/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
Back

سؤالات گوناگون در مورد ایمان و مذهب

 

س: سلام. بدون مقدمه می‌رم سر سؤال. اين‌که میگن ۱۴ تا معصوم هستند که اصلا گناه نکردند درسته؟ با توجه به اين‌که خداوند چه در عهد عتیق و چه درعهد جدید فرموده که همۀ ما انسان‌ها گناه‌کاریم! ممنون ف... هستم ازایران، و حدود ۷ ماهه که به مسیح ايمان آوردم .

ج: برادر عزیز، سلام. آنچه برخی مردم می‌گویند نشأت گرفته از باورهای مذهبی صِرف است نه از آنچه خداوند در کتاب‌مقدس آشکار فرموده. همان‌طور که خود نیز گفته‌اید هیچ‌کس بی‌گناه نیست حتی یک‌نفر. همه با گناه زاده شدند و خاطی‌اند، چه نبی و چه پیامبر، چه موسی و چه شبان همه و همه گناه‌کارند و محتاج فیض و رحمت خدا. تنها انسان بی‌گناه که حتی یک گناه نیز نکرد عیسی مسیح است که شایسته بود به‌عنوان برۀ پاک و بی‌عیب برای گناهان ما قربانی شود. به‌طور کلی ایدۀ معصومیت از گناه ایده‌ای پوچ و بی‌اساس است که در ایمان و باور مسیحی هیچ جایی ندارد. هیج انسانی معصوم از گناه آفریده نشده و نخواهد شد. نه انبیا و پیامبران و نه هیچ کس دیگر. حتی خود عیسی مسیح خداوند نیز مصون از گناه نبود بلکه با عزم و ایمانی راسخ و راستین و با بهره‌گیری از مدد روح خدا مطابق ارادۀ پدر زندگی کرد و هرگز دامن به‌گناه نیالود. خدا هرگز آدم‌کوکی یا آدم مصنوعی نیافریده بلکه موجودی ارادی و باشعور که می‌تواند در برابر او عصیان کند و یا با ایمان و اطاعت مایۀ خشنودی و رضای او باشد.  دوست عزیز، همۀ ما انسان‌ها در رویارویی با گناه آسیب‌پذیریم مگر آنکه فیض خدا در مسیح و قوت روح مقدسش یاری‌مان دهد. با آرزوی توفیق

 


س: برادران، من چند سال می شود که به مسیح ایمان آورده ام و دل و جانم را یکسره به عشق او سپرده‌ام. از آنجاکه مسلمان بدنیا آمده‌ام و تغیر مذهب در ایران جرم است و ارتداد محسوب می شود، من نمی‌دانم جایگاه ایمان در زندگی روزمره‌ام را چه باید بکنم؟ در فرم ثبت نام دانشگاه مذهبم را چه باید بنویسم؟ اگر بنویسم مسیحی بطور یقین می‌دانم که یا دستگیر و محاکمه می شوم یا در بهترین شرایط از ثبت نامم جلوگیری می شود. و نه فقط در این مورد که هر روزه و در آینده بارها و بارها ناگزیر خواهم بود به بازخواست شدن و محدود شدن و آزار دیدن. از دوستی تازه مسیحی که مشکلات مرا داشت مشورت خواستم او به من گفت بهتر است در ظاهر امر مسلمان بمانم و ایمان قلبی به خدای اناجیل برای رستگاری کافی است تا روزی که آزادی مذهب در ایران به جریان بیفتد و خداوند نیز اراده‌اش در پیشرفت فرد مسیحی متجلی می شود و ایمان نیز برای همین است. اما من به یاد سخن مسیح می‌افتم که به شاگرانش می فرمود: »هرکه نزد مردم مرا انکار کند، من نیز او را نزد پدرم که در آسمان است انکار خواهم کرد» (انجیل متی، ۱۰:‌۳۲)، یا وقتی به یاد می آورم که فرمود: «هرکه صلیب خود را دربرنگیرد و از پی من نیاید، شایستۀ من نیست» معطل می‌مانم که چه باید بکنم؟ می‌دانم بر اساس کتاب مقدس حق ندارم ایمانم را منکر بشوم، حتی اگر قیمتش جان کم بهایم باشد. اما از طرفی دیگر، مانند هر انسان دیگری زندگی با ایمان را حق بدیهی و الهی خود می‌دانم و نمی‌خواهم خود را قربانی شرایط کنونی بکنم. من اکنون مستأصل مانده‌ام که چه باید بکنم؟ ایمانم را جار نمی‌زنم اما اگر از من بپرسند چه باید بگویم؟ آیا اعتقاداتم را انکار بکنم؟

ج: دوست عزیز از خواندن متن صادقانه و تشویق‌آمیز شما بسیار خوشحال شدیم و خدا را برای شهامت و صداقت شما شکر می‌کنیم. بسیاری از ما نیز سال‌ها پیش شرایط شما را داشتیم و وقتی که در ایران به مسیح ایمان آوردیم همه گونه اذیت و آزار شدیم. حتی برخی نیز مجبور شدیم ایران را ترک کنیم. اما خداوند در تمامی شرایط با ما بود و به ما فیض وحکمت می‌بخشید که چه بگوییم و در هر شرایطی چگونه رفتار کنیم. البته همان‌طور که خود نیز ذکر کرده‌اید پاسخ قطعی برای تمامی شرایط و اوضاع وجود ندارد و این شرایطی است بس دشوار. ما نیز برخی مواقع فیض می‌یافتیم و پاسخ صحیح می‌دادیم و از مشکل بیرون می‌آمدیم و برخی مواقع نیز دست به‌گریبان می‌ماندیم که خدایا چه کنیم! به‌هر حال زندگی مسیحی توأم با مشکل و سختی است اما خداوند در خلال این مشکلات با ما است و در عبور از مشکلات ما را یاری می‌دهد و شخصیت ما را می‌سازد. در اینجا ذکر چند نکته را ضروری می‌دانیم: اول اینکه هر کس که مسیحی شد دستگیر و محاکمه نمی‌شود مگر اینکه فعالیت‌های آشکار مذهبی داشته باشد. و این به تجربه برای ما که در ایران به مسیح ایمان آورده‌ایم ثابت شده است. البته از دوستان و خانواده و محیط بی‌مهری و بعضاً خشونت خواهید دید اما اگر مسیح و محبت او را سرمشق خود قرار دهید حتی همان افراد نیز متنبه می‌شوند و هر چند اندک زمانی ممکن است شما را آزار دهند اما در فکر و وجدان خود عذاب خواهند کشید چرا که خداوند آنها را ملزم خواهد کرد. نکتۀ دیگر اینکه حتماً لازم نیست همه چیز را به همه کس بگویید. شما تنها ایمان‌دار از زمینۀ اسلام نیستید بلکه افرادی مثل شما و ما بسیارند. پس در کمال آرامش و محبت به زندگی ادامه بدهید و در ایمان خود رشد کنید. دعا کنید و از خدا حکمت و قوت بطلبید و با سایر ایمانداران حکیم و باتجربه در ارتباط باشید و از راهنمایی‌ها و حکمت‌شان بهره بگیرید. ما نیز برای‌تان دعا می‌کنیم و هر راهنمایی که توانستیم در اختیار شما خواهیم گذاشت. و بلاخره اگر تمامی این مسائل را رعایت کردید و کار به‌جایی رسید که باید اظهار ایمان کنید حتماً باید اظهار ایمان کنید، این اصل ایمان مسیحی ما است. اما این اظهار ایمان نباید با توهین به دیگران و مقدسات‌شان بلکه با متانت و محبت توأم باشد تا دیگران مسیح را در شخصیت شما ببینند. بسیاری از ما این را در ایران و در بطن مشکلات تجربه کرده‌ایم (ببخشید که این موضوع را تکرار می‌کنیم. این تکرار صرفاً به‌خاطر این است که یادآور شویم ما نیز در این مشکلات بوده‌ایم، امیدواریم حمل بر خودستایی نشود). و در نهایت خود را به خدا بسپارید، اگر ارادۀ او است که آزار ببینیم خوب آزار می‌بینیم، مسیح نیز در موقع ایمان به ما هشدار داد که راه او دشوار است، و اگر ارادۀ او است که برای او جان بسپاریم، خواهیم سپرد، و اگر ارادۀ او است که از ایران دور باشیم از ایران دور خواهیم ماند و .... پس مطمئن باشید که در دستان قدرت‌مند او هستید و او مطابق اراده و خواست خود شما را هدایت و رهبری خواهد کرد. با آرزوی توفیق، کلمـه

 

 

س: با سلام. آیا نجاتی که توسط فیض خداوند به انسان از طریق ایمان به عیسی مسیح داده شده می‌تواند از دست دادنی نیز باشد یا خیر؟ با تشکر موفق و پیروز در خداوند باشید.

ج: در این رابطه، دو نظر عمده در میان الهی‌دانان مسیحی وجود دارد. عده‌ای که خود را کالونیسم می‌نامند معتقدند که چون نجات همچون سایر مواهب الهی "هویدای" بی‌قید و شرط از جانب خداست، پس نجات از دست‌دادنی نیست. این گروه با اتکا بر "قدرت خدا" برای حفظ ما معتقدند که هیچ‌کس نمی‌تواند ما را از دستان نیرومند خدا جدا سازد، چرا که هیچ نیرویی، وسوسه‌ای، حمله‌ای پرقدرت‌تر از قدرت خدا نمی‌باشد. لازم به یادآوری است که چنین اعتقادی به معنای آن نیست که شخص در معرض آزمایش و وسوسه قرار نمی‌گیرد و یا حتی مغلوب آن‌ها نمی‌شود. منظور آن است که در نهایت مدد الهی فرد را دوباره بلند می‌کند. اما در مقابل، گروه دیگری که خود را پیروان آرمینیوس می‌نامند معتقدند که باید نجات را بر اساس "محبت خدا" و نه قدرت او درک کرد. محبتی که به شخص اجازه می‌دهد به او نه بگوید و از حیطه محافظت و بخشش الهی به‌طور خاص خارج شود. در این تفکر، گرچه قدرت خدا برای حفظ شخصی کافی است اما اصل حاکم "حفظ آزادی و انتخاب فرد است." دوست عزیز، هر یک از دو تفکر فوق را می‌توان با آیاتی از کلام خدا به‌گونه‌ای اثبات کرد. آنچه محور انتخاب ما را می‌تواند تشکیل دهد نوع شناختی است که از خدا داریم. اگر "مشیت الهی" را محور تفکر خود بدانیم آنگاه با کالون همسو می‌شویم و اگر "محبت خدا" را اساس قرار دهیم به آرمینیوس نزدیک می‌شویم. هر یک از دو تفکر فوق نیز متأثر از تفکر و فلسفه عصر خود بودند. کالونیسم بسیار وامدار نگرش یونانیان از خداست که در آن خدا لایتغیر و حاکم مطلق است و آرمینیوس بیشتر فلسفه‌ای آزادی‌خواهانه و در جهت نقد کالون است. ما خود را بیشتر با تفکر آرمینیوس همراه می‌بینیم اما انتخاب شما باید براساس تحقیق و تفکر شخصی‌تان صورت گیرد. با آرزوی برکات، کلمـه

 

 

س: بسم الله الرحمن الرحیم. سلام ودرود خداوند به بندگان صالح و پاکش. آیا تا به حال قرآن را خوانده‌اید؟ به نظر شما قرآن عیسی (ع) را چگونه وصف می‌کند؟

