/images/Login/login_left5.png
نام کاربری   کلمۀ رمز              
/images/Login/login_right5.png
‮گرافیک کم‮
  
Back

جاذبۀ صلیب مسیح

اسقف دهقانی تفتی
 
 

یکی از اشکالاتی که در راه قبول مصلوب شدن عیسای مسیح قرار دارد این است که گفته می‌شود که تحمل درد و رنج از طرف شخص بی‌گناهی برای رهایی گناهکاران خارج از انصاف و حتی غیراخلاقی است. می‌گویند که اصل عدالت ایجاب می‌کند که افراد مسئول اعمال خود باشند و این درست نیست که شخصی در راه تقصیرات دیگران مصیبت ببیند چه رسد به اینکه جان شیرین خود را هم در آن راه فدا سازد. البته این معادله صحیح است، در صورتی که عشق و محبت را در آن وارد نسازیم؛ ولی موضوع اینجاست که عامل عشق و محبت عاملی مهم و واقعی است.

حقیقت این است که در این دنیا شرارت و درد و رنج وجود دارد. اگر بگوییم که هرکسی مسئول اعمال خویش است و مشکلات افراد به کس دیگری مربوط نیست به‌جز به خودشان، محبت و همدردی و فداکاری که باعث گرمی دل‌ها و اعتلای روح بشریّت می‌شود از بین خواهد رفت و جهان مبدّل به جنگلی سرد و بی‌روح خواهد گردید که زندگی در آن با زندگی حیوانات درنده فرقی نخواهد داشت. تنها با موازین منطقِ سرد و عدالتِ خشک بدون محبت و همدردی و ایثار نفس دنیا مبدّل به کارخانه‌ای خواهد شد که آدمک‌های مکانیکی در آن رفت و آمد دارند، همه چیز مطابق مقررات و موازین معین شده حرکت می‌کند ولی اثری از روحیه گرم و غم‌خواری و فداکاری در آن نیست. خوشبختانه زندگی واقعی چنین نیست. در زندگی دردهایی وجود دارد که درمانش از دست دردمند خارج است و او را وامی‌دارد که دست نیاز به‌سوی مبدأی خارج از خود دراز کند.

 

نمی‌دونم که این درد از که دارم

             همین دونم که درمونم تُه داری!

 

از نظر مسیحیت، آدمی دردمند است و فداکاری مسیح بر روی صلیب درمان دردهای او است.

مولانا جلال‌الدین در طی داستان‌های صوفیانه خود، گهگاه ابیاتی دارد که واقعیت درد و رنج و اهمیت همدردی و غم‌خواری را بیان می‌دارد؛ از جمله آنجا که طبیب الهی در معاینۀ بیمارش می‌گوید:

 

«گفت: دانستم که رنجت چیست، زود

       در خـلاصت سِحـرها خواهـم نمـود؛

شـاد بـاش و فـارغ و ایـمن کـه من،

        آن کنـم بـا تـو کــه بـاران بـا چمن،

مـن غـم تـو می‌خورم، تو غم مخور،

     بـر تـو مـن مشفق‌تـرم از صد پـدر.»

 

مسیحیت معتقد است که خدا که از "صد پدر، مهربان‌تر است" به‌وسیلۀ فداکاری مسیح در خلاص ما "سِحرها" نمود و کاری کرد که "باران با چمنزار" می‌کند، یعنی حیات جدید در ما دمید، در راه ما غم‌خواری کرد و دردهای ما را بر خود گرفت. بر دیوار بیمارستانی در این‌باره شعری الصاق شده است که بی‌مناسبت نیست ترجمۀ آن در اینجا از نظر خوانندگان بگذرد:

 

"آه بَشَر"

صدای آه بشر شد بر آسمان ز فغان،

          که ای خدا بزدا درد و رنج را ز جهان!

به‌ عالَمی که به‌‌حُسن و به‌نظم تُست بکار،

                به‌آن بیافکند اظلال و هم نماید تار.

اگر زدوش بشر بار درد می‌شد باز،

          به‌سوی عرش تو می‌کرد ای خدا پرواز.

نما تو محو ز دنیا همیشه رنج و خطر،

                      که آدمی بپرستد ترا ز دل بهتر.

