/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
Back

راه رفتن مرد مُرده

حسام مرتضوی

 

با شخصی که روزگارش را در زندان می‌گذراند و هر لحظه منتظر است تا حکم اعدامش به مرحلۀ اجرا درآید چگونه باید برخورد نمود؟ آیا خود شما تابه‌حال با چنین شخصی ملاقات کرده‌اید؟ فکر می‌کنید چنین انسانی در آخرین لحظات عمر خود به چه می‌اندیشد؟

فیلم راه رفتن مرد مُرده در سال ۱۹۹۵ راهی اکران سینماهای جهان شد و مورد تحسین و توجه علاقه‌مندان به سینما قرار گرفت و سوزان ساراندون بازیگر زن نقش اول فیلم نیز جایزه اسکار بهترین بازیگر زن جهان را دریافت نمود. تیم روبینز کارگردان و فیلمنامه‌نویس، همسر هنرپیشه زن این فیلم است.

عنوان فیلم، از اصطلاح متداول در زندان‌های آمریکا گرفته شده‌ است. بدین صورت که محکوم به اعدام، در مسیر حرکت به‌سوی اتاق اعدام، توسط یکی از مأموران زندان، به‌عنوان "مرده‌ای که راه می‌رود" مخاطب می‌شود.

راه رفتن مرد مُرده، داستان واقعی یک راهبۀ کاتولیک به‌نام هلن پرژان است که بین فقیران شهر نئورلئان آمریکا فعالیت می‌کند. در سال ۱۹۸۲ از طرف زندان مرکزی لوئیزیانا با هلن تماس گرفته می‌شود و مسئولین زندان از او درخواست می‌کنند که با شخصی که به حکم قتل و تجاوز به اعدام محکوم شده است ارتباط برقرار کند.

داستان فیلم بدین صورت است که یک روز هلن نامه‌ای از خود شخص اعدامی به‌نام ماتیو پانکلت دریافت می‌کند که او را برای مشاوره فرامی‌خواند. این نامه در شرایطی نوشته شده است که حتی خانوادۀ‌ متهم نیز به ملاقات او نمی‌روند. متهم به اعدام احتیاج به شخصی دارد که با او صحبت کند. او در شرایطی قرار دارد که به کمک یک مشاور روحانی محتاج است و به عقیدۀ او خواهر هلن تنها کسی است که می‌تواند به او کمک کند.

تصمیم بسیار مشکلی است. هلن تابه‌حال چنین موردی را در زندگی خود تجربه نکرده است. با اینکه به‌عنوان شخصی مسیحی حاضر است محبت خود را به هر قشری مخصوصاً فقرا نشان دهد ولی ارتباط با یک محکوم به اعدام که به کمک دوستش زوج جوانی را مورد تجاوز قرار داده و بی‌رحمانه آنان را به قتل رسانده است کار آسانی نیست. اما او سرانجام تصمیم می‌گیرد که به‌سراغ قاتل برود و در ملاقاتی که بین این دو صورت می‌گیرد ماتیو از او می‌خواهد که از پرونده‌اش حمایت کند زیرا خود را بی‌گناه می‌داند و خواهان عفو و بخشش است. ماتیو که شخصی شرور از طبقه کارگر جامعه است مدعی است که مرتکب قتل نشده است بلکه دوستی که در آن شب همراه او بوده است دو جوان را به قتل رسانده و قاتل واقعی اوست.

هلن به‌همراه وکیلی که برای ماتیو مقرر شده در تلاش هستند که متهم را از مجازات اعدام نجات دهند. اما آنان چند درصد شانس پیروزی در دادگاه را دارند؟ دادگاه مجدد نیز پرونده و حکم بخشش را رد می‌کند و اینک جز انتظار برای اعدام کار دیگری نیست که متهم بتواند خود را بدان مشغول کند. هیچ امیدی نیست!

فیلم در این شرایط به دنیای هلن و متهم می‌پردازد و هر یک در ملاقات‌های متعدد خویش به دنیای هم نزدیک می‌شوند و هر کدام در فکر اثر نهادن بر زندگی دیگری است. با اینکه ماتیو همیشه سعی می‌کند فاصله خود را با هلن حفظ کند چون به هیچ کس اعتماد ندارد اما محبت خالصانه هلن این عدم اعتماد را به مرور زمان از میان این دو رابطه محو می‌سازد. با اینکه میله‌های زندان می‌تواند نشانه‌ای سمبولیک از جدایی دنیای هلن (خوبی) و دنیای ماتیو (شرارت) باشد، ولی هر چه تماس و ارتباط بیشتر می‌گردد موانع نیز به مرور برداشته می‌شوند تا جایی که گویا هیچ چیز در میان نیست.

