/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
Back

در آغاز "کلمـه" نبود

دکتر مهرداد فاتحی

 

پنجاه شماره از مجلۀ کلمه گذشت. این موفقیت را به همۀ دست‌اندرکاران و نیز خوانندگان مجله تبریک می‌گویم و از صمیم دل آرزو می‌کنم که صد سال به از این سال‌ها!

زمانی بود که "کلمه" نبود! و از این حیث تفاوتی بزرگ بین این "کلمه" و کلمه یا کلامی وجود دارد که یوحنا در باب نخست از انجیل خود از آن سخن می‌گوید: «در آغاز کلمه (یا کلام) بود و کلمه با خدا بود و کلمه خدا بود» (یوحنا ۱:‏۱). ولی از جهاتی دیگر می‌توان شباهت‌هایی بین این دو دید.

"کلمه" یا "کلام" در یوحنا برگردانِ واژۀ لوگوس Logos در یونانی است. لوگوس از یک سو حاوی مفهوم کلام یا پیام است و از سوی دیگر حاوی مفهوم عقل یا اندیشه. بنابراین وقتی یوحنا از تجسم و انسان شدن لوگوس سخن می‌گوید (یوحنا ۱:‏۱۴) مقصودش جسم گرفتن و هیئت بشری پیدا کردن اندیشه و پیام خداست برای ما انسان‌ها. زمینۀ مفاهیم فوق را باید از یک سو در نوشتجات نبوتی، و از سوی دیگر، در ادبیات حکمتی عهدعتیق جستجو کرد. تاریخ انبیا در واقع تاریخ ظهور و نزول کلام خدا بود بر کسانی که از سوی خدا برای بیان پیام او برگزیده شده بودند. عبارت "کلام خداوند" حدود ۲۴۰ بار در عهدعتیق به کار رفته که نود درصد موارد به کلامی نبوتی اشاره دارد. بارها و بارها در نوشته‌های انبیای اسرائیل با عبارت "کلام خداوند بر من نازل شد" روبرو می‌شویم. یوحنا با سخن گفتن از انسان شدن "کلام" (لوگوس) می‌خواهد بگوید همان کلامی که در طول تاریخ نَبَوی بر انبیا نازل می‌شد و حاوی پیام خاص خدا برای قوم خاص او در موقعیت تاریخی خاص بود، اکنون در نقطۀ اوج این تاریخ، نه به‌صورت پیامی که تنها در قالب کلمات بیان شود بلکه در شخصیتی تاریخی جسم و خون به خود گرفته و انسان شده است. به دیگر سخن، مسیح نه پیام‌آوری در ردیف سایر پیامبران، بلکه عین پیام و کلام خدا برای بشریت است.

مفهوم حکمت در ادبیات حکمتی یهود، زمینۀ دیگر لوگوس را در یوحنا تشکیل می‌دهد. حکمت در اندیشۀ یهود طریق دستیابی به سعادت شمرده می‌شد. این حکمت در وهلۀ نخست در جهان آفرینش به ودیعه گذاشته شده بود. خدا به حکمت خود جهان را آفرید و از همین رو نظر کردن هوشیارانه در جهان مخلوق یکی از منابع مهم حکمت در نوشته‌های حکمتیِ کتاب‌مقدس است. این حکمت در باب هشتم کتاب امثال در قالب شخصی

تصویر گردیده که چون معمار و استادکاری ماهر به خدا در کار آفرینش یاری ‌می‌دهد. به‌علاوه، همین نقش خلاقه در مزامیر به "کلام" نسبت داده شده است که آن را به مفهوم حکمت در امثال نزدیک می‌سازد: «به کلام خداوند آسمان‌ها ساخته شد» (مزمور ۳۳:‏۶). این البته یادآور باب یک پیدایش است که در آن خدا با فرمان خود که بی‌شک تجلی و حامل حکمت نهفته در پس آن بود، به جهان شکل داد. یوحنا در به تصویر کشیدن لوگوس به‌عنوان واسطۀ آفرینش به چنین قسمت‌هایی از عهدعتیق و پردازش‌های آن در سایر کتب دینی یهود نظر دارد:

«همه چیز به‌واسطۀ او (کلمه) پدید آمد، و از هر آنچه پدید آمد، هیچ چیز بدون او پدیدار نگشت» (یوحنا ۱:‏۲).

ولی نظر کردن در جهان آفرینش عالی‌ترین طریق نیل به حکمت انگاشته نمی‌شد. زیرا انسان به‌سبب سقوط در گناه و دوری از خدا قادر به استخراج درست حکمت الهی از جهان خلقت نبود. به‌علاوه، از آنجا که خدا منبع اصلی حکمت نهفته در جهان بود، مکاشفۀ خدا در کتب مقدس، خصوصاً تورات، از آنچه در جهان به ودیعه گذاشته شده بود بس فراتر می‌رفت. بنابراین، از دیدگاه یهود، حکمت و سعادت نهفته در آن را باید نه تنها در جهان خلقت بلکه بیش از آن، در شریعت خدا و زندگی مطابق آن جستجو کرد. ولی تاریخ بشر و بخصوص قوم یهود نشان می‌دهد که شریعت هم نتوانست وسیلۀ کاملی برای نیل به حکمت و سعادت حقیقی باشد، چه انسان به سبب اسارت گناه و ضعف اخلاقیِ عمومی قادر به اجرای درست آن نیست.