ج: دوست و برادر از ارسال سؤالی که مطرح کردید بسیار متشکریم. قبل از هر چیز باید خاطرنشان شویم که بسیاری از ما دست‌اندر کارآن این وب‌سایت مسلمان‌زاده‌ایم و پس از مطالعۀ انجیل و آشنایی با بخشش و محبت مسیح به او ایمان آوردیم. پس با قرآن و مطالعات اسلامی نیز سر و کار داشته و آشناییم. به‌طور خلاصه خدمت شما عرض می‌کنیم که قرآن عیسی مسیح را به‌عنوان یکی از پیامبران اعظم خدا و مقدس‌ترین وجود بشری معرفی می‌کند و برای او احترام و عزت خاصی قائل است که جای بسی خوشحالی است. اما متأسفانه این تعاریف در توضیح شخصیت عیسای مسیح کافی نیست چرا که او نه تنها در مقام انسان کامل، معلم و استاد شریعت و پیامبر خدا است، بلکه در بُعد الهی شخصیت خود از ذات الهی برخوردار است که او را با خدا هم‌سان می‌سازد. می‌دانیم که درک این نکته برای اذهان نا آشنا با تعاریف مسیحی و کتاب‌مقدسیِ ایمان مسیحی دشوار است و همین نکته نیز باعث شد که نگارندگان قرآن نتوانند تعریفی دقیق و جامع بر اساس کتاب‌مقدس که مکاشفۀ مکتوب الهی است در قرآن ثبت و ضبط کنند. نکتۀ مهم دیگر مرگ و قیام مسیح از مردگان است که بر اساس قرآن، سورۀ آل عمران آیۀ ۵ به بعد "بر مسیحیان" مشتبه گشته است. پس بر اساس قرآن کسانی که واقعۀ صلیب مسیح را مشاهده می‌کردند دچار اشتباه شدند زیرا خدا یهودای خائن را به مرگ صلیب سپرد و عیسای مسیح را زنده به آسمان برد. اگر اناجیل را مطالعه کنید به‌وضوح درمی‌یابید که چنین باوری با آنچه در کلام خدا آمده و با ایمان مسیحیان کاملاً متناقض، و غیرقابل قبول است. چرا که اگر واقعیت صلیب و قیام مسیح را از او جدا کنیم بدین می‌ماند که آفتاب را از روز جدا کرده باشیم، که در آن‌صورت روز بدون آفتاب بی‌معنا خواهد بود. خواهشمندیم برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد مبانی مسیحیت به بخش تعلیمی وب‌سایت کلمه مراجعه فرمایید. خوشحال می‌شویم اگر بتوانیم در زمینۀ شناخت حقیقت مؤثر واقع شویم با آرزوی برکات. کـلمه

 

 

س: سلام. من انجیل را چه به فارسی و چه به انگلیسی خوانده‌ام اما سؤالاتی در ذهن دارم که خوشحال می‌شوم به آنها پاسخ بدهید. خواهشمندم در مورد تفاوت اناجیل قدری توضیح دهید. چرا اناجیل این‌قدر با هم متفاوتند؟ آیا عیسی مسیح تعالیم دینی جدیدی برای بشر به ارمغان آورد؟ سؤال دیگر این‌که چرا عیسی مسیح در انجیل مرقس ۷:‌۲۷ به آن زن محتاج چنین پاسخ می‌دهد؟ آیا به نظر شما نحوۀ بیان عیسی مسیح نسبت به این زن توهین‌آمیز نیست؟ با تشکر

ج: دوست گرامی، خوشحالیم که انجیل را هم به فارسی و هم به انگلیسی مطالعه کرده‌اید. این نشان‌دهندۀ علاقه و دقت نظر شما است. خیلی کوتاه به چند نکته اشاره می‌کنیم. اول اینکه هر یک از نویسندگان اناجیل با الهام از روح خدا شرح تولد، زندگی، تعالیم و مرگ و قیام عیسی مسیح را از دیدگاه الهیاتی خاص خود و برای مخاطبین خاصی نوشتند. مثلاً مخاطبین مرقس که از لحاظ حجم کوتاه‌تر از سایر اناجیل است مسیحیان رومی هستند که طرز فکر و نگرش رومی داشتند. پس مرقس به شرح جزئیات شریعت، آداب و رسوم و اسامی یهودی است نمی‌پردازد و به‌قول خودمان سر اصل مطلب می‌رود و شرح ماوقع را در آن حد می‌نویسد که لازم است. اما متی که نویسنده‌ای یهودی و آشنا با یهودیت است و مخاطبینش یهودیانند لازم می‌بیند که ارتباط عیسای ناصری یهودیت و کتب مقدس را به‌وضوح شرح دهد تا برای یهودیان کاملاً آشکار شود که این عیسی همان مسیح یا ماشیح و پسر داوود است که قرن‌ها در انتظار ظهور او بودند و انبیای‌شان در کتب مقدس وعدۀ ظهور او را داده بودند. پس می‌بینند که بین نحوۀ نگرش و نگارش نویسندگان تفاوت هست اما اصل مطلب و منظور و مقصود نویسندگان یکی است. اما همان‌طور که خود نیز دیده‌اید در هر چهار انجیل به واقعۀ معجزه‌آسای تولد مسیح اشاره شده. لطفاً دقت داشته باشید که هدف اناجیل شرح واقعیت است نه خوب جلوه دادن مسائل و آن‌هم طوری که خوشایند خوانندگان باشد! دیگر آن‌که باید وقایع اناجیل را در متن و زمینۀ خود درک کنیم. مثلاً آنجا که عیسی به آن زن می‌گوید که شایسته نیست نان فرزندان را جلوی سگان بیاندازیم، در واقع از یک ضرب‌المثل رایج استفاده می‌کند و قصدش به‌هیچ عنوان توهین به آن زن نیست بلکه آزمودن ایمان او است. لطفاً همان‌طور که به آزمون توجه کرده‌اید به پاداش آن نیز توجه کنید. عیسی در پایان به آن زن چه می‌گوید؟ آنگاه عیسی گفت: «ای زن، ایمان تو عظیم است! خواهش تو برآورده شود!» پس باید کلام خدا را با دقت بیشتر و به‌طور کامل بخوانیم و از خدا نیز بخواهیم از طریق کلامش با ما سخن بگوید. همان‌طور که خود نیز خیلی خوب ذکر کرده بودید اناجیل تعلیمات دینی نیستند بلکه شرح ورود خدا به زندگی ما انسان‌های خاکی‌اند. خدایی که در عهد عتیق بر قوم یهود ظاهر شد و با آنها عهد بست در عهد جدید در جسم پسرش عیسای مسیح بر ما ظاهر شد. در واقع کتاب‌مقدس داستان خدا است و اناجیل نقطۀ اوج آنند. عیسای مسیح نیامد تا تعلیمات دینی جدید به انسان بدهد چرا که این تعالم به‌طور کامل در شریعت یهود مکتوب و مدون بودند، بلکه او آمد تا با زندگی، تعالیم، رنج، و مرگ و قیام و تمام موجودیتش به ما بگوید که خدا کیست. او تجسم خدا بود. از اسامی بسیار زیبای مسیح عمانوئیل است یعنی خدا با ما. دوست گرامی دعای ما این است که شما نیز بتوانید با ذهن و قلبی باز و با فروتنی و خضوع با عمانوئیل ملاقات کنید. با آرزوی توفیق. کلمه

 

 


س: سلام. من زمانی که قلبم را به عیسی مسیح دادم و عیسی مسیح را به عنوان خداوند زندگیم پذیرفتم طبق آموزشی که دیده بودم، تعمید در بدن عیسی مسیح را انجام دادم . بعد از اینکار تعمید در روح‌القدس را نیز با راهنمایی یکی از کشیشان انجام دادم اما متأسفانه نمیدانم چطوری باید تعمید در آب را انجام دهم. اصلاً آیا حتما باید تعمید در آب برای یک مسیحی انجام شود؟ اگر جواب شما آره است پس من چطوری این کار رو انجام بدم؟ آیا حتماً باید برای این کار به کلیسا بروم ؟ با توجه به اینکه در محلی که من زندگی می‌کنم کلیسایی در دسترس نیست من باید چه کار کنم؟ در آخر از زحمات بیکران شما تشکر می‌کنم.

ج: برادر/خواهر گرامی، سلام. ای‌میل شما باعثِ تشویق ما شد و خوشحال مي‌شويم اگر بتوانيم به شما کمکی بکنیم . شما گفتيد که در شهری زندگی مي‌کنيد که به کليسا دسترسی نداريد. ما خدا را برای ایمان شما و باورِ قلبی و اعترافِ شما به اين‌که عیسای مسیح تنها نجات‌دهنده از گناهان است شکر می‌کنیم. خدا را شکر برای کارهای خداوند در زندگی شما. دوست عزیز، طبق انجیل، ایمان شما در نظرِ خداوند ارزشمند است و پذيرفته شده است، البته تعمید لازم است ولی شما مي‌توانيد صبر کنيد و از خداوند در دعا بطلبید که موقعیت و امکان تعمید را برای شما فراهم سازد و نگران نیز نباشيد. همان‌طور که در اناجیل می‌خوانیم عیسی مسیح به شاکردان امر فرمود که مردم را بشارت و تعلیم و تعمید دهند. و در کتاب اعمال رسولان می‌خوانیم که فیلیپس مبشر خواجه‌سرای حبشی را بشارت و تعلیم و تعمید داد و به او گفت که اگر به‌تمامی دل به خداوند عیسی ایمان آورده‌ای می‌توانی تعمید بگیری. پس آنچه در درجۀ اول اهمیت است ایمان اصیل و بنیادین به عمل عیسی مسیح روی صلیب و بخشودگی از گناه است. و پس از آن تعمید نشان اطاعت ما است از فرمان مسیح. پس شما در مسیر صحیح شناخت و ایمان آوردن به مسیح هستید و جای هیچ نگرانی نیست. ایمان شما اصیل است و شما فرزند خداوند هستيد و خداوند قادر است موقعیت تعمید را هم فراهم کند. او که شما را به نام فراخوانده و دعوت کرده، قادر است کارهايی عظيم در زندگی شما انجام دهد. خداوند به شما برکت دهد. کلمـه

 

 


س: با عرض سلام و خسته نباشید فراوان خدمت شما مردان و زنان خدا من م...، ۲۱ ساله، و دانشجو هستم. از شما عزیزان داشتم که در صورت پاسخ دادن بدان کمک بسیار بزرگی به من و امثال من که این‌گونه شبهات برایشان به‌وجود آمده، خواهید نمود. من ۱ سال است که توسط عیسی مسیح، با فیض و رحمت بی‌پایانش نجات یافته‌ام. ۲۰ سال از زندگی خود را در جهل و تاریکی بودم، اما خداوند سرانجام دست من را گرفت و از تباهی و نابودی و ظلمت، بیرون کشید. من قبل و حتی بعد از ایمان آوردن به خدای زنده، دچار وسوسه‌های فراوانی بوده و هستم، و گه‌گاه به آنها پاسخ مثبت داده و در را به روی ندای منجی خود بسته‌ام. هر بار پشیمانی و خجالت از این عمل گناه‌آلود که من حتی از نام بردن آن شرم دارم (استمنا) به سراغ من آمده و این شرم و گناه من را از دعا در حضور خداوند باز می دارد، زیرا هر بار قول می دهم که از این عمل دست بکشم و از خداوند نیز طلب کمک می کنم، اما باز هم .... من به کلیسایی دسترسی ندارم و سؤالات بی‌پاسخ زیادی دارم... می‌ترسم روزی حتی به حقانیت خداوند نیز شک کنم، و این راه را بی‌راهه تصور کنم. در کل من در بحرانی مذهبی و شاید و اماهای فراوانی قرار گرفته‌ام. لطفاً به من کمک کنید. نمی‌خواهم قلبم همچون زمینی باشد که بذر نجات خدای زنده در آن ریخته می‌شود اما هرگز سبز نمی‌گردد. لطفا بمن کمک کنید تا باز به سوی عیسی مسیح بازگردم. با تشکر فراوان- م.