سپس خدای جهان در جواب عالمِ خویش،

               بداد پاسخ و مرهم گذارد بر دل ریش:

بگیرم ار همه درد، از کجا بیاید دست،

      توان و استقامتِ روحی که در مصیبت هست؟

محبّتی که دلی را بدل بپیوندد،

                کند ز خود گذری و به‌سود خود خندد،

فدائیان حقیقت که از میانه نار،

                     نظر فکنده به بالا، دلیر و بی‌آزار.

فنا شود همه اینها اگر نباشد درد،

               به‌جای مهر و محبت، قلوب گردد سرد.

تو قدر آنکه دلیل وصال ما است بدار،

        به‌جان سپاسش گو، یعنی مسیح بر سر دار!

 

گهگاه در این زندگی اتفاق می‌افتد که شخصی بدون در نظر گرفتن سود شخصی برای شخص دیگری غم‌خواری می‌کند و به اصطلاح بلاگردان او می‌شود و حتی جان خود را نیز در راه او نثار می‌کند. در نتیجه این نوع محبت و فداکاری نیروی عظیمی در محیط سر داده می‌شود که اگر افراد خود را در معرض آن قرار دهند وجودشان از خودخواهی پاک می‌شود، شفا می‌یابند و جان تازه می‌گیرند.

باید دانست که آوردن امثال و اشعار و داستان‌های مناسب ممکن است در فهم موضوع صلیب ما را یاری نماید، ولی واقعۀ صلیب را در واقع نمی‌توان همانند هیچکدام از آنها دانست. تصلیب مسیح واقعه‌ایست بی‌نظیر و جاذبه‌ای دارد که جان‌های دردمند را چون آهن‌ربا به خود جذب می‌کند و آنها را شفا می‌بخشد و آرام می‌کند.

در رسالت و نشر پیام خود، پیغمبر اسلام و عیسای مسیح با یکدیگر وجوه مشترکی دارند، از جمله هر دو نفر با مخالفت رؤسای قوم خود روبرو شدند. فریسیان با مسیح و قُریش با پیغمبر، هر دو این گروه حیثّیت و موقعیت خود را در خطر می‌دیدند و قصد از بین بردن هر دو نفر را داشتند، ولی شباهت در همین جا خاتمه می‌یابد. عقیدۀ عمومی در اسلام بر آنست که غزوات پیغمبر برای پیشبرد و ابقا‌ء اسلام واجب بود. امّا عیسی، از به‌دست گرفتن قدرت دنیوی اِبا ورزید و به دوستان خود اجازه نداد که برای او بجنگند، به تسخیر اورشلیم نپرداخت و بر روی تپه‌ای خارج از حصار شهر به دار آویخته شد. صلیب، تخت پادشاهی و تاج خاری، افسر شاهی او گردید.

مسیحیان باید مواظب باشند که در این مقایسه، راه جَدل پیش نگیرند و در نظر داشته باشند که بزرگترین سدّ راهِ فهمِ روشِ راه عیسی و موضوع تصلیب، اَعمال خلافِ آن روش بوده است که از پیروان مسیح در طی تاریخ سر زده است. بدبختانه به‌نام مسیح و در زیر پرچم صلیب، مسیحیان جنگ‌ها کرده و خون‌ها ریخته‌اند. واقعۀ صلیب را تنها با روحیۀ خودِ صلیب یعنی حلم و فروتنی می‌توان تشریح کرد. از طرفی این را هم باید در نظر داشت که برای درک حقایق مذهبی به‌عوض ارزشیابی اعمال پیروان آن مذاهب، باید به اصل و منشاء و سرچشمه، یعنی بنیان‌گذار آن رجوع کرد. چه بسا که آب از سرچشمه پاک است ولی در راه به‌وسیلۀ افراد ناپاک آلوده می‌گردد. وقتی که همۀ گفتنی‌ها دربارۀ صلیب گفته شد، باید این حقیقت را هم اضافه کرد که تمامیت معنی صلیب مسیح را نمی‌توان کاملاً درک کرد.