خواهر هلن با والدین دو مقتول نیز ملاقات می‌کند و در غم آنان شریک می‌گردد و با آنان اشک می‌ریزد. در انتهای این ملاقات والدین از او می‌خواهند که دست از کمک و حمایت این قاتل بی‌رحم بردارد و انتظار دارند که هلن پس از این ملاقات ارتباط خود را با متهم قطع کند. هلن در شرایط سختی قرار گرفته است. از یک طرف تعهد و وظیفه‌ای نسبت به متهم دارد و از طرف دیگر می‌خواهد به والدین مقتولین نیز تسلی خدا را ابراز دارد. اما به‌زودی درک می‌کند که به‌هیچ وجه قادر نیست در خط میان این دو حرکت کند و باید موضع خویش را مشخص سازد. در این ملاقات، هلن قصد خود به ادامۀ کمک به متهم را ابراز می‌کند و تأکید می‌کند که او نه به‌خاطر کاری که متهم مرتکب شده است در کنارش می‌ماند بلکه برای آنچه که او هست؛ یعنی شخصی که خدا او را خلق نموده ولی شرایط بی‌رحم زندگی او را به این نقطه رسانده است.

والدین مقتول از هلن به‌خاطر حمایتش از متهم متنفر می‌شوند. عقیدۀ آنان این است که ماتیو پست‌تر از یک انسان است و از اینکه هلن در کنار این قاتل بی‌رحم قرار گرفته است باید مورد شماتت و سرزنش جامعه قرار گیرد. بیننده می‌تواند دیدگاه والدین مقتولین را کاملاً درک کند ولی هلن تصمیم خود را گرفته است که از کمک به متهم دست برندارد.

احساس این زن فداکار این است که "چشم به عوض چشم" که حکم عهدعتیق است با روحی که در تعالیم عیسای مسیح قرار دارد مغایر است.

هر چه به اعدام نزدیک و نزدیک‌تر می‌شویم این تنش اوج بیشتری به خود می‌گیرد. ماتیو هیچ کمکی به پرونده‌اش نمی‌کند و همچنان بر بی‌گناهی خود و شایستۀ بخشش بودنش اصرار می‌ورزد. حقیقتاً که دوست داشتن او کار ساده‌ای نیست. در او به‌هیچ وجه آثار پشیمانی و ندامت وجود ندارد و دیدگاه‌های افراطی‌اش انزجار بینندگان را تحریک می‌کند. اما برای هلن موضوع فرق می‌کند. او از واکنش‌های ماتیو نفرتی به‌دل خود راه نمی‌دهد بلکه خود را در شرایطی می‌بیند که باید با محبتی که خود از خداوندش عیسای مسیح دریافت نموده است، با دنیای پر از شرارت ماتیو مبارزه کند. چشمان او حتی در این قاتل هم نکات با ارزشی می‌بیند. انسانی که ساختۀ دست خداست و به‌خاطر خودش دارای ارزش است. هلن پر از شفقت و رحمت در ملاقات با خانوادۀ متهم نیز به این نکته پی می‌برد که ماتیو برخاسته از محیطی بی‌شفقت و سرد است. شاید او کلمۀ "محبت" را هیچگاه در محیط خود نشنیده و لمس نکرده است. او نیز قربانی اجتماعی است که در آن زندگی می‌کند. قربانی اجتماعی که به او راه بد زیستن را پیشنهاد کرده است و در تلاش است که او را با دنیای محبت و پرشفقت خداوند بیگانه سازد. اجتماعی که هلن در آن زندگی می‌کند نیز علیه او برمی‌خیزد و او به‌تدریج محبوبیت خود را از دست می‌دهد. دوستان از او کناره می‌گیرند و حتی بچه‌ها نیز با ورود او کلاس را ترک می‌کنند و همۀ این برخوردها نتایج موضعی است که او انتخاب کرده است. از نظر دنیا، هلن پرژان در کنار شریر ایستاده است و بدین دلیل باید او را تنبیه نمود و از ادامۀ دوستی و مشارکت با او امتناع ورزید. شاید در این شرایط هلن بیشتر از هر زمانی شبیه به عیسی بودن را تجربه می‌کند. عیسی نیز در میان مردمِ به‌ظاهر عادل و دیندار به دوست گناهکاران و باجگیران شهرت یافته بود و بسیاری از اطرافیان و حتی شاگردان به‌خاطر نزدیکی عیسی به مطرودین اجتماع از او دلخور می‌شدند و از ادامۀ پیروی او دلسرد می‌گشتند. اما این برخوردها عیسی را از هدفش بازنداشت.