حال در برابر این دو منبع بزرگ حکمت، یعنی جهان آفرینش و شریعت خدا، یوحنا مسیح را به‌عنوان اوج تجلی حکمت و به‌واقع به‌عنوان تجسم کامل آن در قالب شخصیتی بشری به‌تصویر می‌کشد. عالی‌ترین محل ظهور حکمت الهی، و بهترین وسیلۀ نیل به سعادت حقیقی، نه نظاره‌گری در جهان خلقت است و نه تلاش برای نگاه داشتن احکام خدا، بلکه شناخت و رابطه با این شخص یعنی عیسای ناصری. در او کلام و حکمت خدا برای انسان کاملاً قابل لمس شده است. در او خدا در کار آفرینشی نو است. در او سعادت حقیقی بشر یافت می‌شود.

اما بشریتی که لوگوس به خود می‌گیرد همۀ ابعاد وجود بشر را شامل می‌شود. موجودیت لوگوس در سیمای بشری موجودیتی بود تاریخی و فرهنگی. کلمه انسان شد و این انسان نه انسانی کلی، بلکه انسانی بود خاص که به زبانی خاص سخن می‌گفت و با بهره‌جویی از مفاهیمی خاص می‌اندیشید، مفاهیمی که برخاسته از زمینه و فرهنگ یهودی بود.

لزوم تاریخمندی و فرهنگ‌پذیری کلمه و کلام مجسم خدا را باید در تاریخمندی و فرهنگ‌پذیری هستی بشری جستجو کرد. انسان موجودی است تاریخمند، فرهنگ‌پذیر و فرهنگ‌آفرین، و از همین رو خدا نیز خود را در موقعیت تاریخی و در چارچوب فرهنگی خاصی بر انسان مکشوف می‌سازد. چه در غیر این صورت انسان قادر به شناخت او نخواهد بود. مکاشفۀ خدا در طول تاریخ همیشه در قالب‌های خاص تاریخی- فرهنگی ریخته شده است. و این در مورد نقطۀ اوج این مکاشفه یعنی کلمۀ مجسم خدا، عیسی مسیح، نیز صحت دارد. مأموریت کلمه این بود که اندیشه و پیام خدا را در قالب زبان و فرهنگی خاص بریزد.

مجلۀ "کلمه" نیز مأموریتی مشابه برعهده دارد، مأموریتی بس خطیر و بس کارساز. مأموریت مجلۀ "کلمه" این است که اندیشه و پیام مسیحی را در قالب زبان و فرهنگ ایرانی بریزد. چقدر به‌جا است که روی جلد مجله در معرفی آن گفته شده: مجلۀ ایمان و فرهنگ مسیحی ایرانی. زیرا فرهنگ مسیحی به‌معنای کلی وجود ندارد. آنچه می‌تواند وجود داشته باشد فرهنگ مسیحی ایرانی و ژاپنی و انگلیسی و غیره است. به‌قول اسقف دهقانی که خود در این راه خدماتی بس ارزشمند به مسیحیت ایرانی کرده است، یک چاه است و دو چشمه.

مأموریت ریختن ایمان مسیحی در قالب زبان و فرهنگ ایرانی از اهمیت بسیار برخوردار است. اساساً درخت مسیحیت در ایران و در میان ایرانی‌ها به‌ثمر نخواهد نشست اگر در خاک فرهنگ و تفکر این مرز و بوم ریشه ندواند. در اینجا باید خاطرنشان ساخت که مسیحیت در آغاز در مشرق‌زمین تولد یافت و بالیدن گرفت و تنها بعدها به مغرب‌زمین هم راه یافت. هر چند کتب عهدجدید به یونانی نگاشته شده، ولی از ریشه‌های عمیق در کتب عهدعتیق، و نیز در اندیشه و دیانت یهود، برخوردار است. و این بدان قرابت و نزدیکی خاصی با فرهنگ شرقی ما ایرانیان می‌بخشد که از بسیاری لحاظ فهم دقایق و ظرایف آن را برای ما آسان‌تر از غربیان می‌سازد.

البته هر فرهنگی حاوی عناصری است که با اصول ایمان و ارزش‌های مسیحی ناسازگار است. فرهنگ ایرانی نیز از این امر مستثناء نیست. اما بسیاری عناصر دیگر را می‌توان یافت که قالب‌های مناسبی برای ظهور و بروز ایمان مسیحی به‌دست می‌دهند. شناسایی و به کارگیری مؤثر این عناصر مأموریت خطیری است که نویسندگان، هنرمندان، شاعران و اندیشمندان ایرانی مسیحی عهده‌دار آنند. و جای بسی خوشبختی است که مجلۀ "کلمه" فرصتی و میدانی برای ابراز وجود و هنرنمایی این فرهنگ‌آفرینان جوان فراهم آورده است.

در خاتمه، بار دیگر نشر پنجاهمین شمارۀ "کلمه" را به همۀ دست‌اندرکاران گذشته و حال مجله تبریک می‌گویم و موفقیت هر چه بیشتر آنان را در تحقق مأموریت خطیر و "کلمه"گونۀ مجله یعنی ریختن پیام و حکمت سعادت‌بخش الهی در قالب اندیشه و فرهنگ ایرانی از خداوند خواستارم.


ارزیابی این مقاله ٠ from ٠ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ١ ٢ ٣ ٤ ٥  

نظرات ارسالی در مورد مقاله



برای این مقاله پیامی ارسال نشده است .




 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۱۵ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En