واقعۀ صلیب برای عده‌ای زننده و احمقانه جلوه کرده و خواهد کرد، ولی برای مؤمنینِ به آن روش، همیشه سلامت و شفا در برداشته است. درک معنی صلیب و فهم محبت و آمرزش الهی در عمل و یافتن سلامت و آرامش و تجدید حیات، تنها به کمک روح‌القدس ممکن است و بس. سهم ما در همکاری با روح‌القدس این است که عاقل و صبور باشیم و آنچه را که خود از نیروی صلیب در زندگی تجربه کرده‌ایم با فروتنی و حلم برای دیگران بیان داریم تا مگر "در نور او نور را ببینند" و در تماس با شخصی که در راه آنان درد کشید و جان داد و بر مرگ پیروز شد از دردهای خود شفا یابند.


ارزیابی این مقاله ٢.٧ from ٧٩ رأی .
لطفاً این مقاله را ارزیابی کنید : ١ ٢ ٣ ٤ ٥  

نظرات ارسالی در مورد مقاله

فرستندۀ این روی خط ٦:٤٠:١١ ٤/١٧/٢٠٠٦

دوست گرامی، جناب آقای گلبافان، قبل از هر چیز باید خاطرنشان شویم که بسیاری از ما دست‌اندر کارآن این وب‌سایت مسلمان‌زاده‌ایم و پس از مطالعۀ انجیل و آشنایی با بخشش و محبت مسیح به او ایمان آوردیم. پس با قرآن و مطالعات اسلامی نیز سر و کار داشته و آشناییم. به‌طور خلاصه خدمت شما عرض می‌کنیم که قرآن عیسی مسیح را به‌عنوان یکی از پیامبران اعظم خدا و مقدس‌ترین وجود بشری معرفی می‌کند و برای او احترام و عزت خاصی قائل است که جای بسی خوشحالی است. اما متأسفانه این تعاریف در توضیح شخصیت عیسای مسیح کافی نیست چرا که او نه تنها در مقام انسان کامل، معلم و استاد شریعت و پیامبر خدا است، بلکه در بُعد الهی شخصیت خود از ذات الهی برخوردار است که او را با خدا هم‌سان می‌سازد. می‌دانیم که درک این نکته برای اذهان نا آشنا با تعاریف مسیحی و کتاب‌مقدسی از ایمان مسیحی دشوار است اما همین‌نکته باعث شد که نگارندگان قرآن نتوانند تعریفی دقیق و جامع بر اساس کتاب‌مقدس که مکاشفۀ مکتوب الهی است در قرآن ثبت و ضبط کنند. نکتۀ مهم دیگر مرگ و قیام مسیح از مردگان است که بر اساس قرآن، سورۀ آل عمران آیۀ ۵ به بعد "بر مسیحیان" مشتبه گشته است. پس بر اساس قرآن کسانی که واقعۀ صلیب مسیح را مشاهده می‌کردند دچار اشتباه شدند زیرا خدا یهودای خائن را به مرگ صلیب سپرد و عیسای مسیح را زنده به آسمان برد. اگر اناجیل را مطالعه کنید به‌وضوح درمی‌یابید که چنین باوری با آنچه در کلام خدا آمده و ایمان مسیحیان کاملاً متناقض و غیرقابل قبول است. چرا که اگر واقعیت صلیب و قیام مسیح را از او جدا کنیم بدین می‌ماند که آفتاب را از روز جدا کرده باشیم، که در آن‌صورت روز بدون آفتاب بی‌معنا خواهد بود. خواهشمندیم برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد مبانی مسیحیت به بخش تعلیمی وب‌سایت کلمه مراجعه فرمایید. خوشحال می‌شویم اگر بتوانیم در زمینۀ شناخت حقیقت مؤثر واقع شویم با آرزوی برکات وب‌سایت کلمه

