این نوع انتظار به من می‌گوید که باید با یک جهش بلند، در یک روز از دوران نوجوانی به دوران بلوغ برسم، و در ضمن، با یک تجربۀ هیجان‌انگیز، تمام مشکلات خود را حل و فصل کنم. اما در عمل چنین چیزی رخ نمی‌دهد و نتیجه آن است که من احساس تقصیر می‌کنم و از خود سؤال می‌کنم که چه اشکالی در من است که نمی‌توانم این‌گونه تجربه‌ای را داشته باشم.»
سپس تجربۀ یعقوب را تشریح می‌کند که فردی نیرنگ‌باز بود و خدا او را در خلال رنج‌هایی که متحمل شد متحول ساخت و به او برکتی بخشید که برتر از هر برکت دیگری است. خدا نام او را از یعقوب به اسرائیل (کسی که با خدا مجاهده کرده و نصرت و برکت یافته، پیدایش ۳۲:‏۲۸) تغییر داد.
دان از تجربۀ دردناک افسردگی ناشی از فوت پسرش رونی می‌گوید و اینکه چگونه بار غم و حس تقصیر او را به کام تاریکی فرو کشید. سپس در فصلی دیگر نقل‌قولی از دانته می‌آورد که بسیار زیباست: «در بطن سفر زندگی، خود را در میان جنگلی تاریک یافتم و راه را گم کردم. آه که چقدر سخت است تا در مورد این جنگل وحشی، خشن و صعب‌العبور با شما سخن بگویم؛ جنگلی که افکار ترسناک را در من تازه می‌سازد! فقط مرگ کمی تلخ‌تر از آن است. اما برای اینکه به مواهبی که در آن جنگل نصیبم شد بپردازم، در مورد چیزهای دیگری که در آنجا دیدم با شما سخن می‌گویم.»
و بعد آیه‌ای را تفسیر می‌کند که بسیاری از ما بدون توجه مدام آن را به‌کار می‌بریم:
می‌دانیم در حق آنان که خدا را دوست می‌دارند و بر طبق ارادۀ او فراخوانده شده‌اند، همۀ چیزها با هم برای خیریت در کار است. (رومیان ۸:‏۲۸) دان در فصل بیست‌ودوم کتاب در تفسیر این آیه می‌گوید:
«بزرگترین خطری که در پرداختن به این آیه ممکن است با آن مواجه شویم این است که در مورد آن آرمانی فکر کنیم یا به‌طور افراطی در مورد آن ساده‌انگار باشیم، و نیش سوزناک آیه‌های قبلی را که در مورد درد و رنج صحبت می‌کند، از آن بیرون بکشیم. پولس نمی‌گوید که هر آنچه برای ایماندار مسیحی رخ دهد، خوب خواهد بود. اتفاقات بد بسیاری برای ما رخ می‌دهد. ما نمی‌توانیم بگوییم همۀ اتفاقات زندگی ما خوبند. اما همۀ آنها برای خیریت ما خواهند بود، و در نتیجه برای ما بهترین خواهند بود. اتفاقات بدی که در زندگی ما رخ می‌دهد در ممانعت از تحقق اهدافِ خوبی که خدا برای ما در نظر دارد رقمی محسوب نمی‌شوند.
منظور پولس این نیست که خدا همۀ چیزها را برای راحتی، آسایش، سلامتی و ثروت ما به‌کار خواهد گرفت. این “چیزهایی” که پولس از آنها صحبت می‌کند برای کسب منافع دنیوی ایمانداران نیستند. منظور پولس از “خیریت” یا چیزهای خوب، چیزهایی هستند که با نجات و رابطۀ ما با خدایی که ما را نجات داده است در ارتباطند.»
امیدوارم هنوز پرندۀ ایمان را به‌یاد داشته باشید. دان طی این سفر دردناک و مملو از رنج آموخت که با واقعیت ایمانِ اصیلِ مسیحی روبه‌رو شود و با اتکا به خدا و مدد یافتن از فیض و محبت و حکمت او همچون نقرۀ پاک از کورۀ آتش بیرون بیاید. به قول آن ضرب‌المثل که می‌گوید: «نقره‌گر آن‌قدر بر تون آتش می‌دمد تا آنکه نقش صورت خود را در نقرۀ مذاب ببیند...»
مطالعۀ این اثر بسیار ارزشمند، عمیق و مفید را به تمامی مسیحیان پیشنهاد می‌کنم.
 

−−−−−−−−−−−−−−−−

 قیمت: ۴.۷۵ پوند
(به انضمام هزینه پست و بسته‌بندی)
نحوۀ سفارش
آدرس پست الکترونیکی:
publications@elam.com
(لطفاً آدرس پستی خود را در نامه الکترونیکی ذکر کنید)
سفارش از طریق کتاب‌فروشی آنلاین:

وقتی آسمان در سکوت است

تلفن اروپا/آسیا: ۹۵۱ ۵۲۰ ۱۴۸۳(۰) ۰۰۴۴
فکس: ۷۰۷ ۴۲۷ ۱۴۸۳(۰) ۰۰۴۴
آدرس پستی:
Elam Publications
 P.O.Box 75, Godalming, Surrey, GU8 6YP, UK

ارزیابی این مقاله ٥ from ١ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ١ ٢ ٣ ٤ ٥  

نظرات ارسالی در مورد مقاله



برای این مقاله پیامی ارسال نشده است .




 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۱۵ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En