ج:  دوست و برادر گرامی، از شنیدن خبر خوش ایمان‌آوردن‌تان به مسیح بسیار شادمانیم. خدا را شکر. فرشتگان نیز با ما و شما شادمانی می‌کنند. و اما در مورد مشکلی که مطرح کردید. این مشکل نه تنها مشکل شما بلکه مشکل بسیاری از انسان‌ها است، چه جوان و چه پیر، چه مسیحی و چه غیر مسیحی ... و هیچ مرام و مذهب و مسلکی برای این مشکل پاسخ و راه‌حل قطعی ندارد. ما مسحیان نیز مثل سایر مردم نیازمندیم و وقتی برای نیازهای اساسی خود پاسخی نداریم در رنج و زحمت می‌افتیم. اما فرق در این‌جا است که خدا با روح خود ما را همراهی می‌کند تا بتوانیم از خلال مشکلات عبور کنیم. تحمل و صبر و پرهیز بیاموزیم تا آنکه به فیض خدا پاسخی مناسب برای نیاز خود بیابیم. در این راه شما تنها نیستید و خدا و کلیسای او با شما هستند و همراه و غم‌خوار شما. پس ناامید و مأیوس نباشید و امیدوار به رحمت و فیض خدا پیش بروید. هر چند نکات عملی چندی می‌توان مطرح کرد که خود نیز از آن آگاهید اما فقط ذکر یک نکته راضروری می‌دانیم و آن اینکه چه مجرد چه متأهل، چه مرد و چه زن، ... یک مسیحی باید بر هوای نفس خود مسلط باشد. هر چند همه ضعیفیم و گاهاً می‌افتیم اما باید راه‌رفتن را در پناه فیض خدا بیاموزیم. پس شما هستید که باید این نیاز را تحت کنترل خود درآورید نه اینکه نیازْ شما را تحت کنترل خود داشته باشد. مهم اینجا است که از هرگونه حس تقصیر و بار فکری اضافی که می‌خواهد شما را مأیوس و سرخورده و افسرده کند رها شوید. و به‌جای شنیدن صدای ندامت و سرزنش درونی، صدای آرامش‌بخش مسیح را بشنوید. می‌دانیم که راه سختی در پیش دارید اما فیض خدا با شما است. نگران نباشید. مسیح خود فرمود، من آرامش خود را به شما خواهم داد، آرامشی که جهان نمی‌تواند آن‌را به شما بدهد. ما سعی می‌کنیم به‌زودی مطلبی جامع و مانع در این‌باره در وب‌سایت و مجلۀ کلمه منتشر کنیم. با این امید که مفید فایده واقع شود. با آرزوی توفیق، کلمـه

 


س: با سلام. سؤالی دارم، امیدوارم که مرا راهنمائی بفرمایید. دختری دارم که در مقطع ابتدایی درس می‌خواند.در مدرسه به آنها تعالیم غلطی دربارۀ مسیح می‌دهند وآنها را به زور به نماز می‌برند و اگر مطلبی بر خلاف گفته‌های اسلام بگویند وبنویسند آنها را از مدرسه اخراج می کنند. به‌طوری‌که اکثر دروس آنها بر پایه اسلام است. از طرفی کتاب‌مقدس ( در رومیان فصل شانزده، آیۀ هفده) ما را از تعالیم غلط و افرادی که این‌گونه تعالیم را می‌دهند بر حذر می‌دارد. از طرف دیگر جو مدرسه‌ها ناسالم است و بعضی مواقع می‌بینم دخترم بعضی از رفتارها را در مدرسه یاد گرفته است. آیا باید مانع ادامه درس خواندن وی شوم؟ من دلم می‌خواهد که وی بر طبق خواست خدواند عیسی مسیح بزرگ شود. می‌خواهم که وی در یک کلیسا خدمت کند. آیا برای این کار باید تحصیلات بالایی داشته باشد؟ به اصطلاح می‌خواهم که وی یک خواهر روحانی شود و خود وی هم علاقۀ شدیدی دارد. منتظر راهنمایی شما عزیزان هستم. با تشکر 

ج: خواهر عزیز، از این‌که مشکل خود را با ما درمیان گذاشتید متشکرم. من هم مادر هستم و می‌دانم که چقدر اثرات بد اجتماع و یا مدرسه بر روی بچه‌ها برای ما دردآور است و برای شما دعا می‌کنم که خداوند حمکت لازم را هر روزه به شما عنایت فرماید. اما در جواب نامۀ شما چند نکته را به شما یادآوری می‌کنم: بچه‌های ما نه تنها در محیطی که شما به آن اشاره فرمودید بلکه حتی در غرب هم با خطر آلودگی فکر و شستشوی مغزی مواجه هستند. آیا تنها راه این است که آنها را از مدرسه بیرون بکشیم؟ البته جواب بعضی به این سؤال مثبت است. در آمریکا در صد زیادی از والدین مسیحی بچه‌های خود را در منزل آموزش می‌دهند اما بنظر من در ایران با توجه به امکانات کم وعدم وجود این تسهیلات چنین امری مشکل بلکه ناممکن است. پس چاره چیست؟ فکر می‌کنم جواب این سؤال را باید در خانوادۀ مسیحی جست. بچه‌های ما مخصوصاً در سنین کودکی چندساعتی را در مدرسه بسر می‌برند و بقیۀ آن را در خانه هستند. و بخصوص وقت زیادی را با مادر خود می‌گذرانند. در امثال باب ۴ آیات ۳ و ۴ هنگامی که سلیمان نبی در مورد حمکت و افضل بودن آن سخن می‌گوید به کنایه نیز اشاره‌ای به اهمیت تعلیم والدین و بخصوص مادران در این مورد می‌کند (... در نظر مادرم عزیز و یگانه بودم. او مرا تعلیم داده می‌گفت...). همچنین در امثال باب ۲۲ آیۀ ۶ به ما والدین توصیه شده است که طفل را در راهی که باید برود تربیت نماییم و برای تأکید بر اهمیت تربیت فرزندان در کودکی این نیز ذکر شده است که حتی وقتی شخص پیر شود هم از آن انحراف نخواهد ورزید. پس خواهر عزیزم در این شرایط مشکل اهمیت تعلیم و تربیت مسیحی خود را بسیار جدی بگیرید. بدانید که این یکی از مهم‌ترین عوامل رشدروحانی دختر شما خواهد بود. خودتان کلام خدا را به او تعلیم دهید. اهمیت دعا و لذت وقت گذاشتن با خدا را به او یاد دهید . مهم‌تر از همه با ایمان و رفتار و نمونۀ خود بهترین و مؤترترین الگو و معلم او باشید. در مورد علاقۀ شما به اینکه دختر شما خادم کلیسا شود و به عنوان یک خواهر روحانی خدمت کند، البته آرزوی همۀ والدین مسیحی این است که در درجۀ اول فرزندان‌شان دست خود را در دست عیسای مسیح بگدارند و در درجۀ دوم بچه‌های آنها زندگی خود را صرف خدمت مسیح نمایند. اما به عنوان والدین ما باید نقش خودمان را در زندگی اطفال خود با نقش خدا و نفشی که خود آنها در آیندۀ خود دارند شناسایی و تفکیک کنیم. نقش ما بطور کلی تعلیم و پرورش و بزرگ کردن و محبت کردن به آنها در خانواده و محیط مسیحی است. نقش آنها به عنوان یک انسان با ارادۀ آزاد، واکنش به دعوت خدا و اطاعت از ارادۀ اوست. پیشنهاد من این است که با وجود تمام آرزو‌ها و نقشه‌های خوبی که برای فرزندتان دارید اجازه دهید که در کنار تعلیم و تربیت صحیح مسیحی و در محیط صمیمی و مملو از پذیرش خانواده، او خود اراده و دعوت خدا را برای زندگی خود درک کند و به آن لیبک بگوید. برای شما در دعا خواهیم بود. یکی از کارکنان کلمـه

 

 

س: سلام. در مورد روزۀ یک ایماندار مسیحی سؤال داشتم. خواستم بدونم که طبق کتاب‌مقدس آیا یک مسیحی باید روزه بگیرد یا نه؟ و اگر باید بگیرد به چه منوال است؟ با توجه به این‌که مسیح خداوند آمد تا ما را از قید و بند مذهب نجات دهد و حال که ما این نجات را گرفتیم آیا باز هم باید طبق احکام و شریعت که همان روزه و احکام و ... است، رفتار کنیم یا این‌که اصلا روزه برای یک مسیحی یک طوری دیگه است؟ خواهش می‌کنم به من که چندی بیش نیست که به مسیح ایمان آوردم کمک کنید تا بدانم که روزه در مسیحیت به چه معنا است و به چه طریغی است؟ با تشکر ف... از کرمانشاه

ج: برادر/خواهر عزیز، لطفاً از طریق لینک زیر به بخش تعالیم اساسی مسیحی بروید و مقالۀ برادر منصور برجی را در این رابطه مطالعه کنید. مطمئن هستیم که به بسیاری از سوالات شما پاسخ خواهد داد.  با تشکر. کلمـه

روزۀ پسندیدۀ خدا چیست؟

 

س: به نام مهربانترين مهربانان با درودهای فراوان پرسشی از عزیزان آیای حضرت عیسی خداوند است یا پسر خدا است؟ آیا غسل تعمید را می توان زیر دوش گرفت؟ آیاعرفان در مسیحیت معنایی دارد؟ آیا می‌توان در خفا مسیحی شد؟ آیا می‌توانم مسیحی شوم ولی بنا بر مصالحی همسرم مسلمان باشد؟

ج: دوست عزیز با عرض سلام خدمت شما. از تماس‌تان و همین‌طور ارسال سؤالات بسیار متشکریم. قبل از هر چیز خدا را شکر می‌کنیم که در پی کشف حقیقت و شناخت عیسای مسیح هستید. اگر به بخش تعالیم اساسی مسیحی بروید و از جستجوگر سایت به فارسی استفاده کنید در ارتباط با اکثر سؤالاتی که مطرح کرده‌اید مطالب مفید و جامعی خواهید یافت که پاسخ‌گوی سؤالات‌تان در مورد ایمان مسیحی و شخصیت عیسی مسیح خواهد بود. و اما مسئلۀ تعمید. تعمید بنا به فرمایش مسیح نمادی است از اطاعت ایمان‌دار مسیحی. شما با ایمان به مسیح پسر خدا و مرگ او بر صلیب و نیز قیامش از مردگان نجات و رستگاری از گناهان را خواهید یافت و در تعمید با اطاعت از فرمان مسیح سرسپردگی خود را به خدا اعلام خواهید کرد. حال این‌که در آب فرو بروید و یا در دوش حمام این به مصلحت و صلاح‌دید کلیسا و شرایط شما بستگی دارد. مطمئن هستیم خداوند و ایماندارانش در این زمینه شما را یاری خواهند کرد. و در رابطه با همسرتان، ایمان مسیحی امری فردی است که با آگاهی و تصمیم فردی نیز انجام می‌شود. اگر همسرتان نیز به حقیقت مسیح و نجات و محبتی که خدا از طریق او بر انسان عنایت فرموده آگاه و واقف شوند و بدان ایمان بیاورند مسلماً خداوند راه را برای ایشان نیز هموار خواهد ساخت و اگر تمایلی به ایمان آوردن نداشته باشند باز خود مختارند و شما می‌توانید برای ایشان دعا کنید. ما نیز برای‌تان دعا می‌کنیم. با آرزوی برکات الهی، کلمـه

