/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
Back

زنبور عسل

مریم دانشور

 

وقتی در شمارۀ گذشته برای مقاله گیاهان دارویی در سایت‌های مختلف دنبال مطلب می‌گشتم متوجه شدم که چقدر در مورد مزایای عسل مطلب وجود دارد. اما آنچه بیشتر از این ماده جادویی توجه مرا به خود جلب ‌کرد تولیدکنندۀ آن بود.

به‌یاد دارم نردۀ بالکن خانه‌ای که در دوران کودکی در آن زندگی می‌کردم تماماً با شاخه‌های درخت مو پوشیده شده بود و هر سال از اوایل فصل بهار تا اواخر تابستان که بهترین ایام برای استفاده از بالکن بود، زنبورهای عسل به آنجا هجوم می‌آوردند و امکان استفاده از این محیط را از ما سلب می‌کردند. من از کودکی از این حشرۀ کوچک وحشت داشتم، ‌یادم می‌آید که یکی از وسایل تفریحی من و برادر بزرگم این بود که با ذره‌بین و نور خورشید بدن این زنبوران زحمت‌کش را به آتش بکشیم! اما حال که در مورد مزایای عسل اطلاعات بیشتری بدست آورده‌ام و می‌دانم خدا چه مأموریت بزرگی به این موجود کوچک سپرده است، از کردۀ خود بسیار پشیمانم! امیدوارم حداقل بتوانم با نوشتن این مقاله دِینم را به این موجود زحمت‌کش ادا کنم!!

حال بیایید کمی به تاریخچۀ جمع‌آوری عسل بپردازیم. قدیمی‌ترین اثر تاریخی مربوط به برداشت عسل توسط انسان، به هفت هزار سال قبل از میلاد بر می‌گردد و در اسپانیا کشف شده است. این اثر که بر روی یک سنگ حکاکی شده است، انسانی را نشان می‌دهد که برای رسیدن به محل یک کندو از نردبانی بالا می‌رود در حالی که زنبوران عسل کارگر در اطراف سر او در حال پروازند. نقاشی دیگری نیز در آفریقا کشف شده است که فردی را در حال انجام همین کار نشان می‌دهد با این تفاوت که او برای دور کردن زنبورها از دود استفاده می‌کند.

به‌نظر باستان‌شناسان، قبایل بدوی با جمع‌آوری عسل آشنا بوده‌اند. عده‌ای جهت جمع‌آوری عسل از وسایل دودزا استفاده می‌کردند و عده‌ای نیز برای به‌دست آوردن عسل از لانه‌هایی که در صخره‌های تیز و مرتفع سنگی و در دره‌های عمیق قرار داشتند جان خود را به خطر می‌انداختند.

عسل در زندگی معنوی، اجتماعی و اقتصادی مصریان باستان نقش مهمی ایفا می‌کرده است. از حکایت‌های به‌جا مانده در پرستشگاه‌ها و دخمه‌های مردگان چنین برمی‌آید که عسل در آن روزگار از اهمیت ملی بسیاری برخوردار بوده است. در پاپیروس‌ها به اهمیت دارویی عسل اشاره شده است و در بیشتر داروها مقداری شیر و عسل به‌کار می‌رفته است. مصریان قدیم از آنجا که الکل در اختیار نداشتند از نوعی کوشاب که از جو، عسل و گندم تهیه می‌شد استفاده می‌کردند. در عهدعتیق نیز سرزمین موعود به‌عنوان مکانی که عسل و شیر در آن جاری است توصیف می‌شود. عهدجدید از عسل به‌عنوان مظهر فراوانی و نعمت یاد می‌کند و در طومارهای بحر‌المیت نیز از عسل نام برده شده است. در یونان باستان نیز عسل یکی از هدایای گران‌بهای طبیعت دانسته می‌شد. یونانیان تصور می‌کردند که خدایان به این علت فناناپذیر و جاودانه‌اند که خوراک بهشتی می‌خورند، و عسل را یکی از اجزای مهم این خوراک بهشتی می‌دانستند. در قرآن نیز سوره‌ای به‌نام نحل به‌معنی زنبور عسل وجود دارد.

