/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
Back

سریال تلویزیونی سفر سبز

حسام مرتضوی

 

کارگردان: محمد حسین لطیفی
بازیگران: پارسا پیروزفر، امین تارخ، محمدرضا شریفی‌نیا،
گوهر خیراندیش و سعید مظفری

 

بدون شک در سال‌های اخیر سریال‌های تلویزیونی در ایران در مقایسه با سینما مخاطبین بیشتری را به خود جلب کرده‌اند، به‌طوری که تعداد سریال‌ها از ۶۵ سریال در سال ۱۳۸۲ به ۸۸ سریال در سال ۱۳۸۳ و ۹۵ سریال در سال ۱۳۸۴ رسیده است. "سفر سبز" نیز یکی از همین سریال‌ها است که توسط "محمد حسین لطیفی" نوشته و کارگردانی شده و در ماه محرم سال ۱۳۸۱ از شبکه سوم سیما به نمایش درآمده است. این سریال مذهبی-‏‏‏‏ اجتماعی که در ۱۵ قسمت تهیه شده است و هنرپیشگان برجسته‌ای نقش‌های اصلی آن را بازی می‌کنند، برای دومین بار در سال ۱۳۸۳ از همین شبکه پخش شد.

"محمد حسین لطیفی" کارگردان پُرکاری نیست و در مجموع موفق به ساخت تنها شش فیلم شده است. او با ساخت فیلم "عینک دودی" تماشاگران زیادی را به سینما کشاند و موفقیت تجاری خوبی بدست آورد. "توفیق اجباری" آخرین کار او بود که به‌واسطه حضور هنرپیشه‌ای چون محمدرضا گلزار فروش خوبی داشت. در فیلم‌های ژانر وحشت با ساخت "خوابگاه دختران" به گفته منتقدان منسجم‌ترین فیلم ترسناک را به تاریخ سینمای ایران هدیه کرد و با آمیختن آن به چاشنیِ طنز، اثری خوب و بیادماندنی عرضه نمود. لطیفی در عرصۀ تلویزیون نیز همانطور که در بالا اشاره شد، سریال‌هایی چون "سفر سبز"، "وفا" و "صاحبدلان" را در کارنامه خود دارد که در مجموع آثار قابل توجهی هستند.

داستان سریال

سفر سبز ماجرای پسری خوش‌پوش با ظاهری آراسته است با نام دانیال وسپرگ. دانیال که در ایران متولد شده، در سن سه سالگی به خانواده‌ای آلمانی که مسیحیان متعهدی هستند سپرده می‌شود و از همان کودکی تحت سرپرستی پدرخوانده و مادرخوانده آلمانی‌اش در آلمان بزرگ می‌شود. پدرخوانده دانیال سال‌ها پیش از دنیا رفته است و مادر خوانده‌اش نیز در جریان فیلم به مرگ مشکوکی دار فانی را وداع می‌گوید.

دانیل در پی سلسله خواب‌های عجیبی که می‌بیند و همچنین مشورت با یک کشیش تصمیم می‌گیرد برای یافتن پدر و مادر واقعی‌اش راهی ایران ‌شود. اولین دوستی که در ایران پیدا می‌کند سید اکبر، راننده فرودگاه مهرآباد است. از همان ابتدا رابطه صمیمی‌ای بین‌ این دو ایجاد می‌شود و سید اکبر تصمیم می‌گیرد به این جوان تازه وارد کمک کند تا مادر و پدر حقیقی‌اش را بیابد.

سرنخ‌هایی که دانیال از زندگی گذشته‌اش دارد، او و سید اکبر را به سوی مرد میان‌سال و معتادی سوق می‌دهد به نام «غلام شمدی‏»، اما «غلام» از دادن اطلاعات طفره می‌رود و در نهایت از دست آنها فرار می‏کند.

در همان حال که سید اکبر و دانیل برای پیدا کردن «غلام»‏ مشغول گشتن در خیابان‌های آن حوالی هستند، کلیسایی توجه دانیل را به خود جلب می‌کند و وارد آن می‏شود. گویی او پیشتر همه این صحنه‏ها را در خواب دیده است. دانیال در کلیسا با پدرْ سرکیس که کشیش است، جورج خادم کلیسا، زهره (دختر حاج رضا که نزد پدر روحانی آمده تا در مورد شوهرش "آبراهام" از او کمک بخواهد)، و آنا دختر نابینای کشیش و دوست صمیمی زهره آشنا می‏شود. او همچنین با فرد مؤمنی به اسم حاج رضا آشنا می‌شود که فرش فروشی معتبر، رئیس هیئت محل و فردی خیّر و روحانی‌ است. حاج رضا و کشیش به هنگام تحویل گرفتن اجساد پسران‌شان که در جنگ کشته شده بودند، با هم آشنا شده‌اند و از آن زمان تاکنون دوستان صمیمی و جدانشدنی یکدیگرند. همه این افراد دست به دست هم می‌دهند تا دانیال پدر و مادر واقعی‌اش را پیدا کند.