 

 

س: من یک فرد بی‌خدا هستم و تا کنون به سایت‌های ادیان زیادی مراجعه کرده‌ام تا به حقیقت برسم. آخرین نظریه‌ای که دیدم بی‌خدایی و یا ندانم‌گری بود که من آنرا انتخاب کرده‌ام و در سایت‌های مذهبی دنبال سوالاتم می‌گردم. برای اولین سؤال به من بگویید چرا در زندگی هر بار که به خدا رو کرده‌ام سر کار رفته‌ام؟ مثلاً یک بار کلی از خدا درخواست کردم تا به من نشانۀ کوچکی نشان بدهد آن هم در خلوت. گفتم که برای من خودکار جلویم را بلند کن. اما نکرد چرا؟ آیا من ارزش این کار را نداشتم؟ چگونه من ارزش بهشت را خواهم داشت وقتی ارزش خودکار را ندارم؟ از سوی دیگر خدایی که خودکارم را بلند نمی‌تواند بکند به چه درد می خورد؟ منتظر جواب هستم. ممنون بدرود

ج: دوست عزیز از ای‌میل شما متشکریم. با وجودیکه شما خود را یک فرد بی‌خدا معرفی می‌کنید اما روشن است که در جستجوی خدا هستید و خبر خوشی برای‌تان داریم. در قسمتی از کتاب‌مقدس در ارمیا ۲۹‏:‏۱۳ وعده داده شده است که، چون مرا به تمامی دل خود جستجو نمایید مرا خواهید یافت. دوست عزیز خدای کائنات بسیار بزرگ‌تر و عالی‌تر و پر محبت‌تر و حکیم‌تر از آن است که خود را با بلند کردن یک خودکار بر شما مکشوف کند. خدا جادوگری نمی‌کند بلکه از محبت خود خودش، بیش از شما مایل است که خود را به شما مکشوف کند و این کار را لااقل به دو طریق انجام داده است که دومین و مهم‌ترین آن به شخص شما مربوط می‌شود. اول اینکه او خودش را در طبیعت بۀطور بسیار عجیبی و بس عجیب‌تر از بلند کردن خودکار از روی میز جلوه‌گر شاخته به‌قول سعدی: برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتریست معرفت کردگار. می‌گویند یک مرد فرانسوی و یک صحرانورد از بیابان می‌گذشتند. روزی نبود که مرد صحرانورد بر روی شن‌های داغ زانو نزند و با خدا راز و نیاز نکند. سرانجام یک روز مرد فرانسوی از مرد صحرانورد می‌پرسد از کجا می‌دانی که خدایی است؟ راهنما به او که نیشخند تمسخرآمیزی بر لب داشت نگاه کرد و گفت: از کجا می‌دانم که خدایی هست؟ از همان‌جا که فهمیدم دیشب شتری از اینجا عبور کرده چون رد پاهایش بر روی شن‌ها باقی مانده است. و بعد اشاره به خورشیدی کرد که داشت آخرین اشعه‌های نورش را از افق جمع می‌کرد و ادامه داد: این رد پا رد پای انسان نیست!! دوم و مهم‌تر از آن این‌که خدا خودش را در عیسی مسیح برای ما انسان‌ها مکشوف کرده است کلام خدا می‌گوید : هیچ‌کس هرگز خدا را ندیده است اما آن خدای یگانه که در بر پدر است همان او را شناسانید. یوحنا ۱:‏۱۸ خدا به اشتیاق شما احترام می‌گذارد. خدا می‌خواهد که خودش را به شما بشناساند برای همین همان‌طور که در انجیل یوحنا می‌گوید کلام انسان خاکی شد و در میان ما مسکن گزید و ما بر جلال او نگرستیم. امروز خدا خودش را در مسیح به شما نشان خواهد داد. مسیح مظهر و تجسم خدای نادیده است. اگر دنبال خدا می‌گردید او خودش را در شخص عیسای مسیح به من و تو شناسانده. عیسی را بشناس. در دعاهای خود از خدای عظیم و خالق کائنات و هستی طلب کنید که عیسای مسیح را بر شما مکشوف کند و در این راستا اگر کمکی از ما ساخته است در خدمت حاضریم. با آرزوی توفیق، کلمـه

 

س: سلام. سؤالی داشتم و آن این‌که، اگر همۀ پیامبران از طرف خدا آمده‌اند پس چه دلیلی هست که ما مسیح و کتابش را تنها بپذیریم؟ با تشکر

ج: دوست عزیز سلام، امیدواریم که شاد و پیروز باشید. در پاسخ به سؤالاتان به دو نکته بسنده می‌کنیم: ۱) شما گفتید "اگر همۀ انبیا از طرف خدا هستند". کتاب‌مقدس چنین تعلیم نمی‌دهد که تمام افرادی که ادعای نبوت دارند از جانب خدا هستند، مضافاً این گفته صرفاً بیانی است عام و شایع بر سَرِ زبان‌ها، نه تعلیم کلام خدا. اگر این گفته را باور کنیم که همۀ این افراد از جانب خدا هستند پس باید قبول داشته باشیم که حتی دیوید کورش که خود را مسیح می‌دانست و یا بهاءالله که خود را امام زمان می‌دانست همه از جانب خدا آمده‌اند. ۲) نکتۀ دیگر این‌که ما مسیحیان نه تنها به مسیح و کلامش بلکه به تمام انبیایی که نام و کتب‌شان در عهد عتیق (تورات) ثبت شده نیز ایمان داریم. کتاب‌مقدس شامل عهدعتیق (تورات و کتب انبیا) و عهد جدید (انجیل و رسالات رسولان مسیح) است. در واقع مسیح کمال و تعالی آن چیزی بود که انبیا در طی هزاران سال به قوم بنی‌اسرائیل و تمامی جهان وعده داده بودند. ماشیح یا مسیح موعود نه تنها نبی بلکه بالاتر از تمام انبیا و رسولان است. او فرزند یگانۀ خدای پدر، و منجی جهان است. تنها کسی که از آغاز تا کنون حتی به یک گناه نیز متهم نشده. پاک‌ترین، والاترین و شریف‌ترین انسانی که تا کنون روی این کرۀ خاکی پا گذاشته. کسی که زندگی و کلام و تعالیمش کامل و بی‌نظیر است. به‌نظر شما می‌توان چنین مقام متعالی و مقدسی را با دیگران قیاس کرد؟ با آرزوی برکات، کلمـه

 

 

س: اگه خدا حقیقتاً وجود داره باید بتونه به اين خواستۀ منو جواب بده. من يه جمله می‌نويسم و اگه خدا قادر مطلقه بايد بتونه اونو عوض کُنه: «خدا وجود ندارد.» اگه خدا وجود داره چرا «ن» را از اولِ جمله ندارد پاک نمی‌کنه؟ منتظرِ جوابتون هستم.

ج: دوست عزیز، ما به‌هیچ عنوان ادعا نمی‌کنیم که همه چیز را می‌دانیم و قادریم شما را قانع کنیم. سعی ما در میان گذاشتن آن‌چیزی است که خدا طی هزاران سال بر کلیسای خود آشکار ساخته و ما نیز به سهم خود آن‌را درک و باور کرده‌ایم و از ثمرات آن برخوردار شده‌ایم که همانا بخشایش از گناه، ارتباط با خدا، و زندگی در آرامش و فیض او است. مقولۀ خداشناسی مقوله‌ای صرفاً عقلانی و تجربی نیست. یعنی مثل فرمول شیمی نیست که بتوان آن را در آزمایشگاه ثابت یا رد کرد. بلکه خداشناسی مقوله‌ای است عقلانی و روحانی. پس در شناخت خدا و ارتباط با امور روحانی نه تنها عقل انسان بلکه تمامیت وجود او مد نظر است، یعنی فکر احساس و ارادۀ او که شخصیت یا موجودیت او را شکل می‌دهند. اگر کسی نخواهد خدا را باور کند همان‌گونه که مسیح فرمود اگر مقابل او مرده را نیز زنده کنید ایمان نخواهد آورد! و متقابلاً اگر کسی صادقانه در پی شناخت خدا باشد خدا از سر فیض، محبت خود را بر او آشکار خواهد کرد. حال با در نظر گرفتن این مقدمه از شما خواهش می‌کنیم به بخش تعالیم مسیحی بروید و سری مقالات دکتر فاتحی دربارۀ "خدای مسیحیان" را مطالعه کنید و با خداشناسی از دیدگاه مسیحیت بیشتر آشنا شوید. لطفاً باز هم سؤالات و نظرات خود را برای ما ارسال کنید. با آرزوی موفقیت، کلمه

 

 

س: سلام، من ۶ سال است که به کلیسا مي‌روم.۲ سال پيش تعمید آب گرفتم. در اين مدت بارها در دعا صدای خداوند را شنيدم. ولی تا به‌حال تکلم به زبان‌ها را تجربه نکرده‌ام. چگونه مي‌توانم مطمئن شوم تعمید روح‌القدس دارم يا نه؟ لطفاً مرا کمک کنيد. با تشکر

ج: دوست عزیز، متشکریم از این‌که با ما مکاتبه کردید و سؤالی چنین مهم را مطرح نمودید. برای کسب اطلاع و آشنایی با تعلیم صحیح در خصوص این موضوع خواهشمندیم به بخش "تعالیم مسیحی" بروید و مقالات دکتر مهرداد فاتحی را تحت عنوان "عطایای روح، دیروز امروز" مطالعه کنید. یقین می‌داینم که مطالعۀ دقیق این سری مقالات به سؤال شما در مورد تعمید روح و تکلم به زبان‌ها پاسخ خواهد داد. با آرزوی توفیق. کلمـه

"عطایای روح، دیروز امروز"

 

 

س: سلام. من م... هستم. در واقع اسم من یو... است. من در زمان کودکی به خاطر فقر به خانواده‌ای مسلمان سپرده شدم اما همیشه علاقه به مسیح در وجودم بوده و سایه حمایت او را همیشه لمس کردم. می‌خواهم از مسیح بدانم واز پدر آسمانی، اما اجازۀ رفتن به کلیسا را ندارم چون شناسنامه من میگه من مسلمانم اما من با مسیح به خداوند نزدیک‌ترم. می‌خواهم کمکم کنید. می‌خواهم به خدمت کلیسا ومسیح درآیم. چه کنم؟

ج: خواهر عزیز، عشق و ایمان شما به مسیح و پدر آسمانی ستودنی است. شما باعث افتخار ما هستید. برخی از ما دست‌اندرکاران وب‌سایت و مجلۀ کلمـه نیز مسلمان‌زاده‌ایم و بعد به مسیح ایمان آوردیم. و برخی از ما به‌خاطر ایمان‌مان به مسیح مورد اذیت و آزار نیز واقع شدیم اما خداوند ما را از خطرات حفظ کرد. نکته‌ای که به‌نظر ما می‌رسد این‌که شما از طریق وب‌سایت و کتاب‌های موجود شناخت و رابطۀ خود را از ایمان مسیحی و شخصیت خدا که در مسیح متجلی شد بیشتر و عمیق‌تر کنید و از خداوند حکمت بطلبید. و در رابطه با خانواده سعی کنید با حکمت و راستی عمل کنید. چنان‌که مسیح فرمود چون کبوتر ساده‌دل و چون مار هشیار باشید. و خداوند نیز در این مسیر شما را یاری خواهد کرد. و پس از اینکه مستقل شدید می‌توانید ایمان مسیحی را با استقلال بیشتری پی‌گیری کنید. حال برای‌تان آرزوی توفیق داریم. برای مطالعۀ انجیل لفطاً به بخش عهد جدید، ترجمۀ هزارۀ نو مراجعه کنید. با آرزوی بهترین‌ها، کلمـه

 

 

س: سلام. در مورد انجیل لوقا باب ۱۲ آیه ۱۰ که خداوند می‌فرماید: «و هر كه‌ سخني‌ برخلاف‌ پسر انسان‌ گويد، آمرزيده‌ شود. امّا هر كه‌ به‌ روح‌القدس‌ كفر گويد آمرزيده‌ نخواهد شد.» منظور چیست ؟ با تشکر. خداوند عیسی مسیح به شما برکت دهد.