عسل واژه‌ای عربی است. معادل فارسی آن، انگبین است به‌معنای شهد گل که زنبور عسل با خرطوم کوچک خود آن را می‌مکد. این شهد از راه دهان زنبور به کیسۀ بسیار کوچکی به‌نام کیسه عسلی وارد می‌شود و وقتی مقدار آن به حدود ۴۰ میلی‌گرم رسید، زنبور گل را رها کرده و به سمت کندو پرواز می‌کند. جالب اینجاست که زنبور عسل برای تهیه یک کیلو عسل، باید شهدِ ۲۰ میلیون گل را جمع‌آوری و به کندو منتقل کند. جالب‌تر این که زنبور عسل وقتی مشغول جمع‌آوری شهد یک گل است، روی سایر گل‌ها نمی‌نشیند. زنبور عسل پیش از رسیدن به کندو در بین راه مقداری از آب شهد را جذب می‌کند و چون شهد گل حاوی ۵۰ تا ۸۰ درصد آب است، با این کار میزان رطوبت عسل به حدود ۱۷ تا حداکثر ۲۵ درصد کاهش می‌یابد، به‌عبارت دیگر تقریباً از هر سه گرم شهدی که زنبور عسل به کندو می‌آورد، تنها یک گرم عسل به‌دست می‌آید.

این حشره با وجود اندام کوچکش دارای دو معده است، شهد گل‌های مکیده شده وارد معدۀ اول می‌شود. معدۀ اول به کیسه عسلی یا چینه‌دان معروف است که از طریق یک دریچه به معدۀ دوم منتهی می‌شود. معدۀ دوم عمل گوارش را انجام می‌دهد.

متأسفانه برخی تصور می‌کنند که عسل، مدفوع یا فضولات زنبور عسل است. این تصور کاملاً اشتباه است. مدفوع زنبور عسل ماده‌ای است به رنگ آجری یا قهوه‌ای که معمولاً خارج از کندو دفع می‌شود و به هیچ وجه قابل استفاده نیست، در صورتی که عسل محصول داخلی کندو و یک ماده غذایی است و به هیچ وجه با مدفوع زنبور قابل مقایسه نیست.

در هر کندو سه نوع زنبور عسل وجود دارد:

• یک ملکه

• هزاران یا ده‌ها هزار زنبور کارگر

• صدها یا هزاران زنبور نر

ملکه:

ملکه از لحاظ اندازه بزرگ‌ترین زنبور کندو است و به همین دلیل اغلب توانایی چندانی در پرواز ندارد. جالب است بدانید که ملکه هنگامی که یک لارو (کرم حشره) است، توسط زنبورهای کارگر انتخاب می‌‌شود تا بعدها به‌عنوان ملکه در کندو ایفای نقش کند. تنها تفاوت ملکه با زنبورهای کارگر که هر دو از جنس ماده هستند، توانایی بارداری ملکه است. پس از حدود ۱۱ روز این کرم به زنبور تبدیل می‌شود. پس از آن ملکه با حدود ۱۸ زنبور نر جفت‌گیری می‌کند و در نهایت پس از گذشت ۱۰ روز، ملکه در مدت یک روز تخم‌گذاری می‌کند. بنابراین بسیاری از زنبورهای یک کندو با اینکه از یک ملکه متولد شده‌اند، با هم خواهر و برادر تنی نیستند چون از پدر متفاوتند. یک زنبور ملکه می‌تواند در مدت یک روز تا ۳۰۰۰ تخم تولید کند.

