/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
Back

خدا را آرامی مدهید

دکتر مژده شیروانیان

 

مدتی پیش در حین مطالعۀ روزانه به آیاتی در کتاب‌مقدس برخوردم که به‌نظرم می‌آمد پس از بیست و هشت سال مسیحی بودن برای اولین بار آن را می‌خواندم! در کتاب اشعیا نبی در فصل ‏۶۲ آیات ‏۶-۷ چنین می‌خوانیم: «ای اورشلیم دیده‌بانان بر حصارهای تو گماشته‌ام که هر روز و هر شب همیشه سکوت نخواهند کرد. ای متذکران خدا خاموش مباشید! و او را آرامی ندهید تا اورشلیم را استوار کرده، آن را در جهان محل تسبیح بسازد.»

اگر اورشلیم نمادی از قوم و فرزندان خدا باشد، در این آیات در درجۀ اول نجات‌دهندۀ امین، حمایت و محافظت خود از مرزها و نقاط آسیب‌پذیر زندگی ما را تأیید می‌کند. دیده‌بانانی که او بر حصار‌های ما گماشته دیده‌بانانی هستند که حتی لحظه‌ای از مأموریت خود غافل نمی‌شوند. چرا آن‌ها سکوت نمی‌کنند؟ مگر وظیفۀ دیده‌بان بیش از این است که با تمرکز و جدیت در روز و به‌خصوص در شب، که امکان حملۀ ناگهانی بیشتر است، حصارهای شهر را پاسبانی کند تا دشمن به آن نفوذ نکند؟ پس سکوت نکردن آنان برای چیست؟

در نگاه اول چنین می‌توان تصور کرد که شاید این دیده‌بانان با سخن گفتن با یکدیگر و یا سرود خواندن خود را بیدار نگاه می‌داشتند اما آیا این باعث نمی‌شد که تمرکز خود را از دست بدهند؟ وقتی بیشتر بررسی می‌کنیم می‌بینیم که یکی دیگر از وظایف دیده‌بانان این بود که فوراً پادشاه را از حضور دشمن آگاه کنند. اگر دیده‌بانی با هوشیاری و تمرکز سنگر خود را محافظت کند اما در وقت حملۀ دشمن ساکت بماند کار او بی‌فایده است.

احتمالاً این دیده‌بانان تنها زمانی به پادشاه گزارش می‌دادند که خطری جدی حصار شهر را تهدید می‌کرد، اما دیده‌بانانی که خدا برای کلیسا قرار می‌دهد آنانی هستند که نه تنها مأموریت خود را با بیداری و هوشیاری انجام می‌دهند بلکه در مواجهه با هر گونه خطر، تهدید و ناامنی احتمالی نیز ارتباط‌شان را با خدای خود از دست نمی‌دهند. نه در روز و نه در شب و نه هیچگاه!

همچنین دیده‌بانان چشم به‌راه پیام‌آوری با خبری خوش و یا رجعت پادشاه به شهر بودند چنانکه در اشعیا ۵۲:‏۸ می‌خوانیم: «آواز دیده‌بانان تو است که آواز خود را بلند کرده، با هم ترنم می‌نمایند، زیرا وقتی که خداوند به صهیون رجعت می‌کند آن‌ها معاینه خواهند دید.» دیده‌بانانی که خدا بر کلیسا گماشته انگیزه‌ای برای سکوت ندارند؛ آنان همیشه هم در روزهای روشن و زیبا و هم در شب‌های پر خطر و تاریک، هم در زمان بیداری و هم در زمان خستگی و تاریکی و غفلت همیشه به نویدی که از حضور و ملاقات خدا حکایت دارد بشارت می‌دهند.

آگوستین مقدس اشتیاق داشت که همیشه یا در حالت دعا یافت شود یا در حال رساندن پیام! یا با خدا از انسان‌ها سخن بگوید یا از خدا برای انسان‌ها!

اما پس از آن در این آیات خداوند ما را به چالشی شگفت فرا می‌خواند: «ای متذکران خداوند، (یا بر طبق برخی از ترجمه‌های معتبر، ای آنانی که به خدا یادآوری می‌کنید)، خاموش مباشید و او را آرامی مدهید....»

پادشاهان شرق و ایران‌زمین در دربار خود کسانی را داشتند که موظف بودند به پادشاه یادآوری کند که چه عهد و پیمانی با شخص یا اشخاص متفاوت بسته است و چه موقع زمان وفای به عهد رسیده است. چنانکه به‌‌عنوان مثال در کتاب استر می‌خوانیم که چطور خشایار شاه توسط یکی از تاریخ‌نویسان دربار متوجه می‌شود که وقت قدردانی از مردخای فرارسیده است.

اما خدای عالِم و دانا چه نیازی به یادآوری ما دارد؟ اسپرجان واعظ سرسپردۀ انجیل در قرن نوزدهم پاسخ این پرسش را بدین‌گونه می‌دهد: «خدایی که نمی‌تواند فراموش کند، با تمکین کردن و پذیرش قوۀ فراموشی ما از ما می‌خواهد چنین وانمود کنیم که گویی اوست که احتیاج به یادآوری دارد. با یادآوری و ذکر وعده‌های او، ما هستیم که با آن‌ها آشنا و عجین می‌شویم.» خداوند در حقیقت ما را به اصرار و جدیت برای دریافت وعده و قوت، حکمت و رحمت خود فرا می‌خواند. شاید به زبان امروزی می‌گوید: «ای قوم من، درِ خانۀ مرا از پاشنه بیرون آورید؛ مرا امان و قرار ندهید تا عهد خود را برای کلیسای خود بجا آورم و آن را استوار کنم و آن را محل پرستش قوم‌ها گردانم.» جالب این است که این چالش یک امر و فرمان است نه یک تعارف! فرمانی که نویدآور عمل و ملاقات قریب‌الوقوع خدا است.

این یادآوری تنها به وعده‌هایی مربوط نمی‌شود که هنوز به امید انجام و تحقق آن هستیم. اما این متذکران و یادآوری‌کنندگان، آنی از ذکر وعده‌های انجام شدۀ خدا نیز خدا را آرامی نمی‌دهند. خدای امین و زنده و فعالی که در گذشته به عهد خود وفا نموده است، متذکران را چنان بی‌قرار و برآشفته کرده است که لحظه‌ای از ذکر امانت خدا و شگرگزاری و سپاس او، خدا را آرامی نمی‌دهند؛ نه برای انجام وظیفه و عبادت دینی بلکه از سر بی‌قراری و هیجان!

باشد که مسیحیت ایرانی نسل ما با چنین "دیده‌بانان" و چنین "یادآوری کنندگانی" شناخته شود.


ارزیابی این مقاله ٣.١ from ٩٨ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ١ ٢ ٣ ٤ ٥  

نظرات ارسالی در مورد مقاله



برای این مقاله پیامی ارسال نشده است .




 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۱۵ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En