ج: دوست گرامی، سلام بر شما. با توجه به زمینۀ متن واضح است که اتهاماتی که فریسیان به عیسی می‌زنند پیرامون قدرتی است که او در معجزاتش از آن بهره می‌برد. آنها عیسی را متهم می‌کنند که او به یاری رئیس دیوها (بعلزبول)، دیوها را اخراج می‌کند. لازم به یادآوری است که اخراج دیو در میان یهودیان رواج داشته است، به همین دلیل عیسی به آنها پاسخ می‌دهد اگر من چنین می‌کنم پس فرزندان شما به چه قدرتی دست به اینک کار می‌زنند؟ فریسیان با آنکه از صحت عملکرد خدا مطمئن بودند ولی آگاهانه و مغرضانه آن عمل‌کرد را که توسط عیسی به‌ظهور می‌رسید به شیطان نسبت می‌دادند. و چنین ارزیابی مغرضانه‌ای کفر به روح‌القدس نامیده می‌شود. اگر شخصی کاملاً از صحت کار خدا اطلاع دارد و بعد آگاهانه آن را به تاریکی نسبت می‌دهد در خطر چنین گناه نابخشودنی قرار می‌گیرد. موفق باشید، کلمـه

 

 

س: سلام. می‌خواستم در مورد مارسیون‌ اطلاعات بیشتری داشته باشم اگر امکان داره من رو راهنمایی کنید. خداوند عیسی مسیح به شما برکت دهد.

ج: دوست گرامی، سلام. به‌دنبال سؤال شما دربارۀ مارسیون، طبق اطلاعات ما، ایشان بدعتکاری بود که در قرن دوم میلادی از زادگاهش در شمال ترکیه امروزی به روم رفت و در آنجا تعلیم بدعت‌کارانه‌ای ارائه داد و صاحب پیروانی شد که بعدا همگی جزو مانویان شدند. طبق نظر او، خدایی که در عهد عتیق معرفی شده، خدایی است قهار و با خدای محبت که در عهد جدید معرفی شده فرق دارد. این عقیده البته به هیچ وجه درست نیست. به تصور او، فقط پولس رسول به این حقیقت پی برده بود. لذا فقط رسالات پولس را قبول داشت و انجیل‌ها را هم رد می‌کرد. مسیح هم برای او کلمه خدا بود که فقط در ظاهر جسم گرفت، یعنی جسم او واقعی نبود، بلکه فقط به‌نظر می‌رسید که جسم است. موفق باشید، کلمه

 

 

س: با سلام. برای من قابل قبول است که حضرت مسیح بتواند کسی را که از او کمک می‌خواهد شفا دهد اما آیا هر کسی که شفا دهد با این کار خدا می شود؟! خیلی از پیامبران دیگر نیز شفا می‌دادند آیا همه آنها خدا هستند؟ با تشکر ف... از تهران

ج: دوست عزیز، خوشحالیم که نظرتان را برای ما فرستادید. همان‌طور که خود نیز اشاره کردید هر کسی با شفا دادن مردم خدا نمی‌شود چرا که خدا منبع شفا است و ایمان انسان‌ها وسیله‌ای برای ظهور شفا. ما نیز صرفاً به‌خاطر ظهور معجزات عیسی مسیح را خداوند نمی‌دانیم. زیرا نقطۀ آغاز شناخت مسیح برای ما مسیحیان کلام خدا، شهادت انبیا و پیامبران و در نهایت تولد معجزه‌آسای مسیح، شخصیت بی‌مانند، زندگی، تعالیم، معجزات و مرگ و قیام نیرومند از مردگان است. معجزات مسیح نه فقط جاری شدن قدرت خدا برای شفا بلکه مهر تأییدی هستند بر شخصیت و موجودیت مسیح. هیچ نبی یا پیامبری در طول تاریخ بشر خود را با خدا یکی و هم‌ذات نخوانده مگر مسیح. هیچ‌کس در طول تاریخ بشر به خود این جرأت را نداده که بگوید «من و پدر یکی هستیم» انجیل یوحنا - ۱۰:‌۳۰ یا این‌که «هرکه مرا دیده پدر را دیده است» - انجیل یوحنا ۱۴:‌۹. و به همین‌صورت هیچ‌کس در طول تاریخ بشر مثل مسیح بی‌گناه و مقدس نبوده. هیچ‌کس نتوانست او را به گناه، حتی به یک گناه محکوم کند - انجیل یوحنا ۸:‌۴۶.  شما چنین تقدسی را که فقط درخور و شایستۀ خدا است کجا دیده و سراغ دارید؟ خواهش می‌کنیم اناجیل را به‌دقت مطالعه کنید و با شخصیت بی‌نظیر و مقدس مسیح و محبت و بخشش او آشنا شوید. امیدواریم درا ین مسیر بتوانیم مفید و موثر واقع شویم. با آرزوی برکات. کلمـه

 

 

س: به نام خداوند بخشنده و مهربان - من سید محمد ... هستم از بیرجند و در روز ۱۷ ماه ۴ سال ۲۰۰۶ برای‌تان مطلبی نوشته و جواب آن را گرفتم. بنا بر آن این مدت را صرف خواندن دقیق انجیل کرده و در مورد حرف‌هایی که زده بودم اطمینان و یقین بیشتری برایم حاصل شد. و ولی واقعا هنوز نفهمیدم چرا در حالی که پیامبر شما و یوحنا بارها وبارها آشکار و پنهان آمدن پیامبر ما"حضرت محمد(ص)"را بشارت دادند باز هم دست از لجاجت‌ها و تعصبات خود نمی‌کشید و به سیاهی عاقبت خود دو دستی چنگ زده و چراغ‌های هدایت را خاموش می‌کنید - شما آنچه برای‌تان مفید است را کنار زده و به هوس‌ها و آرزوهای زود گذر روی آورده‌اید و مسیح را قربانی توجیه کارهای‌تان می‌کنید. واقعاً افسوس که قرآن تحریف‌ناپذیر را با آن همه علم پویا در آن، دست‌نوشتۀ تعدادی چند می‌دانید و انجیل تحریف شده را که هرنسخه‌اش روایتی دارد... کتابی کاملاً راستین. باز هم می‌گویم و خواهم گفت که بیایید و حقیقت را دریابید و این را نگذارید که دیر شود . من تحقیق کردم - شماهم به‌خاطر خودتان با بی‌طرفی تمام تحقیق کنید- راستی یادم رفت بگویم که تلاش شما برای مسیحی کردن یک مسلمان واقعی اگر هزار سال هم زحمت بکشید بی نتیجه می‌ماند چرا که مسلمان واقعی لذت اسلام را با تمام وجود می‌چشد.

ج: دوست عزیز، خوشحالیم که برای ما پیامی فرستادید. در پاسخ به آنچه نوشتید به ذکر چند نکتۀ کوتاه بسنده می‌کنیم. اول این‌که عیسای مسیح به‌هیچ عنوان به آمدن حضرت محمد بشارت نداده بلکه آنچه او در انجیل یوحنا می‌فرماید در مورد آمدن روح‌القدس است. لطفاً انجیل یوحنا را با دقت بخوانید : «اگر مرا دوست بدارید، احکام مرا نگاه خواهید داشت. و من از پدر خواهم خواست و او مدافعی دیگر به شما خواهد داد که همیشه با شما باشد، یعنی روحِ راستی که جهان نمی‌تواند او را بپذیرد، زیرا نه او را می‌بیند و نه می‌شناسد؛ امّا شما او را می‌شناسید، چرا‌که نزد شما مسکن می‌گزیند و در شما خواهد بود.» انجیل یوحنا باب ۱۴ آیات ۱۵ تا ۱۷. پس می‌بینید که عیسای مسیح به آمدن وجودی روحانی اشاره می‌کند که با چشم انسانی قابل رویت نیست و جاودانی است چرا که در وجود ایمانداران خواهد بود. دیگر این‌که ما پیش و حتی پس از مسیحی شدن قرآن را جز به جز مطالعه کرده و می‌کنیم و آنچه دربارۀ قرآن گفتیم در ارتباط با نگرش نویسندگان قرآن نسبت به موضوع صلیب است. زیرا تجزیه و تحلیل قرآن مبحث دیگری است که در این چند سطر نمی‌گنجد. و مطلب آخر این‌که ما به‌هیچ وجه درصدد مسیحی کردن مسلمانان نیستیم چرا که مسیح خود به شاگردانش فرمود: «شما مرا نیافتید بلکه من شما را یافتم.» پس وظیفۀ ما تبیین مسیحیت است و ایمان آوردن انسان‌ها به مسیح هدیه و فیض و عنایت خدا است. او است که انسان‌ها را به‌سوی خود می‌خواند و با فیض و بخشش مسیح آشنا می‌کند. او است که با روح مقدسش در قلوب انسان‌ها گرمای الهی می‌آفریند. خواهش ما این است که با قلبی باز و با خلوص نیت از خدا بخواهید که حقیقت مسیح و کلام او را بر شما مکشوف کند. فیض خداوند با شما. کلمـه

 

 


س: با سلام من ۳ سال پیش برای انتخاب رشته‌ام دعا کردم واز خدا خواستم که مرا هدایت کند وتا امروز هدایتی از خدا نگرفتم و در رشته‌ای که انتخاب کردم موفق نبودم تنها سال گذشته خدا به من نشان داد که خدمت من در قسمت موسیقی است که البته ۲ سال بود که درکانون شادی نوازندگی می‌کردم و چیزی که هست اینکه هنوز نمی دانم خواست خدا در مورد انتخاب رشته من چیست من چه باید بکنم؟

ج: دوست عزیز، خواست و ارادۀ خدا برای شما این است که با او و در آرامش و فیض او زندگی کنید. او ما انسان‌ها را آدم‌ماشینی نیافریده که بخواهد خواست و ارادۀ خود را به ما تحمیل کند. مسلماً خواست او برای شما این است که استعداد خود را کشف کنید و در مسیر رشد و پرورش آن تحصیل کنید و شکوفا شوید و از دست‌آورد خود برای جلال او استفاده کنید. نمی‌دانیم انتظار یا درک شما از مفهوم هدایت چیست اما واقعیت این است که هدایت خدا الزاماً پیام مستقیم و امر و نهی نیست بکله او با محبت ما را خلق می‌کند، به ما استعداد می‌بخشد و هم‌چنان برای ما فرصت می‌آفریند تا آنچه را به ما عطا فرموده شکوفا کنیم و در مسیر جلال او به‌کار ببریم. ما انسان‌ها راه خود را با سعی و خطا و با کمک و فیض و حکمتی که خدا به ما عطا می‌کند پیدا می‌کنیم. مثل بچه‌ای که راه رفتن را با افتادن و برخاستن و پس از تلاش خود و همیاری والدینش می‌آموزد. پس از این‌که راه‌های مختلفی را امتحان کرده‌اید اصلاً نگران نباشید و این را بدانید که شاید مجبور باشید حتی راه‌های بیشتری را نیز امتحان کنید تا بلاخره در مسیری که مستعد آن هستید قرار بگیرید. ما باید خدا را برای فرصت‌هایی که به ما عطا می‌کند شکر کنیم. با آرزوی توفیق. کلمه