زنبور نر:

قوی‌ترین موجودات یک کندو زنبورهای نر هستند که خوشبختانه نیش ندارند. وظیفه جمع‌آوری غذا یا شهد گل‌ها به‌عهده زنبورهای نر نیست، بلکه تنها مسئولیت آن‌ها تولید‌ مثل در کندو است. جالب آنکه اگر بنا به هر علتی غذا در کندو کاهش بیابد، زنبورهای نر از کندو اخراج می‌شوند! این زنبورها دارای چشم و شاخک‌هایی بزرگ‌تر از دیگران می‌باشند تا راحت‌تر بتوانند زنبورهای ملکه را پیدا کنند.

زنبور کارگر:

کارگران کوچک‌ترین زنبورها در کندو و از جنس ماده هستند اما اغلب نمی‌توانند باردار شوند. هر کندو به‌طور متوسط بین ۵۰ تا ۶۰ هزار زنبور کارگر دارد. زنبورهای کارگر مسئول تهیۀ غذا برای نوزادان و ملکه هستند. به‌علاوه، با بال زدن هوای داخل کندو را خنک نگاه می‌دارند، و از کندو نیز محافظت می‌کنند.

شاید با نگاهی گذرا به این سه عضو جامعۀ کوچک کندو به این فکر بیافتیم که چرا حتی بین این گروه کوچک نیز بی‌عدالتی حاکم است. چرا تنها یک نفر صرفاً به این دلیل که می‌تواند باردار شود باید ملکه باشد، و دیگران چون ضعیف‌تر هستند و توانایی بارداری ندارند باید به‌عنوان کارگر و به‌قول معروف زحمت‌کش خانواده خدمت کنند. اما با کمی تأمل به این نتیجه می‌رسیم که در اینجا هم عدالت برقرار است. مقام یک زنبور کارگر به‌هیچ وجه کمتر از ملکه و یا زنبورهای نر نیست. خدا به هر یک از آنها وظیفه‌ای محول کرده و در واقع هر یک از اعضای این جامعه به دیگری نیازمند است و وجود یکی به دیگری وابسته است. فقدان هر یک از اعضای این جامعه کوچک، زندگی سایر اعضا را مختل می‌سازد. و این نکته‌ای است که در هر جامعه‌ای، از جمله در کلیسا باید در نظر گرفته شود. پولس رسول در اول قرنتیان ۱۲:‏۱۲-۳۱ این موضوع را به زیبایی برای ما باز می‌کند.

در انتها باید به این نکته توجه کرد که آفریدگار ما، خدا، زنبور عسل را خلق کرد تا در طبیعت تعادل و باروری ایجاد کند، خوراکی مقوّی و شفابخش در اختیار انسان نهد، و از طریق گردپاشی سالیانۀ آن بر باغچه‌های‌مان، بر زیبایی طبیعت بیافزاید. تأمل در آفریدگاری که این چنین به جزئیات توجه دارد، براستی شگفت‌انگیز است.

For the English copy of this article please contact info@kalameh.com

ارزیابی این مقاله ٣ from ٧٧ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ١ ٢ ٣ ٤ ٥  

نظرات ارسالی در مورد مقاله

فرستندۀ این روی خط ٦:٦:٥٦ ٥/٢٨/٢٠٠٧

با سلام و آرزوی سلامت و توفیق برای شما غزیزان دست اندرکار و کسانی که برای من و امثال من با دقت و ظرافت غذ ا تهیه می کننداز خواندن این این مقاله خوشحال هستم تا از این بعد به این مسئله نگاه نکرده بودم. از کار و سیستم تولید عسل از طریق زنبور ها را نمی دانستم. و همانطور که اشاره کرده بودید من هم فکر می کردم عسل مدفوع زنبور می باشد!!! باور کردنی نیست که خداوند در طبیعت به چه ظرافت و دقتی کار می کند!!! جلال و تمامی جلال ازآن اوست.

فرستندۀ این روی خط ١٣:٢١:٢٧ ١٢/٢٤/٢٠٠٧

خوب بود ادامه بده





 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۱۵ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En