در این بین خواهر خواندۀ آلمانیِ دانیل ادعا می‌کند که دانیل با دستکاری کردن اتومبیل مادرخوانده‌اش، باعث قتل او شده است. بنابراین پلیس ایران به دستور پلیس آلمان دانیل را دستگیر می‌کند و به زندان می‌اندازد، اما او به‌زودی آزاد می‌شود. ماجراهای فرعی زیادی در این میان پیش می‌آید تا اینکه سرانجام گذشته دانیال کشف می‌شود:

پدر و مادر دانیال در جریان انقلاب اسلامی از مبارزان فعالی بودند که توسط صاحبخانه‌شان، «غلام شمدی» به ساواک لو می‌روند. در لحظه دستگیری، پدر و مادر دانیل از همسر صاحبخانه‌شان خواهش می‌کنند که از فرزندشان که در آن زمان تنها سه سال داشت نگه‌داری کند. اما طولی نمی‌کشد که «غلام» پسر را به زور از دست همسرش گرفته، به یک زن و شوهر آلمانی که به‌عنوان توریست در ایران بودند می‌فروشد. پدر دانیل در همان ابتدای دستگیری تیرباران می‌شود و مادرش هم پس از آزادی، در اثر بیماری‌ای در بیمارستان فوت می‌کند.

فضای مذهبی فیلم

در اغلب سریال‌های ایرانی مضامین مذهبی به‌نوعی دیده می‌شود، به‌ویژه در سریال‌های پرطرفداری چون "شب دهم" و "امام علی" که در ایام ماه رمضان و محرم در ایران پخش می‌شود. ولی آنچه سفر سبز را از سایر فیلم‌های مذهبی جدا می‌کند این است که فضای مذهبی در این فیلم بین اسلام و مسیحیت تقسیم شده است. فیلم سناریوی چندان بکر و تازه‌ای ندارد، ولی کاملاً محرز است که کارگردان می‌خواهد هر چه در توان دارد برای نزدیک ساختن اسلام و مسیحیت و تأکید بر مفاهیم و زبان مشترک این دو مذهب بکار بگیرد. در زیر به برخی از قسمت‌های فیلم که در آنها کارگردان سعی کرده این نزدیکی را برجسته سازد اشاره می‌کنیم:

در قسمت‌های زیادی از فیلم شخصیت، رفتار و اعتقادات خالص کشیش و حاج رضا در کنار هم گذاشته شده است. آنان دوستان خوبی برای هم هستند و این تعجب بسیاری را برانگیخته است. برای مثال در یکی از دیالوگ‌ها می‌شنویم که سید اکبر به کشیش می‌گوید: «می‌دونی، حاج رضا یک مسلمون دوآتیشه ‌است؛ شما هم که ماشاءالله، ماشاءالله یک کشیش دو آتیشه، اون وقت شما اینقدر با هم قاطی و ...، یه خورده برای ما سؤال برانگیز شده!»

هر دوی این افراد زندگی پاکی دارند و به دعا و معجزه معتقدند. هر دو با ایمانی راسخ برای دختر نابینای کشیش نزد خدا شفاعت می‌کنند و ساعت‌ها بر روی زانوان خود برای او دعا می‌کنند. حتی دختران این دو نیز با هم دوست هستند و زهره، دختر حاج رضا یار همیشگی و غمخوار آنا، دختر نابینای کشیش است.

سمبل‌های هر دو مذهب به‌کرات در فیلم نشان داده شده است. ساختمان کلیسا و منبر و صلیب و فضای آرام آن از یک طرف و فضای عزاداران و سینه‌زنان در مراسم ماه محرم، معرف اعتقادات مذهبی طرف دیگر است.

در هر دو مذهب، هم افراد خوب و متدینی چون حاج رضا و پدر سرکیس وجود دارند و هم افراد شروری چون «غلام شمدی»، «سیاوش» معروف به «سیا» که رئیس باند تبهکاران است، و خواهرخوانده دانیل که با اینکه نماینده جامعه‌ای مسیحی است، با دستکاری کردن اتومبیل مادرش باعث قتل او شده است.