 

 

س: با سلام. من دانشجوی رشتۀ دکترا هستم، ازدواج کرده‌ام و چند ماه پیش متوجه شدم که باردارم. الآن زیر بار فشار درس‌ها و مشکلات طاقت‌فرسای زندگی نمی‌توانم به طفلی که در رَحِم دارم فکر کنم و وقتی به تولد او فکر می‌کنم وجودم پر از اضطراب می‌شود. تصمیم گرفتم سقط جنین کنم تا زمانی که شرایط مناسب شد دوباره باردار شوم. لطفاً راهنمایی‌ام کنید. با تشکر

ج: دوست و همکار عزیز، از این‌که ما را محرم راز خود شمردید و مشکل خود را با ما درمیان گذاشتید متشکریم. خوشحالم که با یک خانم تحصیلکرده روبرو هستم. دوست عزیز فرزند شما که اکنون در رحم شما قرار دارد یک جنین سه ماهه است که نه به اختیار خود بلکه به صلاحدید خالق، خود را با اعتماد تمام به کسی سپرده که در این نه ماه او را تغدیه و نگهداری و محافظت کند و خدا کسی بهتر از مادر را برای این کار سراع نداشت. قلب فرزند شما الان هفته‌هاست که می‌تپد. دختر یا پسر شما همین چند روز پیش شروع به چرخاندن سر خود کرده است. او صدای شما مادرش را می‌شنود. اعضای داخلی بدن او شکل گرفته و مشغول به کار است. او یک موجود و انسان زنده است که برای رشد خود دست نیاز به شما دراز کرده آیا دلیل کافی برای کشتن کودکی معصوم و پر نیاز وجود دارد؟ هفتۀ پیش فیلم کوتاهی از کودکانی که در اوکراین به علت نداشتن سرپناه در لوله‌های فاضلاب زندگی می‌کنند دیدم. کاش شما هم این کودکان و لبخند آنها را که حاکی از امید و سادگی کودکی بود می‌دیدید. آیا چون شرایط زندگی این کودکان نامناسب است و در فقر زندگی می‌کنند باید آنها را کشت؟ آیا وقتی فرزند یا پدر و مادر ما دچار بیماری لاعلاجی می‌شوند یا پدر و مادر نمی‌توانند برای آنها لباس و کامپیوتر بخرند، آنها را می‌کشیم؟ علاوه بر این فرزند شما از لحاظ اجتماعی در خانواده‌ای بزرگ خواهد شد که ۹۸ در صد کودکان جهان آرزوی آن را دارند. دوست عزیز، من هم پزشک هستم و هیچ وقت فشار شدید درس‌ها و امتحانات را فراموش نمی‌کنم و می‌دانم که شاید راحت‌تر بود اگر در این زمان تنها به درس خود می‌رسیدید. اما یک اشتباه یا تصادف با یک اشتباه دیگر جبران نمی‌شود. همانطور که می‌گویید شما فرزند خود را دوست دارید و او هم به شما اعتماد کامل دارد و حیاتش به شما وابسته است. رشتۀ حیات یک انسان را به دست مادرش قطع نکنید. برای شما در دعا هستم که در این روزها خدا به شما قوت بیشتر بدهد تا با توکل کامل به خدا از او اطاعت کنید. دکتر مژده شیروانیان

 

 

س: سلام. من تازه ایمان آورده‌ام، ولی روح شریر در من وارد شده و مدام این سؤال را به ذهنم می‌آورد که از کجا معلوم است اسلام از مسیحیت برتر نباشد؟

ج: برادر یا خواهر گرامی، کلام خدا می‌فرماید هیچ‌کس جز به روح مقدس الهی نمی‌تواند به عیسی مسیح خداوند اقرار و اعتراف کند (اول قرنتیان ۱۲:‏۳). اگر مسیح را چون خداوند و منجی خود پذیرفته‌اید پس ایمان‌تان بر اساس کلام خدا است (رومیان ۱۰:‏۹). پس روح شریر نمی‌تواند بر کسی که به عیسی مسیح ایمان آورده و از روح خدا تعمید یافته حاکم شود. مضافاً این‌که روحی که خدا در ما نهاده بزرگ‌تر است از روحی که بر این جهان حاکم است. این‌که گفتید روح شریر در شما وارد شده درست نیست. ما انسانیم و فکر می‌کنیم، و چون فکر می‌کنیم پس شک نیز می‌کنیم. این‌که شک می‌کنیم گناه نیست چرا که شک ما را وامی‌دارد بیشتر در خصوص ایمان‌مان تحقیق و تفحص کنیم. اما اگر شک را بر ایمان‌مان برتر بشماریم و آن را جایگزین ایمان‌مان کنیم دچار مصیبت و گناهی بزرگ شده‌ایم. مبنای ایمان ما نه شک و تردید بلکه کلام استوار و ابدی خدا است. لطفاً به این نصیحت پولس رسول به تیموتائوس توجه کنید: «اما تو در آنچه آموخته و بدان ایمان آورده‌ای پایدار باش، چرا‌ که می‌دانی آن‌ها را از چه‌کسان فراگرفته‌ای، و چگونه از کودکی کتب مقدّس را دانسته‌ای که می‌تواند تو را حکمت آموزد برای نجاتی که از راه ایمان به مسیحْ عیسی است» (دوم تیموتائوس ۳:‏۱۴-۱۵). پس در ایمان به مسیح استوار باشید. کلام خدا را بخوانید و با دیگر ایمانداران دعا کنید تا در ایمان قوت بیابید و رشد کنید. ما نیز برای‌تان دعا می‌کنیم. با آرزوی توفیق. کلمـه

 

س: سلام و خسته نباشید. می‌خواستم بپرسم اگر یک مسیحی بخواهد با فردی مسلمان ازدواج کند و علاقه آن‌ها به هم تا حدی باشد که شرایط یکدیگر را بپذیرند و قبول کنند که به عقاید یکدیگر احترام بگذارند آیا می‌توانند با هم ازدواج کنند؟

ج: برادر یا خواهر گرامی، دوست عزیز، به‌طور کلی دو شخص برای ازدواج باید در چهار زمینه با هم تفاهم اساسی داشته باشند: در زمینۀ فکر، احساس، روحانیت و مسائل فیزیکی. ازدواج را می‌شود به یک صندلی تشبیه کرد که هر یک از این چهار بُعد یکی از پایه‌های آنند. اگر این پایه‌ها با هم تناسب نداشته باشند نمی‌شود بر آن صندلی نشست و سقوط می‌کند. روحانیت و مذهب فقط باور ذهنی و انتزاعی نیستند که قلمرو خاص خود را داشته باشند و تأثیری بر امور زندگی ما نگذارند. چنان‌که می‌دانید هر دو مذهب مسیحیت و اسلام بر بسیاری از حوزه‌های زندگی پیروان‌شان تأثیرگذارند. به‌عنوان مثال، در حیطۀ مذهب، نگرش اسلام را در نظر بگیرید که صلیب مسیح را که بنیان ایمان مسیحی است نفی و انکار می‌کند. حال شما به‌عنوان یک مسیحیِ واقعی چطور می‌توانید با کسی که پیرو چنین مذهبی است زندگی کنید؟ ممکن است بگویید ما به عقاید هم احترام می‌گذاریم که صحیح نیز هست و باید به عقاید هم احترام بگذاریم ولی تجربه ثابت کرده که باورهای مذهبی، اغلب انسان‌ها را وامی‌دارند که رو در روی هم قرار بگیرند چرا که برخی از آن‌ها حقیقت را نفی می‌کنند. مسائل فرهنگی و آیین‌های ازدواج و مسائل حقوقی و تربیت فرزندان و روش‌های عبادت نیز از دیگر مشکلات و پیامدهای ازدواج دو فرد از مذاهب مختلف هستند که می‌توانند بنیان یک زندگی مشترک را جداً تهدید کنند.

مگر آن‌که هر دو ایمان و باورهای مذهبی‌شان را ترک کنند و نه چون مسیحی و یا مسلمان بلکه به‌عنوان دو انسان فاقد دین و مذهب با هم ازدواج کنند که آن‌هم خود مشکل دیگری است. پس چه از لحاظ روحانی و چه از بُعد روان‌شناسی و اجتماعی و اخلاقی بهتر آن است که افراد هم‌کیش و مذهب با هم پیمان ازدواج ببندند و دوران زندگی مشترک را در صلح و آرامش به‌سر ببرند. برخی نیز به‌قصد ازدواج با فردی از مذهب دیگر تغییر مذهب می‌دهند که این نیز بسیار خطرناک و بی‌پایه و اساس است. چرا که ایمان‌شان نه بر اساس تحقیق و تفحص در کلام خدا بلکه بر مبنای وابستگیِ احساسی‌شان به فرد دیگری است. و به‌مجرد آن که مشکلی بین‌شان به‌وجود بیاید ایمان‌شان نیز بر باد می‌رود. ایمان فرد مسیحی باید نه بر وابستگی عاطفی و احساسی، بلکه بر کلام خدا استوار باشد. جای شک نیست که در بین پیروان سایر ادیان نیز چون مسیحیان هم انسان‌های نیک یافت می‌شود و هم انسان‌های بد، و نمی‌توان صرفاً انسان‌ها را بر مبنای باورهای مذهبی و موروثی‌شان سنجید، ولی حقایق را نیز نباید نادیده گرفت. می‌دانیم که این موضوع برای ما که از زمینۀ اسلام به مسیحیت ایمان آورده‌ایم مشکل بزرگی است و محدودیت در انتخاب نیز به مشکلات دامن می‌زند، اما لطفاً دعا کنید و از دیگر مسیحیان حکیم و روحانی مشورت بطلبید. و از خداوند بخواهید فرصتی مناسب برای آشنایی با فردی مناسب را برای‌تان فراهم آورد. و اگر فردی از مذهبی دیگر را نیز می‌شناسید برای او دعا کنید تا خداوند عیسی مسیح، نه به‌خاطر ازدواج او با شما، بلکه به‌خاطر نیاز آن فرد به نجات مسیح، خود را بر او مکشوف کند. به او بشارت دهید و تشویقش کنید که ایمان خود را بر مبنای کلام خدا استوار کند و اگر خواست و ارادۀ خدا و شرایط شما با هم منطبق شد آنگاه می‌توانید به زندگی مشترک فکر کنید. در پناه خدا باشید، کلمـه

 

س: سلام. من در مورد نقش دعا و حکمت خدا سؤال داشتم. چرا وقتی برای موضوعی دعا می‌کنیم و جواب نمی‌گیریم می‌گوییم حکمت و خواست خدا چنین نبوده است. پس نقش دعا چیست؟ اگر قرار است حکمت خدا انجام شود، دیگر چرا دعا کنیم؟ آیا مثلاً باید عطیه شفا دادن را داشته باشیم تا وقتی برای کسی دعا می‌کنیم آن شخص شفا پیدا کند؟ منظور از اراده خدا چیست؟