فرستندۀ این روی خط ٤:٥٦:٩ ٣/٣٠/٢٠٠٧

به نام خداوند بخشنده و مهربان - من سید محمد رضا گلبافان میدانی هستم از دانشگاه بیرجند و در روز 17 ماه 4 سال 2006 برایتان مطلبی نوشته و جواب آن را گرفتم بنا بر آن این مدت را صرف خواندن دقیق انجیل کرده و در مورد حرفهایی که زده بودم اطمینان و یقین بیشتری برایم حاصل شد و ولی واقعا هنوز نفهمیدم چرا در حالی که پیامبر شما و یوحنا بارها وبارها آشکار و پنهان آمدن پیامبر ما"حضرت محمد(ص)"را بشارت دادند باز هم دست از لجاجت ها و تعصبات خود نمیکشید و به سیاهی عاقبت خود دو دستی چنگ زده و چراغهای هدایت را خاموش میکنید -شما آنچه برایتان مفید است را کنار زده و به هوس ها و آرزوهای زود گذر روی آورده اید و مسیح را قربانی توجیه کارهایتان میکنید واقعا افسوس که قرآن تحریف ناپذیر را با آن همه علم پویا در آن دست نوشته تعدادی چند میدانید و انجیل تحریف شده را که هرنسخه اش روایتی دارد... کتابی کاملا راستین. باز هم میگویم و خواهم گفت که بیایید و حقیقت را دریابید و این را نگذارید که دیر شود . من تحقیق کردم - شماهم بخواطر خودتان با بیطرفی تمام تحقیق کنید-راستی یادم رفت بگویم که تلاش شما برای مسیحی کردن یک مسلمان واقعی اگر هزار سال حم زحمت بکشید بی نتیجه میماند چرا که مسلمان واقعی لذت اسلام را با تمام وجود میچشد

فرستندۀ این روی خط ٥:٢٤:١٥ ٣/٣٠/٢٠٠٧

دوست عزیز، خوشحالیم که باز برای ما پیامی فرستادید. در پاسخ به آنچه نوشتید به ذکر چند نکتۀ کوتاه بسنده می‌کنیم. اول این‌که عیسای مسیح به‌هیچ عنوان به آمدن حضرت محمد بشارت نداده بلکه آنچه او در انجیل یوحنا می‌فرماید در مورد آمدن روح‌القدس است. لطفاً انجیل یوحنا را با دقت بخوانید : «اگر مرا دوست بدارید، احکام مرا نگاه خواهید داشت. و من از پدر خواهم خواست و او مدافعی دیگر به شما خواهد داد که همیشه با شما باشد، یعنی روحِ راستی که جهان نمی‌تواند او را بپذیرد، زیرا نه او را می‌بیند و نه می‌شناسد؛ امّا شما او را می‌شناسید، چرا‌که نزد شما مسکن می‌گزیند و در شما خواهد بود.» انجیل یوحنا باب ۱۴ آیات ۱۵ تا ۱۷. پس می‌بینید که عیسای مسیح به آمدن وجودی روحانی اشاره می‌کند که با چشم انسانی قابل رویت نیست و جاودانی است چرا که در وجود ایمانداران خواهد بود. دیگر این‌که ما پیش و حتی پس از مسیحی شدن قرآن را جز به جز مطالعه کرده و می‌کنیم و آنچه دربارۀ قرآن گفتیم در ارتباط با نگرش نویسندگان قرآن نسبت به موضوع صلیب است. زیرا تجزیه و تحلیل قرآن مبحث دیگری است که در این چند سطر نمی‌گنجد. و مطلب آخر این‌که ما به‌هیچ وجه درصدد مسیحی کردن مسلمانان نیستیم چرا که مسیح خود به شاگردانش فرمود: شما مرا نیافتید بلکه من شما را یافتم. پس وظیفۀ ما تبیین مسیحیت است و ایمان آوردن انسان‌ها به مسیح هدیه و فیض و عنایت خدا است. او است که انسان‌ها را به‌سوی خود می‌خواند و با فیض و بخشش مسیح آشنا می‌کند. او است که با روح مقدسش در قلوب انسان‌ها گرمای الهی می‌آفریند. خواهش ما این است که با قلبی باز و با خلوص نیت از خدا بخواهید که حقیقت مسیح و کلام او را بر شما مکشوف کند. فیض خداوند با شما. کلمه





 

مطابق قوانین بین‌المللی تمامی حقوق مربوط به وب‌سایت کلمه برای سازمان ایلام محفوظ است. © ۲۰۱۵ واژگان کلیدی | تماس با ما | شرایط سایت | نقشۀ سایت | En