هلن بر این باور بود که محبت قدرتمندتر از این است که مغلوب شرارت شود. او می‌دانست که نباید مغلوب بدی شود بلکه بدی را به نیکویی مغلوب سازد. او برای آن آشتی و صلحی مبارزه می‌کرد که باید در قلب پر از نفرت ماتیو ایجاد گردد و در تلاش بود که با ایمان مسیحی خود، این تغییر را در او ایجاد کند. کارگردان در فیلم این موضوع را به آهستگی نمایش می‌دهد. قاتل بی‌رحم در حال تغییر است حتی اگر خود خواهان آن نباشد. او قربانی دریای محبتی است که به‌سویش در جریان است. او به‌مرور زمان درنده‌خویی خود را از دست داده و نسبت به سابق نرم‌تر شده و همیشه در انتظار این است که هلن به ملاقات او بیاید. او تفاوت را در هلن دیده و عمق محبت بی‌قید و شرط او را با تمام وجودش احساس کرده است. شاید اعترافی که متهم تنها در نزد هلن می‌کند اوج این دوستی و اعتماد باشد. قاتلی که هیچ نیرویی او را وادار به اعتراف نکرده بود در حضور هلن پرده از واقعۀ شب قتل برمی‌دارد و با زبان خود اعتراف می‌کند که یکی از مقتولین را با اسلحه به‌قتل رسانده است.

با اینکه زمانی به اعدام باقی نمانده است ولی ماتیو لب به اعتراف دیگری می‌گشاید که تکان‌دهنده است و آن جملۀ زیبای "دوستت دارم" است که نثار راهبۀ فداکاری می‌کند که تا آخرین لحظات اعدام در کنارش هست.

هلن تا آخرین لحظه به ماتیو محبت کرد. کاری که عیسی نیز تا پایان حیاتش بر زمین نسبت به همه انجام داد، حتی نسبت به یهودا که او را به دشمن تسلیم نمود. هلن به‌دنبال نجاتی به مراتب مهم‌تر و عظیم‌تر از نجات از پشت میله‌های زندان بود. او در فکر نجات واقعی ماتیو بود که می‌توانست حتی در آن مدت کم باقی‌مانده، مانند دزد بالای صلیب، مزۀ شیرین فردوس را تجربه کند.

در ساختن این فیلم خواهر هلن پرژان با سازندگان و هنرپیشگان فیلم همراهی صمیمانه‌ای کرده و از هیچ کمکی نسبت به آنان دریغ ننموده است. سوزان ساراندون هنرپیشۀ نقش اول فیلم که همسر سازندۀ فیلم نیز هست دربارۀ هلن می‌گوید: «ارتباط با هلن افتخاری برای من بود. او زن فداکاری است که ایمان و محبت عجیبی دارد. آشنایی با هلن تحول و دگرگونی عظیمی را در خانوادۀ خود من ایجاد نمود».

راه رفتن مرد مُرده فیلمی برجسته و قوی است که عمق شرارت و اوج بخشش را به تصویر می‌کشد. با اینکه تبلیغات پیرامون این فیلم بیشتر صحبت در باره لغو مجازات اعدام و مسائل سیاسی دیگر بود ولی فیلم خود پیامی بسیار والاتر دارد و آن این است که انسان با وجود اعمالی که انجام می‌دهد برای خداوند با ارزش است و خدا او را دوست دارد و به هر وسیله‌ای در فکر نجات اوست (انجیل لوقا ۱۹:‏۱۰).


ارزیابی این مقاله ٢.٩ from ٦٢ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ١ ٢ ٣ ٤ ٥  

نظرات ارسالی در مورد مقاله



برای این مقاله پیامی ارسال نشده است .




 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۱۵ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En