ج: برادر یا خواهر گرامی، نقش و عملکرد آغازینِ دعا در زندگی مسیحی نه برآورده ساختن احتیاجات ما بلکه ایجاد ارتباط با خدا است. در دعا، روح و فکر و وجود ما در چارچوبِ ارتباطی روحانی با خدا رابطه برقرار می‌کند و احیا می‌شود. در واقع دعا احیاکنندۀ روح و روان ما است. چنان‌که کتاب‌مقدس می‌فرماید خدا خود را متعهد ساخته که به نیاز فرزندانش پاسخ بدهد. اگرچه خدا برخی مواقع در طول زمان به دعایی پاسخ می‌دهد، و ممکن است ما از این‌که زمان طولانی شده بی‌قرار و مأیوس شویم، اما پدر ما به وعده‌های خود امین است و ما را فراموش نمی‌کند. خدا حکمت را نیز با گشاده‌دستی و بزرگواری به آنان که در روح و راستی از او بطلبند عطا می‌کند. او هیچ محدودیتی برای اعطای حکمت و فهم به فرزندانش قائل نیست. و اما موضوع شفا. همان‌طور که خود نیز واقفید منبع شفا خدا است و خواست او برای فرزندانش نیز جز این نیست. اما این نکته را نیز در نظر بگیرید که ما هنوز به مرحلۀ کمالی که خدا برای‌مان در نظر گرفته نرسیده‌ایم. مشکل این‌جا است که برخی مسیحیان فکر می‌کنند همه چیز تمام شده و به کمال رسیده است. واقعیت این است که کار خدا در ما هنوز به کمال نرسیده و چنان‌که پولس رسول می‌فرماید روزی به کمال خواهد رسید و همه به جلال آراسته خواهیم شد. برخی در این رهگذر مرحله‌ای از بهبودی و شفا را الآن تجربه می‌کنند و بسیاری دیگر مثل خود پولس رسول در آینده‌ای پرجلال. ولی مطمئن باشید که اگر خدا شفای کنونی را به ما عطا نکند حتماً قدرت تحمل آن بیماری و مشکل را می‌بخشد. هم‌چنین امید به آینده‌ای پرجلال را در دل ما می‌نهد. دوم قرنتیان ۵:‏۱-۵ (نمی‌دانم که خود در مشکل‌اید یا نگران کسی دیگر هستید، اما من خود از تجربه‌های بسیار گذشته‌ام. یکی از دوستان مسیحی‌ام چند سال پیش سکتۀ مغزی کرد و هنوز نیز خود را به زور حرکت می‌دهد اما با ایمان به آینده‌ای پرجلال چشم دوخته است. پس آنچه می‌نویسم بر اساس کلام خدا و از روی تجربه است نه خیالات واهی).

عطیۀ شفا نیز همان‌طور که از اسمش پیدا است وسیله‌ای است برای ظهور قدرت خدا و تقویت ایمان کلیسا. هرچند آنچه که موجب جاری شدن شفا است نه عطا بلکه ایمان است. کوران و افلیجان و جذامیان را به‏یاد بیاورید که محض ایمان به مسیح نزدیک شدند و از او شفا یافتند. در پایان به ذکر این نکته بسنده می‏کنم که ارادۀ خدا برای ما نجات و سلامتی است. او می‌خواهد که ما به فیض و رحمت و محبت او چنگ بزنیم و چون فرزندانش در حضور او زندگی کنیم. با آرزوی برکات الهی، کلمـه

 

 

س: سلام دوستان. من سؤالی داشتم. آیا عیسای مسیح به آمدن پیامبر اسلام بشارت نداده است؟ آیا در انجیل به این موضوع اشاره نشده است؟ منظور از واژۀ فارغلیت چیست؟ با تشکر

ج: دوست گرامی: از ارسال پیام‌تان متشکریم. در پاسخ به سؤال فوق لازیم می‌دانیم که نظر شما را به متنی از انجیل یوحنا، باب چهاردهم آیات پانزده تا بیست، جلب کنیم. عیسی مسیح در این آیات از آمدن تسلی‌دهنده یا وجودی روحانی سخن می‌گوید که از القاب روح‌القدس یا روح خداوند است. ما مسیحیان بر اساس انجیل، به کثرت در وحدت در وجود خدا اعتقاد داریم. و روح‌القدس یا پاراگلیت (در یونانی)،( و فارغلیت در عربی) یکی از ارکان تثلیث اقدس است. و عیسی مسیح به‌وضوح در مورد آمدن وجودی روحانی پس از خود سخن می‌گوید که باید می‌آمد و شاگردان و پیروان او را پس از صعود او به آسمان همراهی و مدد می‌کرد. خواهشمندیم این آیات را به‌دقت بخوانید. این آیات به وجودی مادی و فیزیکی اشاره ندارند بلکه به وجودی فنا ناپذیر، روحانی و مقدس. ۱۵«اگر مرا دوست بدارید، احکام مرا نگاه خواهید داشت. ۱۶و من از پدر خواهم خواست و او مدافعی دیگر به شما خواهد داد که همیشه با شما باشد، ۱۷یعنی روحِ راستی که جهان نمی‌تواند او را بپذیرد، زیرا نه او را می‌بیند و نه می‌شناسد؛ امّا شما او را می‌شناسید، چرا‌که نزد شما مسکن می‌گزیند و در شما خواهد بود. ۱۸«شما را بی‌کس نمی‌گذارم؛ نزد شما می‌آیم. ۱۹پس از اندک زمانی جهان دیگر مرا نخواهد دید، امّا شما خواهید دید، و چون من زنده‌ام، شما نیز خواهید زیست. ۲۰در آن روز، خواهید دانست که من در پدر هستم و شما در من و من در شما. برای مطالعه انجیل یوحنا لطفاً به بخش عهد جدید، ترجمه هزاره نو، مراجعه کنید. با آرزوی توفیق، کلمـه

 

 

س: سلام بر شما. ممکن است لطفاً پلورالیزم را توضیح دهید؟ آیا مسیحیان به این تفکر اعتقاد داردند؟

ج: دوست عزیز پلورالیزم به‌معنای جمع‌گرایی است. تفکری که می‌گوید باید تمامی افراد را با تمامی ویژه‌گی‌های فرهنگی و مذهبی و غیره‌شان پذیرفت حتی اگر کاملاً با باورهای ما مغایر باشند. و این تفکر از نظر نویسنده برای مسیحیان قابل قبول نیست. مسیحیان آن‌دسته از ویژه‌گی‌های فرهنگی و مذهبی و غیره را می‌پذیرند که با کلام خدا مغایر نباشند. کلـمه

 

 

س: با سلام و تشکر از زحمات شما عزیزان در کلمه، سؤالی داشتم، این‌‌که در کلام آمده است که لعنت گناه از اجداد به نسل‌های بعدی می‌رسد. آیا لعنت از اجداد ما که در گناهان‌شان مردند به ما که ایمان آوردیم می‌رسد؟ و اگر احساس کنیم که لعنتی از اجدادمان به ما رسیده است راه برداشتن این لنت از خودمان چیست؟ چون من مدتی است که ایمان آوردم ولی احساس می‌کنم لعنتی از اجدادم به من است برای آزادی از این لنت از شما کمک می‌خواهم. از این که من را یاری می‌کنید از شما بسیار سپاسگزار هستم در خداوند شاد و پیروز باشید.

ج: دوست گرامی، اگرچه این موضوع در کلام خدا آمده اما باید آن‌را در متن و زمینۀ خود درک کرد. این موضوع در وحلۀ اول مورد خاندان گناه‌کار اسرائیل مطرح شده که خداوند یهوه با آنان عهدی بسته بود. و آنان موظف به رعایت مفاد عهد خداوند بودند و با تخطی از آن عواقب ناگواری دامان‌گیرشان می‌شد. گناهان پدران و اجداد اسرائیلیان که قوم عهدیِ خداوند یهوه بودند، به بیانی تخطی و نافرمانی از مفادِ عهد او بود، و دامان انصاب‌شان را نیز می‌گرفت. اما در بعد وسیع‌تر، تخطی و گناه به اشکال مختلف دامان‌گیر انسان و نه تنها انسان بلکه تمامی خلقت می‌شود. و حال در مسیح، ما که به او ایمان آورده‌ایم از تبعات شوم تخطی و گناه چه گناه اجدادمان و چه گناهان بخشودۀ خودمان نیز در امانیم. خون مسیح ما را از هر گناه آزاد و پاک می‌سازد و ما را امکان می‌بخشد که در معیت او الهی و به‌دور از گناه زندگی کنیم. هر جند می‌افتیم و گه‌گاه شکست می‌خوریم اما او به سبب محبت خود ما را رها نمی‌کند. ما را می‌بخشد و قوت می‌بخشد تا زندگی پاک و به‌دور از آلایشی داشته باشیم. پس با فراغ بال و احساسی آکنده از آزادی و شادی در معیت خدا و روح او زیست کنید و در پناه فیض مسیح از هیچ چیز هراسی نداشته باشید. با آرزوی توفیق، کلمـه

 

 

س: سلام. ممکن است توضیح دهید چرا نسب‌نامۀ مسیح در دو انجیل متی و لوقا با هم متفاوت هستند؟ با تشکر

ج: دوست گرامی، نویسندگان چهار انجیل هر یک با دیدگاه الهیاتی خاص خود و از زاویه‌ای خاص به شرح تولد زندگی، خدمات و مرگ و قیام عیسی مسیح می‌پردازد. به‌عنوان مثال متی در شرح نصب‌نامۀ عیسی مسیح او را منتصب به خاندان پادشاهی می‌داند و در این رهگذر از داود پادشاه و دیگر اعضای خاندان شاهی نام می‌برد اما لوقا به بعد انسانی شخصیت عیسی مسیح اشاره و تأکید می‌کند و در پایان شجره‌نامۀ عیسی مسیح به آدم ابولبشر می‌رسد. پس می‌بینید که در ذکر شجره‌نامه‌ها تناقضی وجود ندارد بلکه نکات مورد تأکید متفاوت‌اند. با آرزوی توفیق، کلمـه

 

 

س: با سلام خدمت شما. من یک ماهی است که عیسای مسیح را به عنوان خداوند زندگیم پذیرفته‌ام. من الآن مسیحی هستم ودر اینکه انجیل کلام خداست هیچ شکی ندارم. اما سؤالی دارم. یک قسمت از انجیل مرقس هست که کمی درکش برام سخته. همهۀ ما مسیحیان به خداوندیِ عیسای مسیح ایمان و یقین داریم وحتی در رسالات رسولان به خداوندیِ عیسای مسیح اشاره شده وحتی در انجیل یوحنا می‌خوانیم که خود عیسی مسیح ادعای خدایی کرد. اما در این قسمت از آیه زیر در انجیل مرقس اگر توجه کنید می‌بینید که عیسای مسیح به در جواب آن می‌گوید «چرا مرا نیکو می‌خوانی؟ هیچ‌کس نیکو نیست جز خدا فقط.» مگر خود عیسی خداوند نیست؟ پس چرا در این آیه عیسی این‌گونه گفته؟ من نمی‌تونم مفهوم کلی این آیه رو بفهمم. آیه را در زیر نوشتم. لطفاً به من برای درک صحیح این آیه کمک کنید. مرقس ۱۰:‏۱۷-۱۸ چون عیسی به‌راه افتاد، مردی دوان‌دوان آمده، در برابرش زانو زد و پرسید: «استاد نیکو، چه کنم تا وارث حیات جاویدان شوم؟» عیسی پاسخ داد: «چرا مرا نیکو می‌خوانی؟ هیچ‌کس نیکو نیست جز خدا فقط.» خداوندمان عیسای مسیح به شما برادران وخواهران عزیز برکت دهد. ف... از ایران