و سرانجام در این فیلم می‌بینیم که مسیحیان به اماکن مسلمانان قدم می‌گذارند و مسلمانان نیز به کلیسا می‌روند و حتی محو فضای آرام و روحانی آن می‌گردند. هیچ یک از طرفین از فضای مذهبی طرف مقابل وحشتی ندارد و آن را ملعون و نجس نمی‌داند.

اما ببینیم به‌عنوان افرادی مسیحی، چه نکاتی می‌توانیم از این سریال بیاموزیم:

دو صد گفته چو نیم‌کردار نیست

در یکی از سایت‌های اسلامی داخل کشور[1] نقدی درباره این سریال خواندم که مرا سخت به فکر فرو برد و متوجه شدم وجهه‌ای که ما مسیحیان از خود به افراد پیرامون‌مان بروز می‌دهیم تا چه حد مهم و تعیین‌کننده است. این سایت علاوه بر انتقاد از کارگردان که چرا یک نفر مسلمان متدیّن را دوست نزدیک یک کشیش نشان داده، انتقاد جالب‌تری هم دارد: چرا در این سریال صحنه‌های مسیحی‌ای چون کلیسا به‌صورت محیطی تمیز، ساکت و ملکوتی به تصویر کشیده شده است و مسیحیان ایرانی افرادی آرام، مؤدب، بانزاکت، متشخّص و روحانی نشان داده شده‌اند، اما مسجد و جلسات سینه‌زنی و عزاداری به‌صورت محیطی پراغتشاش و بی‌نظم تصویر شده است که شرکت‌کنندگان در آنها به غیبت و شایعه‌پراکنی مشغولند، و شخصیت‌های مسلمان در فیلم اکثراً افرادی خلافکار و بی‌نزاکت‌اند. واقعیت این است که قصد کارگردان و نویسنده که خود مسلمان معتقدی است همانطور که در بالا اشاره شد، بیشتر تأکید بر مفاهیم و زبان مشترک بین اسلام و مسیحیت بوده است، اما بی‌اختیار در طی فیلم توجه بیننده معطوف فضای روحانی و مقدس کلیسا، پاکی و تمییزی محیط‌های مسیحی، و آرامش و نزاکت جامعه مسیحیان می‌شود. در حالی که این نقد را می‌خواندم از خودم پرسیدم: «بیچاره کارگردان فقط قصد معرفی هر دو اعتقاد را داشته و حتی در انتهای سریال می‌بینیم که آنا دختر نابینای کشیش، بر اثر دعای حاج رضاست که شفا می‌یابد. چه چیزی باعث شده نویسندگان این نقد درمورد فیلم اینگونه قضاوت کنند و بگویند سریال سفر سبز در پی تجلیل کردن از مسیحیت و پیروان آن است؟» پاسخ این سؤال در ماهیت مسیحیت نهفته است. ما مسیحیان گاه تلاش می‌کنیم با زور انسانی خودمان پیغام مسیح را به دیگران برسانیم، و با اینکه خیلی سعی می‌کنیم خودمان را متفاوت نشان دهیم اما متأسفانه به نتیجه‌ای نمی‌رسیم. در حالی که شهادت‌های بسیاری شنیده‌ایم که چطور فلان عزیز با قدم گذاشتن به محل پرستش مسیحیان و یا ساختمان یک کلیسا، جذب آرامش الهی و فضای معنوی آنجا شده و زانوانش خم شده است. شنیده‌ایم که چطور عزیزی در چهرۀ فلان دوست مسیحی خود متوجه نوری الهی شده است، از صداقت و پاکی همکار یا هم‌کلاسی مسیحی‌اش شیفته خود مسیح شده است، و از دیدن نظم و ترتیب و پاکیزگی محیط‌های مسیحی تحت تأثیر قرار گرفته است. بله، آن روحی که در ما، در خانه‌های ما، در اتاقی که در آن کار می‌کنیم، یا محیطی که خدا را در آن می‌پرستیم حضور دارد، چنین تفاوت محسوسی را باعث می‌شود. اگر ما با مسیح راه رویم و روح او در ما ساکن باشد، صرف حضور داشتن ما در بین غیرمسیحیان خود بلندترین کلام بشارتی خواهد بود. ما می‌توانیم با ایجاد دوستی و از طریق زندگی، رفتار و خصائص اخلاقی‌مان بسیار بیشتر و مؤثرتر از هر نوع گفتار یا بحث و جدلی باعث جلال یافتن مسیح و رساندن پیام نجات او به هم‌وطنان‌مان شویم.

در این سریال می‌بینیم که چطور دانیل که یک مسیحی است، همه را تحت تأثیر خود قرار داده است، شخصیتی دوست‌داشتنی است، و چنان مهرش در دل‌ اطرافیان نشسته که حاضرند همه با هم برای یافتن پدر و مادر وی دست به دست هم دهند. دانیل حتی در مشکلات و در زندان نیز خصائص مسیحایی خود را از دست نمی‌دهد و زندانبان با مشاهدۀ رفتار متین و روحانی‌ او تحت تأثیر قرار می‌گیرد. خیلی جالب است که در طول فیلم هیچ عکس‌العمل منفی از دانیل سر نمی‌زند و زندانبان نیز معتقد است که جای او در زندان نیست.

شکستن دیواری که دور خود کشیده‌ایم

در طی سال‌هایی که به مسیح ایمان آورده‌ام به‌کرات در جماعت‌های مسیحی دیده‌ام که برخی از مسیحیان چندان رغبتی به برقراری ارتباط و ایجاد نزدیکی با محیط خارج از کلیسا از خود نشان نمی‌دهند. به‌عبارت دیگر، بیشتر ترجیح می‌دهند از مشارکت‌ با دیگر مسیحیان لذت ببرند و خودشان را در چهاردیواری کلیسا پنهان ‌کنند. گویی همچون راهبان و تارکین دنیا باید از جهان گناه‌آلود دوری گزید و با آن قطع ارتباط کرد. حال آنکه مسیح ما را نور و نمک جهان خوانده است. این نور باید در فضای تاریک نمایان شود و این نمک باید در محیط فاسد دنیای بیرون تأثیر بگذارد. اگر ما خود را از افرادی که اعتقادات دیگری دارند دور نگاه داریم آنها چطور خواهند توانست متوجه تفاوتی شوند که در بالا به آن اشاره شد؟ اگر ما درِ کلیساهای خود را به روی غیرمسیحیان ببندیم چطور حق‌جویان می‌توانند متوجه فضای آرامش‌بخش و ملکوتی آن شوند؟ پس نباید ترسید و خود را عقب کشید زیرا ما همه سفیران مسیح هستیم و وظیفه داریم پیام صلح و آشتی را به جهانی ببریم که از فقدان این صلح و آشتی رنج می‌برد و خدای حقیقی را که منبع صلح و آشتی است نمی‌شناسد. «خدا در مسیح بود و جهان را با خود آشتی می‌داد و گناهان مردم را به حساب‌شان نمی‌گذاشت، و پیام آشتی را به ما سپرد. پس سفیران مسیح هستیم به‌گونه‌ای که خدا از زبان ما شما را به آشتی می‌خواند» (دوم قرنتیان ۵:‏۱۹).

آنچه در فیلم مشهود است و توجه بینندگان را به خود جلب می‌کند احترامی است که افراد برای یکدیگر قائلند. هیچ کس دیگری را به‌خاطر مذهبی که دارد زیر سؤال نمی‌برد و محکوم نمی‌سازد. پس بیاید ما نیز به‌عنوان سفیران مسیح به پیروان سایر ادیان احترام بگذاریم، دوستانی واقعی برای آنها باشیم و بگذاریم نور مسیح، خودْ حقیقت را بر آنها آشکار سازد. محبت و آرامش برنده‌ترین سلاحی است که ما مسیحیان در اختیار داریم -‏‏‏‏ سلاحی که مسیح نیز از آن استفاده کرد تا نجات را برای جهانیان به ارمغان آورد.

طبق نظر برخی منتقدان «مجموعه "سفر سبز" به‌دلیل فضای معنوی و بهره‌ گرفتن از مفاهیم دینی یکی از مهمترین مجموعه‌های مذهبی سا‌ل‌های اخیر به حساب می‌آید. مجموعه‌ای که از همدلی پیروان ادیان الهی می‌گوید و ارتباط محبت‌آمیز آنها را به‌تصویر می‌کشد». به‌جرأت نیز می‌توان گفت که این سریال کاری است جسورانه و بکر از محمد حسین لطیفی.



[1]«پایگاه حوزه» (www.hawzah.net)


ارزیابی این مقاله ١.٥ from ٢ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ١ ٢ ٣ ٤ ٥  

نظرات ارسالی در مورد مقاله



برای این مقاله پیامی ارسال نشده است .




 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۱۵ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En