ج: دوست عزیز سلام بر شما. در پاسخ به سؤال فوق ذکر چند نکته را ضروری می‌دانیم. اول این‌که باید متن و زمینۀ این گفتۀ عیسای مسیح را درک کنیم. در آن زمان فریسیان که معلمان و اساتید شریعت بودند خود را متفاوت با دیگران و برتر از آنها می‌دانستند. در واقع آنها خود را الگو می‌دانستند و دیگران را گناه‌کار. دیگر این‌که جهان‌بینی و نگرشی که آنها نسبت به دیگران داشتند بسیار با جهان‌بینی و نگرش عیسای مسیح متفاوت بود. فریسیان در پی این بودند که میان خود و دیگران تمایز و تفاوت ایجاد کنند و حریم و مرزهایی ساخته بودند و خود را استاد می‌خواندند. در واقع لقب استاد یک موقعیت و منصب و به‌اصطلاح پرستیژ بود. در واقع فریسیان انحصارطلبان مذهبی و اخلاقی بودند. اما عیسای مسیح تمام این مرزها و حریم‌ها را زیر پا می‌گذارد و می‌گوید که تعریف شما از این‌گونه ارزش‌ها بسیار کوچک‌تر از آنی است که باید باشد. اگر مطابق اعتقاد یهودیان فقط خدا نیکو است، پس تعریف و ارزش‌گذاری شما باید بسط و گسترش یابد و شما نمی‌توانید نیکویی را آن‌گونه که خود می‌خواهید تعریف کنید. فریسیان خود را از مردم جدا می‌کردند اما عیسی با آنها ارتباط برقرار می‌کرد. فریسیان آنها را گناه‌کار می‌خواندند اما عیسی آنها را محبت می‌کرد. او در واقع تمام مرزهای انحصارطلبی اخلاقی و مذهبی را زیر پا می‌گذاشت. در واقع اینجا مسئله خدا بودند یا نبودن عیسی نیست بلکه موضوع چیز دیگری است یعنی نحوۀ نگرش فریسیان نسبت به موضوع نیکویی و این‌که انسان‌ها را در پرتو نگرش خود چگونه می‌دیدند. عیسی نگرش ناصحیح فریسیان را زیر سؤال می‌برد و به آن شخص و همین‌گونه به ما می‌آموزد که باید چه نوع درک و نگرشی نسبت به نیکویی داشته باشیم.

 

 

س: اگر می‌بینیم که خادمی در اشتباه است چه کنیم؟

ج: برادر یا خواهر گرامی،

فکر می‌کنم غلاطیان ۶:‏۱-۲، پاسخی برای این مشکل ارائه می‌دهد. اول باید درست مشکل را تعریف کنیم و برای این کار باید از زوایای مختلف و با کمک اشخاص مختلف که بلوغ روحانی آنها بر همگان مشخص است مسئله را ببینیم. به‌عبارت دیگر نباید سلیقه‌ای به مسئله نگاه کنیم. دوم حالت ما باید نمایان‌گر حلم و ملایمت باشد. این امکان وجود دارد که ما تشخیص درستی از مشکل فرد داشته باشیم اما با حالتی نادرست با آن برخورد کنیم. این متن به‌وضوح به ما گوشزد می‌کند که هدف وسیله را توجیه نمی‌کند و برای دستیابی به هدفی درست باید برخورد و حالتی درست داشت. سوم، صرفاً برای رفع مشکل اقدام نکنیم، بلکه خود را شریک و همدرد با شخص بدانیم، گویی خود ما آن مشکل را داریم. سنگینی بار را حس کنیم و اگر نه صرفاً برخوردی مکانیکی با مسئله خواهیم داشت. پس مطابق این متن، این‌گونه فرمان مسیح را به‌جا آوریم. افشین لطیف‌زاده

 

 

س: آیا کودک نیز گناهکار است؟

ج: برادر یا خواهر گرامی،

آموزۀ گناه اولیه در مسیحیت بدین معنا است که انسان در وضعیتی سقوط کرده به‌دنیا می‌آید. مثل بچه‌ای که در یک خانوادۀ معتاد به‌دنیا می‌آید. او از کوچکی می‌آموزد که همچون والدینش اعتیاد پیشه کند و فرزندانی همچون خود به‌دنیا آورد. چنین کودکی فی‌نفسه گناهکار نیست ولی در وضعیتی گرفتار می‌شود که در نهایت اسیر شرایط بیمارگونۀ محیط و اجتماعش می‌شود. مسیحیت باور دارد که ما در چنین فضایی به‌دنیا می‌آییم و آلودگی این فضا چنان است که سرانجام تاریکی را برمی‌گزینیم. افشین لطیف‌زاده

 


ارزیابی این مقاله ٢.٨ from ٢٠ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ١ ٢ ٣ ٤ ٥  

نظرات ارسالی در مورد مقاله

فرستندۀ این روی خط ٢١:٥٤:٣٨ ٨/٢٥/٢٠٠٧

با سلام و خسته نباشید به شما خواهران و برادران عزیز. یک سوال داشتم و آن اینکه در کتاب مقدس آمده که راجع به خادمین خود قضاوت نکنید ولی اگر خداوند برای شخصی باز کند که عطای دیدبانی دارد و میبیند که خادمی در اشتباه هست چکار باید بکند؟

فرستندۀ این روی خط ٢٣:٥٤:٨ ٨/٢٧/٢٠٠٧

چه جالب پس در مسيحيت انسان گناه كار به دنيا مي آيد چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ براي چه يك كودك كه قوه ي ادراك ندارد و هنوز چيزي نمي فهمد بايد گناه كار باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فرستندۀ این روی خط ٢٢:٥٦:٤٤ ٩/١٩/٢٠٠٧

با سلام من دو روز پیش نامه ای برای شما فرستادم ولی هنوز جوابی دریافت نکرده ام. آیا در این قسمت باید منتظر پاسخ باشم و یا از طریق ای-میل جوابم را میدهید؟

فرستندۀ این روی خط ١٨:١٥:٥٠ ٩/٢١/٢٠٠٧

سوال من این می باشد که در مسیحیت آیا در هنگام دعا زن باید موی خود را بپوشاند.متشکر

فرستندۀ این روی خط ٩:٤٩:٥٦ ٩/٢٧/٢٠٠٧

دوست عزیز، اگر مایلید که به نامۀ شما به‌طور شخصی جواب بدهیم لطفاً در کلمه ثبت‌نام کنید و برای کلمه ای‌میلی بفرستید. ما جواب را برای شما ای‌میل می‌کنیم. با تشکر، کلمه

فرستندۀ این روی خط ٩:٥٤:٣ ٩/٢٧/٢٠٠٧

دوست عزیز، برای مطالعه در مورد پوشش سر زنان به هنگام دعا، لطفاً به بخش تعالیم اساسی کلمه بروید و مقالات مربوطه را مطالعه کنید. با تشکر، کلمه

فرستندۀ این روی خط ٥:١٧:٣٨ ١٠/٨/٢٠٠٧

دوست عزیز، متشکریم که این سؤال را مطرح کردید. لطفاً برای دریافت پاسخ به قسمت پرداختی به پرسش‌ها بروید و مقالۀ برادر افشین‌لطیف‌زاده به‌نام حجاب، فرمان پولس؟ را مطالعه کنید. با آرزوی برکت، کلمه

فرستندۀ این روی خط ٧:٤٦:٦ ١٠/١٥/٢٠٠٩

من اطلاعات جامعی از مسیحیت نیاز دارم.قصد دارم اطلاعاتم رو در مورد این دین کامل کنم ولی نمیدونم از کجا و از چی باید شروع کنم.مدتیه که یه حس عجیبی دارم دوست دارم بدونم مسیح کیه و مسیحیت چیه.اینجا هم عضو شدم اما حقیقتا چیزی نفهمیدم به راهنمایی نیاز دارم.منتظر جواب شما هستم من رو زیاد منتظر نزارید به من بگید از کجا شروع کنم قدم به قدم.چند روز پیش می خواستم با تغییر قیافه برم کلیسا و سئوالاتی بپرسم اما ترسیدم کسی من رو بشناسه چون خونه چندتا از قوام اونجاست و اگه من رو بشناسند و یا به چیزی شک کنند کارم تمومه و قطعا من رو میکشند چون فوق العاده.....این رو جدی میگم ها و از طرفی هم شنیدم تو این دین مخفی کاری معنی نداره خلاصه منتظر راهنمایی هستم

فرستندۀ این روی خط ٥:٤٨:٢٨ ١٢/٥/٢٠٠٩

دوست عزیز، سلام بر شما. خوشحالیم که با علاقه موضوع ایمان مسیحی را دنبال می‌کنید. مطمئن باشید کسی را برای ایمان آوردن نمی‌کشند. منتهی باید با حکمت عمل کنید. اگر مایل هستید کسی شما را از نزدیک راهنمایی کند لطفاً ای‌میل یا شماره تلفن خود را برای ما بفرستید و ما در اولین فرصت شما را با یکی از ایمانداران در ارتباط قرار می‌دهیم که بتواند شما را راهنمایی کند. با آرزوی برکات. کلمه

فرستندۀ این روی خط ٢٣:٢٠:١٨ ٥/١/٢٠١٢

با سلام! لطفاً پيش از هر چيز لطف كنيد بگوييد كه شما به كدام يك از فرق و كليساهاي مسيحي وابسته هستيد. با تشكر

فرستندۀ این روی خط ٢:٣٥:١٣ ١/٣/٢٠١٣

دوست گرامی، ما مسیحی پروتستان هستیم و به هیچ گروه یا فرقۀ خاصی نیز تعلق نداریم. ما با تمام مسیحیان معتقد به الهامی بودنِ کتاب‌مقدس و برخورداری از تعالیم صحیح و عضو کلیسای خدا همکاری داریم. با درود

فرستندۀ این روی خط ١٣:١٩:٣٣ ٥/٢٦/٢٠١٤

سلام خوب هستید من اسمم مهدی اسلامو کاملان قبول دارم اما به دلیل اینکه انجام تکالیفش یک برام سخت است به دین مسیحیت روی اوردم و هرجی راجبه حضرت عیسی تحقیق میکنم بازم سوال پیش میاد؟ چند تا سوال داشتم خواهشن کتابی جواب ندید و لینک ندید: 1-شما میتونید ثابت کنید مه حضرت محمد (ص) پیامبر نبوده؟ چون بالا خوندم که نوشته بودید حضرت مسیح نگفته و... 2-میخواستم راجبه تکالیفش چیزای بدونم روزه یا عبادت ... مثلا کسی میمیره تو اسلام براش فاتحه میخونند اما تو مسیحیت چی؟ 3-با اینکه ما تو ایران مرتد حساب میشیم اما میخواستم بدونم که ثواب های که در دین قبل کردیم حساب میشه؟ 4:چه جوری فرق کلیسا هارو فهمیم؟مثلا فولان کلیسا برای کاتلبکه یا زبونشون.. 5-شما که مسلمان بودید چرا مسیحی شدید؟ ممنون میشم اینارو توضیح بدید ببخشید که پر حرفی کردم خیلی ممنون میشم کلی سوال دارم به همین روال جواب بدین.

فرستندۀ این روی خط ٢:٣٥:٥٢ ١١/٢٤/٢٠١٤

دوستان عزیز، سلام. مرسی که سؤالات فوق را مطرح کردید. اگر ای‌میل خود را نیز زیر پیام درج کنید به شما جواب خواهیم داد. پاسخ به برخی از سؤالات در مجامع عمومی ممکن است مشکل‌ساز باشد یا مورد سوءتفاهم واقع شود. با درود. کلمه





 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۱۵ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En